
اگر در این چند سال گذشته جایی در BookTok و Bookstagram بودهاید، مطمئنم که نتوانستهاید از پدیدهای که کالین هوور یا همانطور که طرفدارانش با محبت او را CoHo میخوانند، فرار کنید. نویسنده با داستانهای عاشقانه و داستانهای شگفتانگیزش درباره امید، شفا، غم و راز، اینترنت پر کتاب را تسخیر کرده است.
بنابراین اگر در حال خواندن کتابهای کالین هوور بودهاید یا مشتاق داستانی در مورد یک عاشقانه شانس دوم، کشف یک راز پس از یک تراژدی، یک برخورد تصادفی تبدیل به داستان عاشقانه یا داستانی در مورد پویایی نامتعارف خانواده هستید، ما میبینیم. چیزی برای شما اینجا
اگر دوست داشتید نوامبر 9سعی کن بخونی...
یک سال به روز توسط رابین بنوی
یک سال گذشت—یک سال دلتنگی برای نینا. یک سال نقاط عطف - تعطیلات، تولدها، همه چیز بدون او.
لئو احساس می کند باید اتفاقی که در آن شب افتاد را به خاطر بیاورد. اما تنها چیزی که میداند این است که مهمانی را ترک کرد و با نینا و دوست پسر نینا، شرق، سوار ماشین شد.
ایست، که یک بار به نینا قول داده بود که مراقب خواهر کوچکترش باشد. شرق که از آن به بعد هر روز سعی می کند به این وعده عمل کند. اما شرق تنها چیزی را که لئو میخواهد نمیدهد - چیزی که او به آن نیاز دارد. او چیزی در مورد تصادف به او نمی گوید. او اصلاً در مورد آن شب صحبت نمی کند.
همانطور که روزها یکی به دیگری می افتند، داستان لئو در کنار هم قرار می گیرد در حالی که دنیای او از هم می پاشد. تنها ثابت تنها کسی است که می تواند به او کمک کند تا بار سنگین عشقش به نینا را تحمل کند - و ایست ممکن است بار بسیار سنگینی را حمل کند.
خورشید نیز یک ستاره است توسط نیکولا یون
ناتاشا: من دختری هستم که به علم و حقایق اعتقاد دارم. نه سرنوشت نه سرنوشت یا رویاهایی که هرگز محقق نمی شوند. من قطعا آن دختری نیستم که در یکی از خیابان های شلوغ شهر نیویورک با پسری زیبا آشنا شود و عاشق او شود. نه زمانی که خانواده من دوازده ساعت تا اخراج به جامائیکا فاصله دارند. عاشق شدن او داستان من نخواهد بود.
دانیل: من همیشه پسر خوب و دانش آموز خوبی بوده ام که انتظارات بالای والدینم را برآورده کرده ام. هرگز شاعر. یا رویاپرداز. اما وقتی او را می بینم، همه اینها را فراموش می کنم. چیزی در مورد ناتاشا باعث میشود فکر کنم که سرنوشت چیز بسیار خارقالعادهتری در انتظار هر دوی ماست.
کیهان: هر لحظه از زندگی ما را به همین لحظه رسانده است. یک میلیون آینده پیش روی ماست. کدام یک محقق خواهد شد؟
دیروزت را ببین توسط ریچل لین سولومون
بارت بلوم امیدوار است که کالج بعد از یک تجربه نامرتب در دبیرستان، شروعی تازه باشد. اما وقتی مدرسه در 21 سپتامبر شروع می شود، همه چیز خراب می شود. او از همه چیز در کلاس فیزیکش تحقیر شده است، او مصاحبه اش را برای مقاله کالج خراب می کند، و در یک مهمانی آن شب، به طور تصادفی یک پارتی را به آتش می کشد. او وحشت می کند و فرار می کند، و وقتی متوجه می شود که هم اتاقی اش او را در خوابگاهشان قفل کرده است، در اتاق مشترک به خواب می رود.
صبح روز بعد، بارت متحیر است که خودش را دوباره در تخت خوابگاهش می بیند و دیگر بوی خاکستر و رویاهای له شده نمی دهد. 21 سپتامبر است. از نو. و پس از رویارویی با مایلز، مردی از فیزیک 101، او متوجه می شود که تنها نیست - او برای ماه ها به دام افتاده است.
وقتی تلاشهای او برای اصلاح جدول زمانیاش با شکست مواجه میشود، او موافقت میکند که با مایلز برای یافتن راهی برای خروج کار کند. به زودی آنها در حال کاوش در زیر شکم مرموز دانشگاه هستند و به ماجراجویی های وحشیانه و عاشقانه می پردازند. همانطور که آنها شروع به دوست داشتن یکدیگر می کنند، با بزرگترین سوال بی پاسخ جهان روبرو می شوند: اگر بالاخره به فردا برسند، چه اتفاقی برای رابطه آنها می افتد؟
اگر دوست داشتید با ما به پایان می رسدسعی کن بخونی...
وقتی که ما بی نهایت بودیم توسط کلی لوی گیلبرت
تنها چیزی که بث میخواهد این است که حلقه دوستانش - گریس ناکامورا، براندون لین، سانی چن و جیسون تسو - با هم بمانند. با خانواده اش از هم پاشیده و آینده اش یک علامت سوال، این دوستان تمام چیزی هستند که او دارد - حتی اگر گاهی فکر کند که آیا واقعاً با آنها همخوانی دارد یا خیر. علاوه بر این، او مطمئن است که هرگز نمی تواند به جیسون بگوید که واقعاً چه احساسی نسبت به او دارد، بنابراین دوستی باید کافی باشد.
سپس بث شاهد یک عمل خشونت آمیز خصوصی در خانه جیسون است و همه گروه متزلزل می شوند. بث و دوستانش پیمان می بندند که هر کاری از دست بدهد برای محافظت از جیسون ، صرف نظر از فداکاری. اما وقتی حتی وفاداری شدید آنها برای جلوگیری از انتخاب زندگی تغییر دهنده جیسون کافی نیست ، بث باید تصمیم بگیرد که تا کجا مایل است به دنبال او برود - و چه مقدار از خودش مایل به تسلیم شدن است.
برخی از اشتباهات انجام شد توسط کریستین دوایر
شما همیشه نمی توانید دوباره به خانه بروید.
الیس و ایستون از دوران کودکی جدایی ناپذیر بوده اند. اما وقتی یک تصمیم عجولانه زندگی الیس - و رابطه او با ایستون - را به هرج و مرج میاندازد، مجبور میشود در نیمهی راه در سراسر کشور حرکت کند، دور از هر چیزی که تا به حال شناخته شده است.
الیس یک سال است که با ایستون صحبت نکرده است و شاید اینطور بهتر باشد. شاید در نهایت سوراخ ایستون شکل در قلب او بهبود یابد. اما وقتی مادر ایستون او را برای یک جشن به خانه دعوت می کند، الیس خود را در شبکه ای از درد دل، خیانت و عصبانیتی که پشت سر گذاشته است درگیر می بیند... و با پسری که هرگز از دوست داشتنش دست نمی کشد.
در میانه با من ملاقات کن توسط الکس لایت
ایدن بهترین دوستش کتی را داشت—او به هیچ کس دیگری نیاز نداشت. اما بعد ترومن بود.
برادر بزرگتر کیتی، هنرمند. گوشه گیر. پسری با لبخند معصوم و چشمان خطرناک.
ادن هرگز ترومن را واقعاً نشناخت - تا شب تصادف کتی. آن شب همان شبی بود که آنها در نهایت به همدیگر اجازه ورود به مدارشان را دادند - فقط برای اینکه آسمان بر آنها فرو ریخت.
با وجود کیتی در بیمارستان و فرار ترومن از غم و اندوه خود بدون هیچ کلمه ای، ادن تنها می ماند تا با درد خود دست و پنجه نرم کند. اما وقتی ترومن به شهر برمیگردد، آیا ادن میتواند به او اجازه دهد تا به زندگی خود بازگردد، زیرا میداند که اولین بوسه آنها چیزی است که دنیای آنها را از هم پاشید؟
اگر دوست داشتید حقیقتسعی کن بخونی...
راهنمای خوب دختران برای قتل توسط هالی جکسون
پرونده مختومه است. پنج سال پیش ، دختر مدرسه ای اندی بل توسط سال سینگ به قتل رسید. پلیس می داند که او این کار را کرده است. همه در شهر می دانند که او این کار را کرده است.
اما پیپا فیتز-آموبی پس از بزرگ شدن در همان شهر كوچكی كه قتل او را درگیر كرده بود ، چندان مطمئن نیست. هنگامی که او پرونده را به عنوان موضوع پروژه سال آخر خود انتخاب می کند ، شروع به کشف اسرار می کند که کسی در شهر به شدت می خواهد پنهان بماند. و اگر قاتل واقعی هنوز در آنجا نباشد ، آنها چقدر می خواهند پیپ را از حقیقت دور کنند؟
بد در عشق توسط گابریلا مارتینز
از زمانی که دانیل از برزیل به لس آنجلس نقل مکان کرد تا به گروه Mischief & Mayhem بپیوندد، او به پسر بد روزنامه ها تبدیل شد. پاپاراتزی او را تعقیب می کند و دختران از روی او غمگین می شوند. . . به جز ساشا که از پسرهای بد متنفر است. هنگامی که یک برخورد تصادفی آنها را به هم نزدیک می کند، ساشا فرصتی را می بیند تا به دانیل نزدیک شود و داستانی بنویسد که در مجله شایعات مشهوری که در آن کارآموزی می کند، نامی برای خود ایجاد کند. اما دانیل به طرز شگفت انگیزی شیرین و بسیار بامزه است - آیا ممکن است عاشق او شود؟
حقیقت این است: دانیل چیزی را پنهان می کند. وقتی ساشا راز خود را کشف می کند، آیا به دنبال قلب او می رود یا داغ ترین داستان تابستان را ارائه می دهد؟
آگاتاها توسط کاتلین گلاسکو و لیز لاوسون
به Castle Cove خوش آمدید - شهری نفرین شده با دختران گم شده،
دوست پسر بد، اسرار خانواده،
و چند صخره بسیار شیب دار
تابستان گذشته، دوست پسر ستاره بسکتبال آلیس اوگیلوی، استیو، او را رها کرد. سپس برای پنج روز ناپدید شد. جایی که او رفت و چه اتفاقی برای او افتاد بزرگترین راز در Castle Cove است. یا حداقل اینطور بود. زیرا اکنون یکی دیگر از دوست دخترهای استیو ناپدید شده است: بروک دونوان، بهترین دوست سابق آلیس. و به نظر نمی رسد که بروک برگردد...
آیریس آدامز، معلم خصوصی آلیس را وارد کنید. آیریس دلایل خاص خود را برای ناپدید شدن دارد، اگرچه برخلاف آلیس، او پول یا وسیله ای ندارد. این می تواند با پاداش سنگینی که خانواده بروک ارائه می دهد تغییر کند. پلیس متقاعد شده است که استیو مقصر است، اما آلیس چندان مطمئن نیست، و با آیریس در کنار او، ممکن است بتواند نظریه خود را ثابت کند.
خوشبختانه، آلیس دقیقاً همان چیزی را دارد که آنها برای شکستن پرونده نیاز دارند - آثار کامل آگاتا کریستی. اگر کسی هست که بتواند به دختران بیاموزد چگونه یک معما را حل کنند، این خود استاد است. اما شهر Castle Cove رازهای زیادی را در خود جای داده است و آلیس و آیریس نمی دانند که چقدر در معرض خطر هستند...
اگر دوست داشتید شاید یک روزیسعی کن بخونی...
هر آخر هفته دیگر توسط Abigail جانسون
آیا زندگی می تواند دوباره آغاز شود ... هر آخر هفته؟
زندگی آدام مونیهان قبلاً عالی بود. Straight As، دوستان صمیمی و زندگی خانگی آنقدر عالی که می توانست یک برنامه تلویزیونی از دهه 50 باشد. سپس برادر بزرگترش درگذشت. حالا مامان سرگرمکنندهاش مدام گریه میکند، او و برادر باقیماندهاش نمیتوانند بدون دعوا حرف بزنند، و پدری که همیشه او را تحسین میکرد با بیرون رفتن در زمانی که بیشتر به او نیاز داشتند، ثابت کرد که ترسو است.
زندگی جولین تیمبر هیچ شباهتی به فیلمهایی که دوست دارد ندارد - به هر حال نه فیلمهای شاد. به عنوان یک کارگردان مشتاق، او باید بداند، زیرا او از زمان کودکی زندگی خود را به عنوان یک فیلم بازسازی کرده است. با توجه به اینکه والدین طلاق گرفته اش در گلوی همدیگر قرار دارند و از او به عنوان یک پیاده استفاده می کنند، هیچ مقدار از بازنویسی ذهنی به او عشقی را که از گرسنگی می کشد، نمی دهد.
پسری که فکر میکند بخشش او را ضعیف میکند و دختری که فکر میکند عشق برای احمقها است، مجبور میشوند هر آخر هفته را در همان آپارتمان بگذرانند. آخر هفته هایی که او از آن می ترسید و او تحمل می کرد به زودی به بهترین بخش زندگی آنها تبدیل شد. اما وقتی زندگی یکی شروع به بهبود میکند در حالی که دیگری از کنترل خارج میشود، آنها متوجه میشوند که عاشق شدن در حالی که در محاصره نابودی آن قرار گرفتهاند به این معنی است که هیچ چیز تضمین نمیشود.
با روزا سانتوس قرار نگذار توسط نینا مورنو
روزا سانتوس توسط دریا نفرین شده است - حداقل این چیزی است که آنها می گویند. قرار ملاقات با او خبر بدی است، به خصوص اگر پسری با قایق هستید.
اما رزا بیشتر احساس می کند گرفتار شده تا نفرین شده. گرفتار بین فرهنگ ها و انتخاب ها. بین ابولای او، شفا دهنده و ستون محبوب جامعه آنها، و مادرش، هنرمندی که مانند طوفان در زندگی خود سقوط می کند و از آن خارج می شود. بین پورت کورال، شهر عجیب و غریب فلوریدا جنوبی که آنها آن را خانه میخوانند، و کوبا، جزیرهای که ابولای او حاضر به صحبت درباره آن نیست.
هنگامی که تصمیم دانشگاهی او در حال نزدیک شدن است، رزا - به معنای واقعی کلمه - با الکس آکینو، پسر مرموز با خالکوبی های اقیانوس که خانواده اش صاحب اسکله تفریحی هستند، برخورد می کند. آیا رزا با قلب، خانواده و آیندهاش در خط، میتواند نفرینی را بشکند و جای خود را فراتر از افق پیدا کند؟
نفس بکش و از ده به عقب بشمار توسط ناتالیا سیلوستر
ورونیکا برای مدیریت ناتوانی خود جراحی های زیادی انجام داده است. بهترین شکل توانبخشی شنا است، بنابراین او ساعت ها را در استخر می گذراند، اما نه فقط برای تقویت بدنش.
شهر فلوریدا او خانه Mermaid Cove است، یک جاذبه زیبا زیر آب که در آن پری دریایی های حرفه ای در تانک های غول پیکر اجرا می کنند. . . و ورونیکا می خواهد تست بزند. اما والدین پرویی محافظه کار او هرگز این کار را نکردند. و قطعاً هرگز اجازه نمیدهند او با الکس، همسایه جدید و بامزهاش باشد.
او تصمیم می گیرد که زمان آن رسیده است که کنترل زندگی خود را به دست بگیرد، اما نقشه های او زمانی به هم می ریزد که متوجه می شود والدینش حقیقت را از او پنهان کرده اند - حقیقت در مورد بدن خودش.
اگر دوست داشتید یادآوری های اوسعی کن بخونی...
خراب شده توسط هدر هنسون
تا زمانی که میری به یاد می آورد، او و پدرش، پو، در بهشت بوده اند – چیزی که پو خانه آنها را دور از چشمان کنجکاو در روستایی کنتاکی پنهان کرده است. اینطور نیست که میری نمی داند پدرش چه می کند یا چرا مردم او را "جادوگر" صدا می کنند. اینطور نیست که او نمی داند چرا کال، یکی از دوستانش و دست راست پو، با مسلسل در زمین گشت می زند. این چیز جدیدی نیست، اما اخیراً بهشت بیشتر شبیه یک زندان شده است.
وارد فن شوید. بچه جدید شهر می تواند دقیقا همان چیزی باشد که میری حواسش را پرت می کند... اما هیچ چیز ساده نیست. پو با غریبه ها مهربانی نمی کند. پدر مامور DEA فن کمی بیش از حد به خانواده میری علاقه دارد. و کال دیگر راضی به دوستی با میری نیست. اما آنچه گذشته است، مقدمه است – چیزی که در پی خواهد آمد همه چیز را ویران خواهد کرد.
دختراني كه شده ام توسط تس شارپ
نورا اومالی دختران زیادی بوده اند. او به عنوان دختر یک هنرمند پیشاهنگ که مردان جنایتکار را هدف قرار می دهد ، به عنوان محافظ مادرش بزرگ شد. اما وقتی مادر به جای اینکه او را متصل کند ، به دنبال مارک افتاد ، نورا هدف نهایی: فرار را کشید.
پنج سال است که نورا در حالت عادی بازی می کند. اما او باید مهارت های خود را از بین ببرد زیرا سه مشکل دارد:
شماره 1: همسر سابقش با دوست دخترش درگیر او شد. حتی اگر همه آنها دوست هستند ، وس از او و آیریس چیزی نمی دانست.
شماره 2: صبح روز پس از آنکه وس آنها را در حال بوسیدن یافت ، همه آنها باید برای واریز پول جمع آوری کمک مالی که در بانک جمع کردند ملاقات کنند. این کابوسی است که از ناجور به کشنده تبدیل می شود ، زیرا:
شماره 3: درست بعد از ورود آنها به بانک ، دو نفر شروع به سرقت از آن می كنند.
ممکن است سارقین بانک مشکل ساز شوند ، اما نورا کاملاً چیز دیگری است. آنها هیچ ایده ای ندارند که واقعاً چه کسی را به گروگان گرفته اند ...
این گلدن استیت نوشته ماریت وایزنبرگ
خانواده وینسلو بر اساس پنج اصل زندگی می کنند:
1. هیچ کس نمی تواند نام واقعی شما را بداند.
2. زیاد در یک مکان نمانید.
3. اگر احساس کردید چیزی اشتباه است، بلافاصله به محل ملاقات بروید.
4. نگه داشتن خانواده در کنار هم همه چیز است.
5. ای کاش می توانستیم به شما بگوییم کی هستیم، اما نمی توانیم. لطفا - نپرسید.
پاپی نمیداند چرا خانوادهاش تمام زندگی او را اداره میکنند، اما او میداند که اگر روزی گرفتار شوند، عواقب بدی در پی خواهد داشت. با این حال، کنجکاوی او هر سال افزایش مییابد، همانطور که میل او به دوستان واقعی و فرصتی برای ساختن چیزی، به جای پشت سر گذاشتن پروژههای مدرسه، تیمها و درهم شکستگیها در یک لحظه، بیشتر میشود.
هنگامی که یک نقل مکان به کالیفرنیا شکاف در برنامه ریزی دقیق والدینش را آشکار می کند، پاپی متوجه می شود که دنیای او چقدر شکننده است. او که مصمم است حقیقت را بیابد، یک آزمایش DNA در خانه ارسال می کند. درست زمانی که او شروع به حل شدن در زندگی جدید خود می کند و حتی با پسری در کلاس ریاضی خود صحبت می کند، نتایج آزمون فراموش شده او را به واقعیت باز می گرداند.
پاپی با کشف حقیقت تکان دهنده هویت واقعی والدینش، متوجه می شود که آزمایش DNA چندین دهه کار دقیق را برای ناشناس نگه داشتن خانواده اش خنثی کرده است - و گذشته به طرز خطرناکی نزدیک است که به آنها برسد. پاپی که مصمم است از خانوادهاش محافظت کند، اما برای چیزهای بیشتر ناامید است، باید بپرسد: چقدر از خودش مدیون خانوادهاش است؟ و آیا یافتن جایگاه خود در دنیا خیانت است؟

اضافه کردن نظر به: YA Friday: YA Books for Fans of Colleen Hoover