
با تشکر برای بدون حافظه
تصور می شود سالهای نوجوانی شما زمانی برای یادآوری باشد ، اما همانطور که دیدیم ، به نظر می رسید که بسیاری از کتابهای YA پر از نوجوانانی است که نمی توانند گذشته خود را به یاد بیاورند یا اینکه چه کسی هستند. Missing Trope مدتهاست که وجود دارد و برای کتابهای بزرگسالان جوان بسیار عالی است، زیرا میتواند عناصر اسرارآمیز زیادی را به یک رمان اضافه کند، زیرا نمیتوان تشخیص داد که آنچه راوی غیرقابل اعتماد فکر میکند درست است یا نادرست. این یک فیلم هیجان انگیز یا رازآلود را برای یک پایان پر پیچ و خم ایجاد می کند یا می تواند رشته های قلب شما را بکشد در حالی که شما این افراد را در نظر می گیرید که به دلیل از دست دادن حافظه حفره های بزرگی در زندگی خود دارند. آیا آنها خاطرات خود را باز خواهند گرفت؟ زندگی کردن به این شکل چگونه خواهد بود؟ به چه کسی می توانستی اعتماد کنی؟
اگر در مورد پاسخ به این س questionsالات کنجکاو هستید ، حتما این لیست از کتاب های YA را در زیر ببینید که در آن همه نوجوانانی که بخشی از حافظه خود را از دست داده اند ، به شما نشان می دهند.
ما دروغگو بودیم توسط E. Lockhart
كادنس سینكلر ایستون از یك خانواده قدیمی پول به سرپرستی یك پدرسالار كه یك جزیره خصوصی در نزدیكی کیپ كد دارد ، می باشد. هر تابستان ، خانواده بزرگ در خانه های مختلف این جزیره جمع می شوند و کادنس ، پسر عموهایش جانی و میرن و دوست گت (چهار "دروغگو") از هشت سالگی جدا نیستند.
با این حال ، در طول پانزدهمین تابستان ، کادنس دچار یک تصادف مرموز می شود. او دو سال آینده - و دوره کتاب - را در هاله ای از فراموشی ، میگرن ضعیف کننده و مسکن ها می گذراند و سعی می کند آنچه را که اتفاق افتاده است با هم جمع کند.
Titans Teen: Raven توسط کامی گارسیا
هنگامی که یک حادثه دلخراش جان مادر شوهر بچه هفده ساله ریون راث را می گیرد - و حافظه ریون است - او به نیواورلئان می رود تا در کنار خانواده مادر خوانده خود زندگی کند و سال آخر دبیرستان را به پایان برساند.
شروع کار آسان نیست. ریون به یاد می آورد که چگونه معادلات ریاضی را حل کند و ماکارونی درست کند ، اما نمی تواند آهنگ مورد علاقه خود یا کسانی را که قبل از حادثه بود به خاطر بیاورد. وقتی اتفاقات عجیب و غریب شروع می شوند - چیزهایی که اکثر مردم غیرممکن می دانند - ریون فکر می کند که شاید بهتر نباشد بفهمد که او در زندگی قبلی خود چه کسی بوده است.
اما هرچه بیشتر به خواهر رضاعی اش ، مکس ، دوستان جدیدش و تامی نزدیک می شود Torres ، پسری که او را برای آنچه در حال حاضر است قبول می کند ، ریون باید تصمیم بگیرد که آیا او آماده رویارویی با آنچه در گذشته دفن شده است ... و تاریکی درون او است.
کتاب خاطره توسط لارا اوری
سامی همیشه دختری با برنامه بود: فارغ التحصیل در بالاترین سطح کلاسش و هر چه زودتر از نظر انسانی از شهر کوچکش خارج شود. هیچ چیز مانع او نمی شود - حتی یک اختلال ژنتیکی نادر که پزشکان می گویند به آرامی شروع به سرقت خاطرات و سپس سلامتی او می کند. چیزی که او نیاز دارد یک طرح جدید است.
بنابراین کتاب حافظه متولد می شود: یادداشت های سامی در مورد آینده خود ، سندی از لحظات بزرگ و کوچک. این جایی است که او تمام جزئیات کامل اولین قرار خود را با خرد کردن طولانی مدت ، استوارت - یک نویسنده جوان و درخشان که تابستان در خانه است - ثبت می کند. و جایی که او اعتراف می کند که چقدر دوست صمیمی کودکی خود ، کوپر را از دست داده است ، و حتی مقصر این جنگ را که به دوستی آنها خاتمه داد ، مقصر می داند.
از طریق ترکیبی از نوشتههای صمیمانه مجله، یادگاریها و پستهای مهمان از دوستان و خانواده، خوانندگان عاشق سامی خواهند شد، دختری شجاع و برجسته که یاد میگیرد زندگی کند و زندگی را به طور کامل دوست داشته باشد، حتی اگر زندگی آنطور که او برنامهریزی کرده نیست.
به من دروغ بگو توسط کیتلین وارد
از زمانی که آملیا در بیمارستان از خواب بیدار شد و پس از یک سقوط نزدیک به مرگ که هیچ خاطره ای از آن ندارد، بهبود یافت، مشکوک بود. دوستان، خانواده و پزشکان او اصرار دارند که این یک تصادف بوده است، اما آملیا مطمئن است که او را به خاطر می آورد. سپس دختر دیگری در همان نزدیکی پیدا می شود -- یکی که افتاد، اما زنده نماند. ترس های آملیا ناگهان بسیار واقعی به نظر می رسد و با کمک دوست پسر جدیدش، لیام، تلاش می کند تا مصیبت وحشتناک خود را بررسی کند. اما او دقیقاً به دنبال چه چیزی است؟ و چگونه می تواند تشخیص دهد که چه کسی قابل اعتماد است، و چه کسی ممکن است -- باید -- به او دروغ می گوید؟
هرچه آملیا به حقیقت نزدیکتر شود ، دنیای امن و مرتب او را هراسناک تر می کند. او مصمم است که بداند چه اتفاقی افتاده است ، اما اگر سریع عمل نکند ، ممکن است آخرین تصادفش باشد.
خوشحالتر از این که نیست توسط آدام سیلورا
هارون سوتو ، شانزده ساله پس از یک فاجعه خانوادگی ، حال خود را برای یافتن خوشبختی درگیر می کند. او به آرامی به یاد می آورد که با حمایت دوست دخترش ژنوویو ممکن است در تابستان امسال خوشبختی چه حسی داشته باشد ، اما این بهترین دوست جدید او ، توماس است که واقعاً آرون را وادار می کند تا در مورد گذشته خود صحبت کند و با آینده خود روبرو شود.
هرچه توماس و هارون به هم نزدیک می شوند ، آرون چیزهایی را در مورد خودش کشف می کند که تهدید می کند رضایت تازه پیدا شده او را از بین ببرد. یک رویه انقلابی در تغییر حافظه ، با مجوز از موسسه لتئو ، ممکن است راهی برای درست کردن خود باشد. اما اگر این به معنای فراموش کردن واقعی او باشد چه می کنید؟
شیرجه اسمک اثر دمترا برادسکی
تئو مکی فقط یك چیز را به طور حتم درباره آتش سوزی خانه اش به خاطر می آورد: او كبریت را روشن كرد.
مطمئناً این یک تصادف بود اما این آتش سوزی مادر او را کشته و پدرش را در راهی برای نابودی خود قرار داده است. به هر دلیل دیگر ، همه چیزهای دیگر در مورد آن شب سرنوشت ساز پر از روزنه های خالی در ذهن تئو است. شاید اینطور بهتر باشد. او به عنوان کاپیتان تیم غواصی الیس هالو ، با داشتن افراد مستقیم و دوستان صمیمی ، تنها یک ترم با تأمین بورس تحصیلی و گذراندن گذشته خود فاصله دارد.
اما وقتی یک پروژه تاریخچه خانوادگی در مدرسه تعیین میشود، خاطرات جدیدی آشکار میشوند، خاطراتی که باعث میشود او درباره آنچه واقعاً در مورد خانوادهاش، شب آتشسوزی میداند، سوال کند، و اینکه آیا میتواند به کسی اعتماد کند، از جمله خودش.

یک نظر اضافه کنید: YA Friday: Tropes Spring Eternal – The Lost Memory