
زندگی یک دختر نمایش is تیلور سویفت دوازدهمین آلبوم استودیویی او، پس از انتشار رکوردشکنش در سال ۲۰۲۴، La Torگروه شعرااین آلبوم در ۱۳ آگوست ۲۰۲۵، طی مراسمی در ... معرفی شد. ارتفاعات جدید، پادکست ورزشی به میزبانی جیسون و تراویس کلس، در مراسمی که به پربینندهترین پخش اولیه پادکست در تاریخ تبدیل شد.
تیلور این پروژه را به عنوان ثبت انرژی «سرشار، پرانرژی و پرجنبوجوشی» که در طول تور Eras تجربه کرده است، توصیف کرده و آن را «شادترین، وحشیترین و دراماتیکترین مکان» زندگیاش نامیده است. او توضیح داد که پس از بار عاطفی... La Torگروه شعرااو میخواست چیزی خلق کند که شادی خالص و انرژی تئاتریِ اجراهای شبانه را منعکس کند.
سوئیفت گفت: «این آلبوم دربارهٔ پذیرش نمایش، زرق و برق و هیجان ناب حضور روی صحنه است. بعد از اینکه در آخرین آلبومم با چنان آسیبپذیریای تمام قلبم را بیرون ریختم، میخواستم روی دیگر این سفر را جشن بگیرم - نورها، لباسها، برق ارتباط با مخاطبان در سراسر جهان. این دربارهٔ یافتن جادو در خودِ اجرا است.»
این آلبوم ۱۲ قطعهای که با همکاری طولانیمدت مکس مارتین و شلبک تهیه شده است، بازگشتی آگاهانه به ملودیهای پاپ مسحورکننده را نشان میدهد و نمایانگر چشمگیرترین دوران بصری سوئیفت تا به امروز است، که با آثار هنری الهام گرفته از دختران نمایش که منتقدان آن را مسحورکنندهترین اثر او تا به امروز مینامند، تکمیل میشود.
۱. سرنوشت اوفلیا
آهنگ آغازین و اولین تکآهنگ ادامه مییابد شکسپیر قهرمان تراژیک از دهکده به عنوان نمادی از دلشکستگی، شکنندگی و از دست دادن عاملیت، که همگی از مضامین تکرارشونده در آثار تیلور سویفت هستند. شباهتهای بین فروپاشی عاطفی اوفلیا و تجربیات شخصی سویفت، به ویژه با توجه به سابقهی ارجاع او به شکسپیر، عمدی به نظر میرسد. «داستان عشق» سر تکان دادن به رومئو و ژولیت به هملت «هر چه پایان خوب باشد، خوب است» در «خیلی خب.» همچنین اشاره شده است که طرح روی جلد آلبوم، یادآور نقاشی معروف اوفلیا اثر میلیس است و این ارتباط را عمیقتر میکند.
وارد کردن بدنه توسط جوی مک کالو
زیر دریچهی صحنه، ژولیت، اوفلیا و کوردلیا در کنار لاوینیا، دختر ساکت و مرموزی که در همان نزدیکی است، جمع میشوند؛ بسیاری دیگر در سایههای اطراف اتاق پرسه میزنند. همانطور که مشهورترین و محبوبترین دختران مردهی شکسپیر شروع به تعریف زندگی خود میکنند، سوالات کاوشگرانهای که از یکدیگر میپرسند، آنها را تشویق میکند تا در انگیزهها، باورها، انتخابها و کمبودهای خود کاوش کنند. آنها شروع به تصور این میکنند که اگر به آنها اختیار تصمیمگیریهای خاص و توانایی بیان افکارشان داده میشد، چه چیزهایی تغییر میکرد و چه چیزهایی تغییر نمیکرد، اگر چیزی بیش از صرفاً تکیهگاهی برای آرزوهای پدرانشان بودند. این کاوش در محدودیتهای خودشان در داستانهای اصلی، با روابط بین پدران و دختران، شکسپیر و آثار او و روشهایی که زنان جوان اغلب برای خدمت به اهداف مختلف به جز اهداف خودشان مورد استفاده قرار میگیرند، مشابهت دارد.
2 الیزابت تیلور
آهنگ دوم به نام این بازیگر افسانهای نامگذاری شده است. این آهنگ به تیلور به عنوان نمادی از انعطافپذیری، جذابیت و توجه عمومی ادای احترام میکند. سوئیفت توصیف کرده است الیزابت تیلور به عنوان «یکی از نهاییترین و اصیلترین دختران نمایش» اشاره میکند که چگونه زیر میکروسکوپ شدید زندگی میکرد، اما با شوخطبعی با آن برخورد میکرد و به خلق آثار هنری قابل توجه ادامه میداد. سوئیفت شباهتهایی بین زندگی الیزابت تیلور و زندگی خودش میبیند و این آهنگ را به عنوان یک آهنگ عاشقانه که از فیلتر آن تجربه مشترک عبور کرده است، قاب میکند. این آهنگ همچنین از نظر موضوعی به آهنگ آغازین آلبوم، «سرنوشت اوفلیا»، مرتبط است، به خصوص با توجه به اینکه ریچارد برتونشوهر الیزابت تیلور که گاهی رابطهاش با او قطع میشد، زمانی در نمایشی از شکسپیر بازی کرده بود. دهکده، همان نمایشنامهای که در آن قطعه اول به آن اشاره شده است.
ماریسول نقش را بازی میکند توسط ال گونزالس رز
ماریسول پالی-رودریگز، بازیگر، ممکن است وارد دوران شکست خود شود. او پس از پایان یک نمایش موفق، نه وقت خالی دارد و نه سرش شلوغ است. ناگفته نماند که مایلز، همبازی سابقش که حالا دوست پسر شده، اخیراً او را به خاطر «جدی نبودن» کارش رها کرده است. میتوانید تصور کنید؟
ماریسول برای اینکه به مایلز - و ترولهای آنلاین - ثابت کند که کارش را خیلی جدی میگیرد، نقشی را در همان سریال درام جدیدی که مایلز بازی میکند، به دست میآورد. اما با توجه به اینکه کارگردان عجیب و غریب مدام دیالوگهای او را بازنویسی میکند و یکی از بازیگران متکبر سعی دارد او را تحت الشعاع قرار دهد، ماریسول به سرعت متوجه میشود که امیدش برای نامزدی جایزه ممکن است یک رویای واهی باشد.
تنها کسی که او مجبور نیست برایش اجرا داشته باشد، جمیله، بازیگر نقش اول سریال است. ماریسول از اولین تست بازیگریشان نتوانسته از او چشم بردارد. عاشق جمیله شدن جزو نقشه ماریسول نبود، اما حتی فداکارترین بازیگران هم گاهی اوقات از چارچوب خارج میشوند، درست است؟
۳. اوپالیت
آهنگ سوم، انعطافپذیری آرام و آرامش درخشانی را که با یافتن فرد مناسب پس از تحمل سختیها به دست میآید، به تصویر میکشد. این آهنگ، سنت او در استفاده از رنگ برای بیان احساسات را ادامه میدهد، دقیقاً مانند شور و اشتیاق آتشینِ "قرمز" یا صمیمیت رویاییِ «مه اسطوخودوس» سوئیفت توضیح داد که عنوان آهنگ از سنگ ماه تولد نامزدش تراویس کلس، اوپال، الهام گرفته شده است. «اوپالیت» به نسخه ساخته دست بشر از این گوهر اشاره دارد که او آن را استعارهای برای انتخاب شادی به جای انتظار برای رسیدن آن به طور اتفاقی میدانست. او این آهنگ را «شادی مسری و واگیردار» توصیف کرد و آن را ابراز شادیای دانست که به دست میآید نه تصادفی. ایده یک گوهر مصنوعی به نمادی برای چگونگی ایجاد شادی، مانند اوپالیت، به طور عمدی تبدیل شد.
تمام عشق زیر آسمان پهناور تدوین: کیپ ویلسون
عشق میتواند معانی مختلفی داشته باشد - همهجانبه، زودگذر، انتقامجویانه، فداکارانه، سمی، نشاطآور و همیشه بخش اصلی تجربه نوجوانی است که ردی فراموشنشدنی از خود به جا میگذارد. این گلچین جذاب و بین ژانری، با شخصیتهای منحصر به فرد، فضای جهانی و ترکیبی خیرهکننده از افسانه، تاریخ، گمانهزنی و داستان معاصر، برای هر خوانندهای چیزی ارائه میدهد.
با ورق زدن یک صفحه، غرق در عشق غیرمنتظرهای شوید که بین دو شاهزاده از کشورهای دشمن آمریکای مرکزی در قرن پانزدهم شکوفا میشود، کسانی که ترجیح میدهند به جای جنگ، موسیقی بسازند؛ برای یک خانم ریشدار ترسو که توسط خانوادهاش طرد شده و در دهه ۱۸۰۰ برای یافتن تعلق و امنیت در سیرک فرار کرده است، هورا بکشید؛ تجربه دلشکستگی خداحافظی با یک حیوان خانگی محبوب را تجربه کنید؛ با اشتیاق فراوان شاهد آشکار شدن افسانهای باشید که در آن پری دریایی که به آب بسته شده، عاشق یک روح بالدار جنگلی میشود، عشق آنها از همان ابتدا غیرممکن به نظر میرسید. برای دختری که از غم و اندوه بیرون میآید و با درد مزمن میجنگد تا کشف کند چگونه دوباره خود و زندگی را دوست داشته باشد، آرزوی موفقیت کنید.
عشق پیچیده است، و این گلچین، آشفتگی و شادی انواع عشق را در بر میگیرد.
۴. نقش پدر
قطعه چهارم، بازآفرینی میکند جورج مایکلسوئیفت در این آهنگ که در سال ۱۹۸۸ منتشر شد، از عنوان و لحن آن برای بررسی پویایی قدرت و کنترل در صنعت موسیقی استفاده کرد. سوئیفت توضیح داد که برداشت او از ایده یک شخصیت پدرگونه، برای برجسته کردن ساختارهای قدرت در حال تغییر، تغییر جهت میدهد، موضوعی که بسیاری آن را به عنوان اشارهای به تجربه او با چهرههایی مانند اسکات بورچتا و اسکوتر براون تفسیر میکنند.
واری توسط صبا طاهر
یک یتیم.
یک مطرود.
یک شاهزاده.
و قاتلی که یک امپراتوری را به زانو در خواهد آورد.
در محلههای فقیرنشین کگاری بزرگ شدم، AZسهم خود را از رنج دیده است. یک تراژدی قدیمی، نیاز او به انتقام را تشدید میکند، اما عشق به مردمش است که او را به پیش میراند. تا اینکه یک اشتباه تندخو او را در زندانی گریزناپذیر گرفتار میکند، جایی که آتش خشمش شعلهور میشود.
به جرمی نابخشودنی از میان قومش رانده شد، سیرشا او یک ردیاب بدشانس است که از جادو برای ردیابی ردپای خود استفاده میکند. او که درمانده و درمانده است، موافقت میکند قاتلی را که کودکان را در سراسر امپراتوری رزمی به قتل رسانده است، شکار کند. تنها کاری که باید انجام دهد این است که این کار را انجام دهد و دستمزدش را بگیرد. اما وقتی یک برخورد اتفاقی منجر به یک جاذبه غیرمنتظره میشود، سیرشا متوجه میشود که ماموریتش ممکن است برایش بسیار گرانتر از آن چیزی باشد که حاضر به تسلیم شدن است.
بلدرچین ولیعهد امپراتوری و برادرزادهی یک ملکهی محترم است، اما وقتی عمهاش کنارهگیری میکند، از تصاحب تاج و تخت اکراه دارد. او به عنوان پسر یک امپراتور منفور، بهتر از هر کسی میداند که قدرت فساد میآورد. وقتی یک دشمن جدید و شرور بقای امپراتوری را تهدید میکند، کوئیل باید از خود بپرسد که آیا میتواند از دودمان تراژیک خود فراتر رود و وارثی باشد که مردمش به آن نیاز دارند.
۵. دختر بزرگتر
آهنگ پنجم، سنت سوئیفت در قرار دادن آسیبپذیرترین آهنگهایش از نظر احساسی را در جایگاه آهنگ پنجم ادامه میدهد. این آهنگ به بررسی بار روانی فرزند ارشد و خواهر بودن و چگونگی شکلگیری رویکرد او به شهرت توسط این حس مسئولیت میپردازد. سوئیفت این آهنگ را به عنوان یک آهنگ عاشقانه در مورد نقشهایی که افراد در ملاء عام ایفا میکنند در مقابل آنچه در خلوت خود هستند، توصیف کرد و خاطرنشان کرد که صادق بودن در فرهنگی که بیتفاوتی و بیخیالی را پاداش میدهد، چقدر دشوار است. او توضیح داد که این آهنگ لحظهای را نشان میدهد که کسی به اندازه کافی به شما نزدیک میشود تا اعتماد شما را جلب کند و شما سرانجام اعتراف میکنید که برایتان مهم است.
مثل یک دختر بدو توسط آماکا اگبه
درا ادواردز وقتی که برای زندگی با پدرش که از او جدا شده به وسط حومه شهر وایت سابربیا میرود، میداند که زندگیاش به پایان رسیده است. اوضاع وقتی بدتر میشود که درا میفهمد مدرسه جدیدش تیم دو و میدانی دخترانه ندارد و این موضوع رویاهایش را برای گرفتن بورسیه دو و میدانی و روزی شرکت در المپیک نقش بر آب میکند.
درا که به راحتی تسلیم نمیشود، به تیم پسران میپیوندد. اما در حالی که او از حمایت مدیریت مدرسه برخوردار است، همتیمیها و همکلاسیهای جدیدش چندان خوشامدگو نیستند. درا با وجود این موضوع و پدر ناامیدکننده و سردش، مطمئن است که سال سوم دبیرستانش خراب شده است.
درست زمانی که درا کمکم جایگاه خود را به عنوان یک غریبه میپذیرد، همکلاسیاش، روزالین، به سراغش میآید و میخواهد داستان درا را در وبلاگش منتشر کند. درا که مشتاق است روایت را تغییر دهد و زمان بیشتری را با گائل، دخترعموی زیبای روزالین - که او هم یکی از معدود همتیمیهایی است که با او صحبت میکند - بگذراند، موافقت میکند.
اما وقتی او ویروسی میشود و در سراسر ایالت مورد توجه قرار میگیرد، بدنامی جدید درا، راه را برای ترولها، چه در فضای مجازی و چه در مدرسه، باز میکند. در کنار رابطه رو به وخامت او با پدرش، او خیلی زود متوجه میشود که همه چیز بیش از حد طاقتفرسا است. آیا درا میتواند همچنان از مشکلاتش پیشی بگیرد، یا رویای او همان چیزی خواهد بود که او را از مسیر خارج میکند؟
۶. دوستی را خراب کردن
آهنگ ششم ابراز پشیمانی از دنبال نکردن رابطه عاشقانه با یک دوست سابق، که ممکن است جف لانگ، الهه مظنون پشت این آهنگ باشد، میکند. قرمز (نسخه تیلور) سوئیفت این آهنگ را نگاهی حسرتبار به لحظات تردید توصیف کرد، زمانی که ترس یا اضطراب مانع از عمل کردن به احساساتتان میشد. این آهنگ به بررسی این ایده میپردازد که آشکار کردن آن احساسات یا ریسک کردن ممکن است خطر از بین بردن دوستی را به همراه داشته باشد و میپرسد که واقعاً چه چیزی در مورد آن میتوانست اینقدر بد باشد. در نهایت، این آهنگ داستان زیبایی در مورد پذیرفتن فرصتها هنگام بروز آنها و زندگی نکردن با پشیمانی از فکر کردن به آنچه ممکن بود باشد، روایت میکند.
در مدار تو توسط اشلی شوماخر
سالها از آخرین باری که نوا ایوانز سم را دیده بود میگذرد. او در آن زمان خیلی کوچک بود که بفهمد چرا سم مجبور به ترک خانه شده است - و اینکه این موضوع چه ربطی به زخمها و کبودیهایی که از خانه برداشته و هرگز نمیخواست در موردشان صحبت کند، دارد. تنها چیزی که میدانست این بود که آنها به هم قول داده بودند وقتی بزرگتر شدند همدیگر را پیدا کنند، چیزی که به لطف جابجایی مداوم خودش و مادرش، غیرممکن به نظر میرسید. تا اینکه در مدرسه جدیدش به سم برمیخورد و متوجه میشود که سم قول دوران کودکیشان را فراموش کرده است.
سم جردن برای پذیرش بورسیه فوتبال دانشگاه، قرار گذاشتن با دوست دخترش ابیگیل و - مهمتر از همه - پنهان کردن اینکه چقدر میخواهد کاری انجام دهد، هر چیزی غیر از «نقشهای» که والدین و مربیانش برایش تعیین کردهاند، برنامهای دارد. فرقی نمیکند اگر گاهی اوقات به دختر جدیدی که در کافه تریا ملاقات کرده فکر کند، دختری که او را به یاد گذشتهای میاندازد که یادآوری آن دردناک است.
وقتی یک آزمون شخصیتشناسی در سطح مدرسه نشان میدهد که نوا و سم بهترین جفتهای یکدیگر هستند - نه تنها این، بلکه ۹۹٪، بالاترین جفت در مدرسه - آنها کمکم به یاد میآورند که چرا سالها پیش اینقدر دوستان صمیمی بودند. و همچنین دلایل بیشماری که این رابطه جدید، اما آشنا، جذاب و درخشان بین آنها هرگز، هرگز به نتیجه نخواهد رسید.
۷. واقعاً رمانتیک
اعتقاد بر این است که آهنگ هفتم پاسخی به هنرمند بریتانیایی است Charli XCXآهنگ 2024 همدردی یک چاقو استشایعه شده است که آهنگ چارلی درباره سویفت است و رابطهای پیچیده را توصیف میکند که در آن کسی «از ناامنیهای من سوءاستفاده میکند» اما «اگر سعی میکردم حتی نمیتوانستم او باشم.» این دو هنرمند پیش از این در طول تور استادیومی اعتبار سویفت با هم تور برگزار کردند، اما تنشها به طور علنی افزایش یافت که تا حدی به دلیل ارتباطات همپوشانی آنها با اعضای 1975سوئیفت با خواننده اصلی متی هیلی و چارلی با جورج دنیل که با او ازدواج کرد، ارتباط برقرار کرد. سوئیفت در مورد اینکه متوجه شده کسی بدون اینکه خودش بداند، وسواس یک طرفهای نسبت به او داشته است، تأمل میکند. وقتی آن شخص شروع به ابراز نارضایتی یا ناامیدی میکند، او تصمیم میگیرد آن را به عنوان عشق و توجه ببیند. این آهنگ این نوع دلبستگی را به طور غیرمنتظرهای تملقآمیز و به روش خود، در واقع عاشقانه توصیف میکند.
به من بگویید چگونه واقعاً احساس می کنید اثر آمینه مای صافی
ثنا خان یک تشویقکننده و دانشآموزی با نمرات عالی است. او نمونهی کلاسیک (و تا حدودی زننده) و مصمم به پیروزی است.
ریچل رِچت یک کارگردان تازهکار است که شیفتهی سینماست و آمادهی ساختن شاهکار خودش. در حالی که مشغول انتخاب بازیگر برای پروژهی فیلم سال آخر دبیرستانش است، میداند که نقش اصلی بینقصش - سانا - را پیدا کرده است.
فقط یک مشکل وجود دارد. ریچل از سانا متنفر است. ریچل اولین دختری بود که سانا از او خواستگاری کرد، اما ریچل فکر کرد که این یک شوخی بیرحمانه است و از آن زمان از سانا متنفر شده است.
این رمان جذاب و هیجانانگیز برای نوجوانان که از دیدگاههای متفاوتی روایت میشود و از کمدیهای رمانتیک کلاسیک الهام گرفته شده، داستان دو زن جوان بااراده را دنبال میکند که علیرغم میل باطنیشان عاشق یکدیگر میشوند.
۸. وای لی لی
سوئیفت گفت که هشتمین آهنگ و همچنین آخرین آهنگ را برای این آلبوم نوشته و آن را یکی از آهنگهای مورد علاقه شخصی خود توصیف کرد. او آن را «بسیار رمانتیک» خواند و تصاویر زنده در ابیات آن را ستود، که به بررسی انواع زندگیهایی که مردم میخواهند داشته باشند، میپردازد. این آهنگ منعکس کننده رویاها و آرزوهای مختلف مردم است، به خصوص در دنیای بصری امروز که زندگی همه به صورت آنلاین نمایش داده میشود. سوئیفت توضیح میدهد که اگرچه هر کسی اولویتها و آرزوهای متفاوتی دارد، اما مهم است که خواستههای منحصر به فرد خود را بدون مقایسه آنها با دیگران تشخیص داده و به آنها احترام بگذارید. او امیدوار است که همه بتوانند به آرزوهای خود برسند، اما اینها آرزوهای او هستند. سوئیفت همچنین گفت که به محض اینکه نوشتن «Wi$h Li$t» را تمام کردند، او فهمید که آلبوم کامل شده است و گفت: «بخوانیدش، ببریدش به سردخانه، شماره انگشت پا، تمام شد.»
آرزوی دوست پسر توسط سواتی تیردهالا
دیپا یک رمانتیک ناامید است. و اگرچه لیست دیپا برای یافتن دوست پسر ایدهآل بسیار طولانی است، داستان عاشقانهی افسانهای پدر و مادرش باعث میشود که او احساس کند موفقیت عاشقانه باید یک ویژگی خانوادگی باشد. به همین دلیل است که وقتی مادربزرگش به او یک گل یاس میدهد و قول میدهد که این گل بزرگترین آرزوی قلبیاش را برآورده میکند، و سپس پسری جدید به خانهی روبروییاش نقل مکان میکند، دیپا میداند که او حتماً همان آرزوی برآورده شدهی اوست.
روهیت تمام ویژگیهای دیپا، خوشقیافه بودن همیشگی، شنوندهی باملاحظه و رمانتیک بودنش را دارد. همسایهی دیوار به دیوار دیپا (و عذابدهندهی همیشگیاش)، ویک، نیز به طرز شگفتآوری او را تأیید میکند، هرچند میداند که این نباید نقطهی ضعفی برای روهیت باشد.
آیا این شانس است یا جادو؟ دیپا نمیخواهد ریسک کند، بنابراین وقتی مادربزرگش به او هشدار میدهد که این آرزو فقط در صورتی دائمی میشود که آن را با یک بوسه مهر و موم کند، او میداند که باید سریع اقدام کند. روهیت از هر نظر پسر مناسبی است، پس چرا دیپا احساس نمیکند که ممکن است انتخاب مناسبی نباشد؟
9. چوب
نهمین آهنگ سرشار از کنایه و طنز جنسی است. اشعار به خرافات مختلفی اشاره دارد، اما سوئیفت روشن میکند که دیگر اهل تعارف نیست، زیرا معتقد است همه بدشانسیها را پشت سر گذاشته است. این آهنگ از طلسمهای محبوب خوششانسی و بدشانسی به عنوان ابزاری برای طرح داستان استفاده میکند تا یک داستان عاشقانه احساساتی را بررسی کند و هیجان و اطمینانی را که اکنون با شریک زندگیاش احساس میکند، به تصویر بکشد.
با بهترین جذابیتت منو بزن توسط لیلی ویل
جذابیت عجیب و غریب در جشنواره سالانه پاییزی.
افسانه چاه آرزوها پنهان در جنگلی پر از راز.
و پدر کوهنورد گمشدهی نوا ماروود.
هر سال بدون او، تظاهر به اینکه نوا به افسانه و جادو اعتقادی ندارد، آسانتر میشود. تظاهر به اینکه حالش خوب است آسانتر میشود. تظاهر به اینکه مخفیانه به دختری که وانمود میکند از او متنفر است علاقهای ندارد.
کیارا میستری خوش شانس ترین دختر شهر است و نوا که دزد تمام عشق هاست، اول دلش پیش نوا بوده. در تئوری، نوا باید از کیارا متنفر باشد. اما انکار احساساتش سخت تر می شود.
وقتی نوا در جشنواره پاییزی ناخواسته طلسمی را روی کیارا میکشد و بدبختیها یکی پس از دیگری از راه میرسند، خیلی زود بقای کیارا در خطر میافتد. برای جبران این بدشانسی، دوستان سابق کیارا که حالا تبدیل به بهترین دوستان صمیمی شدهاند، سفری را برای رسیدن به آرزوی خوب معجزهآسا آغاز میکنند. تنها یک نفر میتواند آنها را به آنجا برساند... نوا.
اما برای نجات کیارا - و شاید پیدا کردن پدرش - او باید به چیزی بسیار قویتر از جادو اعتقاد داشته باشد. نوا باید به خودش ایمان داشته باشد.
۱۰. لغو شد!
در آهنگ دهم که توسط تراویس کلس به عنوان «یک شوخی» توصیف شده است، این آهنگ به بررسی خشونت فرهنگ کنسل کردن و اینکه چقدر آسان میتوان به اشتباه قضاوت کرد، میپردازد. تجربه شخصی سوئیفت با فرهنگ کنسل کردن در سال ۲۰۱۳ با واکنشهای منفی بر سر زندگی عاشقانهاش آغاز شد و پس از جنجالها و درگیریهای عمومی تشدید شد. پس از عقبنشینی در سال ۲۰۱۶، او با ... بازگشت. شهرت، به این لحظات در موسیقی خود میپردازد. در این آهنگ، او در مورد چگونگی شکلگیری این تجربیات در خود تأمل میکند و با دیگران که با بررسیهای مشابه روبرو هستند، همدلی نشان میدهد و در عین حال بر تابآوری و قضاوت شخصی بر افکار عمومی تأکید میکند.
پیکان خود را دنبال کنید نوشتهی جسیکا وردی
سیسی راس یه جورایی آدم مهمیه. اون و دوست دخترش، سیلوی، از اینفلوئنسرهای شبکههای اجتماعی با کلی طرفدار و فالوور هستن که به خاطر لباسهای بامزهشون و هشتگ #relationshipgoals معروفن.
بنابراین وقتی سیلوی از او جدا میشود، سیسی ویران میشود. او عشق اولش را از دست داده و حالا نمیتواند جلوی خودش را بگیرد و از خودش میپرسد که آیا دنبالکنندگانش را هم از دست خواهد داد یا نه.
اوضاع وقتی پیچیدهتر میشود که سیسی با جاش، پسری تازه وارد به شهر که کاملاً آنلاین نیست، آشنا میشود. سیسی از اینکه عاشق یک پسر شده تعجب نمیکند؛ او همیشه میدانسته که دوجنسگرا است. و جاش شیرین و باهوش است و سلیقهی فوقالعادهای در دونات دارد... اما خبر ندارد که سیسی در اینترنت مشهور است. و سیسی میخواهد این رابطه را همینطور ادامه دهد.
اما وقتی رازهای CeCe او را درگیر میکند، خود را در میان طوفانی آنلاین میبیند، جایی که باید با ابهامات زندگی عمومی در مقابل زندگی خصوصی روبرو شود و بفهمد که بیان حقیقت واقعاً به چه معناست.
11 عسل
آهنگ یازدهم به بررسی این موضوع میپردازد که چگونه رابطهی سویفت با تراویس کلس دیدگاه او را نسبت به کلماتی مانند «عسل» تغییر داده است. در حالی که این اصطلاحات اغلب به عنوان ابراز محبت استفاده میشوند، سویفت توضیح میدهد که گاهی اوقات میتوانند در صورت استفاده نادرست، احساس تحقیر یا بیاحترامی ایجاد کنند. این آهنگ نشان میدهد که چگونه تجربیات منفی گذشته باعث شده است که او این کلمات را با آسیب مرتبط کند، اما اکنون، با یک شریک زندگی دوستداشتنی، میتواند معنای شیرینتر و سنتیتر آنها را درک کند. سویفت این آهنگ را در مورد التیام زخمهای قدیمی از طریق عشق توصیف میکند و آن را یکی از آهنگهای مورد علاقه و شادترین آهنگهای آلبوم خود میداند.
خون و عسل توسط شلبی ماهورین
عاقبت به مار و کبوترلو، رید، کوکو و انسل، پس از فرار نزدیک از مرگ به دست دیمز بلانچز، اکنون از دست محفل، پادشاهی و کلیسا فرار میکنند - فراریانی که جایی برای پنهان شدن ندارند.
لو و رید برای فرار از دست جادوگران و انبوهی از شکارچیانی که در تعقیبشان هستند، به متحدانی قوی نیاز دارند. اما محافظت بهایی دارد و این گروه مجبور میشود برای تقویت نیروهای خود، ماموریتهای جداگانهای را آغاز کند. در حالی که لو و رید سعی میکنند شکاف رو به گسترش بین خود را پر کنند، مورگانِ بیرحم آنها را در یک بازی مرگبار موش و گربه گرفتار میکند که چیزی ارزشمندتر از هر گروه را تهدید به نابودی میکند.
۱۲. زندگی یک دختر نمایش (با حضور سابرینا نجار)
دوازدهمین و آهنگ اصلی، چالشهای وقف کردن خود به عنوان یک «شوگرل» را بررسی میکند و داستان هنرمند جوانی را روایت میکند که با کیتی فینلی، سلبریتی، آشنا میشود. کیتی به او هشدار میدهد که زندگی یک شوگرل بیش از آنچه میدهد، از او طلب میکند، اما این هنرمند بدون پشیمانی به یک سلبریتی موفق تبدیل میشود. این آهنگ شامل موارد زیر است: سابرینا نجارکه اولین همکاری آنها را رقم زد. کارپنتر سالهاست که سویفت را تحسین میکند و برای او در ... تور دورانکه الهامبخش تور اخیر کارپنتر نیز بود. این آهنگ با صدای جمعیت حاضر در آخرین اجرای سوئیفت در تور Eras در ونکوور به پایان میرسد و آن را به پایانی عمیقاً شخصی و احساسی تبدیل میکند که آلبوم را به آن فصل مهم در حرفه سوئیفت متصل میکند.
جایی که رویاها نزول می کنند نوشتهی جانلا آنجلس
در شهری پوشیده از یخ و ویرانی، گروهی از شعبدهبازان در یک بازی جسورانه از شاهکارهای جادویی برای یافتن رهبر بعدی سیرک فاتح، با یکدیگر روبرو میشوند، اما خود را در معرض تهدید خطری نامرئی میبینند که از پشت صحنه در حال رخ دادن است.
همچنان که هر عمل خطرناکتر و خطرناکتر میشود و تعداد شعبدهبازان گمشده افزایش مییابد، سه نفر مجبور میشوند قبل از اینکه تاریکی بعدی سراغشان بیاید، با اسرار خود روبرو شوند.
ستاره: کالیا، یک دختر نمایشی قدرتمند که میخواهد ثابت کند به هر قیمتی بهترین است
استاد: جک، دروازهبان مرموز باشگاه، و بیش از یک دروغ گفته است
شعبدهباز: دمارکو، قاضیِ درخودفرورفتهای با گذشتهای تاریک که دیگر نمیتواند پنهانش کند.

نظر خود را به این قسمت اضافه کنید: جمعه نوجوانان: زندگی یک دختر نمایش