YA Friday: Speak Now (نسخه تیلور)

اکنون صحبت کن (نسخه تیلور) سومین آلبوم ضبط شده توسط تیلور سوئیفت است که او برای بازگرداندن مالکیت موسیقی خود ایجاد کرد. دارای 22 آهنگ، از جمله نسخه های ضبط شده مجدد هر آهنگ از نسخه لوکس صحبت کن و آهنگ های منتشر نشده طاق دارای آواز از سقوط پسر و هیلی ویلیامز از پارامور.

تیلور سویفت از انتشار آلبوم در تور Eras خبر داد نمایش در نشویل، TN، و ارسال شده در اینستاگرام در مورد آلبوم:


"من برای اولین بار در سن 18 تا 20 سالگی "حالا صحبت کن" را کاملاً خودنویس ساختم. آهنگ هایی که از این دوران در زندگی من آمدند با صداقت وحشیانه، اعترافات بدون فیلتر و هوس های وحشی مشخص شدند. من این آلبوم را دوست دارم زیرا آن را دوست دارم. حکایتی از بزرگ شدن، پرواز کردن، پرواز کردن و سقوط کردن... و زندگی کردن برای صحبت کردن در مورد آن را روایت می کند.

1. من (نسخه تیلور)

اولین آهنگ حول محور داستان دختری می چرخد ​​که به دلیل ازدواج ناموفق والدینش نسبت به عشق بدبین شده است. علیرغم بدبینی‌اش، او در نهایت عاشق کسی می‌شود که می‌تواند ایمانش را به عشق بازگرداند. با این حال، او همچنان به نگرانی و ترس خود ادامه می دهد که در نهایت چیزی در رابطه خراب شود.

این لالایی، جلد کتاب

این لالایی توسط سارا دسن

او همه چیز را فهمیده است.

یا او؟ وقتی صحبت از روابط به میان می آید، رمی مجموعه ای کامل از قوانین دارد.

هرگز زیاد جدی نگیرید هرگز اجازه نده او دلت را بشکند. و هرگز، هرگز با یک نوازنده قرار ملاقات نگذارید.

اما پس از آن رمی با دکستر ملاقات می کند و به نظر می رسد که قوانین دیگر اعمال نمی شوند.

آیا ممکن است او شروع به درک این موضوع کند که این همه آهنگ های عاشقانه در مورد چیست؟



2. اسپارکس فلای (نسخه تیلور)

آهنگ دوم آهنگی است که تجربه عاشق شدن با کسی را بررسی می کند که ممکن است انتخاب ایده آلی نباشد، اما ارتباط شدید و شیمی بین آنها مقاومت در برابر آنها را غیرممکن می کند.

آتش بازی، جلد کتاب

آتش بازی توسط آلیس لین

لولو از کلاس هشتم کایت را ندیده است، پس از اینکه کشور را ترک کرد تا حرفه ای در کی پاپ را دنبال کند و در نهایت در گروه پسرانه کارنیوال اولین حضورش را آغاز کرد. وقتی کارنیوال اعلام می کند که کایت به دلایل مرموز از فعالیت های کی پاپ استراحت می کند، فرصتی برای احیای دوباره دوستی آنها به وجود می آید.

لولو ستاره زده و نوستالژیک سعی می کند دوباره با کایت ارتباط برقرار کند. همانطور که آنها به پیوند و یادآوری خاطرات گذشته ادامه می دهند، خواهر کایت، کانی، به لولو هشدار می دهد که زیاد به برادرش نزدیک نشود. هر چه لولو سخت‌تر سعی کند احساسات خود را انکار کند، آنها قوی‌تر می‌شوند. اما چگونه یک ستاره کی پاپ ممکن است عاشق کسی شود که در خانه نیست؟ و حتی اگر انجام داده باشد، آیا راهی برای پایان دادن به رابطه آنها وجود دارد اما بد؟



3. بازگشت به دسامبر (نسخه تیلور)

این آهنگ برای تیلور سوئیفت معنی قابل توجهی دارد زیرا نشان دهنده اولین عذرخواهی صمیمانه او به کارگردانی تیلور لاتنر، دوست پسر سابق سوئیفت و همبازی در فیلم است. روز ولنتاین، از طریق موسیقی او منتقل می شود. این از درک او ناشی می شود که نسبت به سابق خود که شریک استثنایی و بی عیب و نقصی در رابطه آنها بوده است، بی فکر و بی دقت عمل کرده است. این آهنگ به عنوان بیانی صمیمانه و عمیق از کلماتی است که او می خواهد به سابق خود منتقل کند، و با درک سزاواری آنها برای شنیدن عذرخواهی و میزان عمیق پشیمانی او عمل می کند.

The Do-Over، جلد کتاب

انجام بیش از توسط لین پینتر

امیلی هورنبی پس از زندگی در میان آتش سوزی زباله در روز ولنتاین، به خانه مادربزرگش می‌گریزد تا کمی آسایش داشته باشد و یک پیمانه بن و جری تسلیت دهد. او روی کاناپه بیهوش می شود، اما وقتی از خواب بیدار می شود، در رختخواب خودش به خانه برمی گردد - و دوباره روز ولنتاین است. و روز بعد؟ V-Day وحشتناک دیگری.

امیلی در نوعی کابوس حلقه زمانی گیر کرده است که نمی تواند از خواب بیدار شود و دوباره تماشا می کند که دوست پسرش جاش روز به روز به او خیانت می کند. علاوه بر خیانت های مکرر جاش، امیلی نمی تواند از نیک مرموز که مدام با او برخورد می کند – گاهی اوقات به معنای واقعی کلمه – به شیوه های ناگواری فرار کند.

چند بار یک دختر می تواند منفعلانه تماشا کند که زندگی اش در آتش می سوزد؟ و وقتی چیزی خوب از این روزهای وحشتناک شروع به بیرون آمدن می‌کند، چه اتفاقی می‌افتد وقتی کائنات از انجام کارهای انجام دادن دست می‌کشد؟



4. اکنون صحبت کن (نسخه تیلور)

این آهنگ شنوندگان را به سفری واضح به رویاهای تیلور سوئیفت می برد، جایی که او تصور می کند عروسی سابقش را به هم می زند تا مانع از پایان دادن به او با زنی شود که با او بدرفتاری می کند. شایعه شده است که این آهنگ از آن الهام گرفته شده است هیلی ویلیامز از پارامور، که در آوریل 2010 در مراسم عروسی دوست پسر سابق و هم گروه سابقش جاش فارو شرکت کرد.

تیلور سوئیفت از گفتگو با یکی از دوستانش در مورد معشوق دوران کودکی اش الهام گرفت. آنها در دبیرستان سابقه ای عاشقانه داشتند و فرض بر این بود که در نهایت با هم آشتی خواهند کرد. با این حال، دوست او فاش کرد که با یک شریک منزوی و منزوی ازدواج می کند که او را از دوستان و خانواده جدا کرده است. سوئیفت با بازیگوشی پیشنهاد کرد که در مراسم عروسی صحبت کند و از دوستش بپرسد که آیا او "اکنون صحبت می کند" یا برای همیشه سکوت می کند.

مفهوم سناریوی غم انگیز که در آن شخصی که دوستش دارید با شخص دیگری ازدواج می کند، با تیلور طنین انداز شد، به خصوص پس از اینکه او خواب ازدواج یکی از دوست پسر سابقش را دید. این تجربیات و تأملات در نهایت او را به نوشتن آهنگی در مورد قطع عروسی سوق داد.

ذخیره تاریخ ، جلد کتاب

تاریخ را ذخیره کنید توسط مورگان ماتسون

خواهر بزرگتر چارلی گرانت این آخر هفته در خانه خانوادگیشان ازدواج می کند و چارلی برای اولین بار پس از سالها نمی تواند صبر کند، هر چهار خواهر و برادر بزرگترش زیر یک سقف خواهند بود. چارلی برای آخرین آخر هفته عالی، قبل از اینکه خانه فروخته شود و همه چیز تغییر کند، ناامید است. خانه دوباره پر از شوخی و بازی و خنده خواهد شد. تصمیم گیری در مورد مواردی مانند اینکه در چه کالج شرکت کنید و دوباره با جسی فاستر دوست داشتنی قدیمی متحد شوید. او می‌خواهد روی عالی‌سازی آخر هفته تمرکز کند.

تنها مشکل؟ آخر هفته در حال شکل گیری یک فاجعه مطلق است. سگ غیرمنتظره ای با میل به زوزه کشیدن، زنگ خانه که خاموش نمی شود و دختر کاغذی با کینه وجود دارد.

بستگانی هستند که حرف نمی زنند، دختری (هولناک) که برادر مورد علاقه اش بی خبر به خانه آورده است، و یک تاکسی که گم شده است. ناگفته نماند همسایه‌ای که به نظر می‌رسد برای خرابکاری و طوفانی که می‌خواهد همه چیز را خیس کند. عدالت صلح گم شده است. گروه فقط کاور می نوازد. مهمان ها همه دیوانه اند. و برادرزاده برنامه ریز عروسی به طور غیرمنتظره ای ناز است.

در طول سه روز مضحکانه هرج و مرج ، چارلی بیش از آنچه که انتظار داشت در مورد خانواده ای که فکر می کرد قلباً آنها را می شناسد خواهد آموخت. و او متوجه خواهد شد که گاهی اوقات ، تلاش برای حفظ همه چیز مانند گذشته به معنای از دست دادن آینده است.



5. جان عزیز (نسخه تیلور)

آهنگ پنجم آهنگی است که رابطه کوتاه تیلور سوئیفت با خواننده و ترانه سرا را منعکس می کند. جان مایر. در این آهنگ، او ناامیدی خود را از نحوه رفتار جان با او ابراز می‌کند و اذعان می‌کند که هشدارهای دیگران در مورد او را نادیده می‌گیرد.

عنوان آهنگ خود مستقیماً به جان مایر اشاره دارد، و ارجاعات دیگری به فاصله سنی قابل توجه بیش از ده سال آنها وجود دارد. از نظر صوتی، تیلور عمدا نوازندگی گیتار را در سازهای پس‌زمینه، تکنیکی که معمولاً در موسیقی مایر یافت می‌شود، وارد می‌کند.

این آهنگ را می توان به یک ایمیل نهایی تشبیه کرد که ممکن است شخصی برای شریک سابق خود بنویسد، جایی که آنها با صراحت تمام آنچه را که می خواهند بگویند اما معمولا هرگز ارسال نمی کنند، بیان می کنند. با گنجاندن این آهنگ در آلبوم، تیلور به طور استعاری دکمه "ارسال" را زده و افکار و احساسات او را عمومی می کند.

نه آن جور دختر، جلد کتاب

نه آن نوع دختر توسط سیوبهان ویویان

شلخته یا قدیس؟ دوست خوب یا دوست بد؟ تحت کنترل یا کاملاً خارج از آن؟

زندگی در مورد انتخاب کردن است و ناتالی استرلینگ به خود افتخار می کند که همیشه انتخاب های درست را انجام می دهد. او از بچه‌های تند و تیز که در مدرسه‌ی مقدماتی‌اش پر می‌شوند دوری می‌کند، همیشه در صدر جدول افتخارات قرار می‌گیرد، و آماده است که اولین رئیس شورای دانش‌آموزی زن در سال‌های اخیر شود.

کاش بقیه دخترا همونقدر عاقل و قوی بودن. مثل دسته دانشجویان سال اول که آرزوی بازیچه بازیکنان فوتبال را دارند. یا بهترین دوستش، که قضاوت نابخردانه اش تقریباً زندگی او را نابود کرد.

اما معقول و قوی بودن کار آسانی نیست. نه زمانی که ناتالی تقریباً اخراج می شود. نه زمانی که نصیحت او بیشتر از اینکه کمک کند به درد بخورد. نه زمانی که پسری که او یک بار اخراج کرده تبدیل به پسری می شود که نمی تواند به او فکر نکند.

خط بین خوب و بد مبهم شده است و عبور از آن می تواند به فاجعه ختم شود. . . یا تبدیل شدن به بهترین انتخابی که او تا به حال انجام می دهد.



6. میانگین (نسخه تیلور)

این آهنگ توسط تیلور سویفت در پاسخ به نقد تند منتقد موسیقی باب لفستز پس از اجرای او با استیوی نیکس در فوریه 2010 نوشته شد. لفستز ادعا کرد که سویفت "نمی تواند بخواند" و این اجرا به حرفه او آسیب می رساند. با این حال، سوئیفت به او ثابت کرد که اشتباه می کند.

سوئیفت که در معرض دید عموم قرار دارد و مورد انتقاد قرار می گیرد، به تنوع نظرات و اجتناب ناپذیر بودن مواجهه با انتقاد اذعان می کند. او می‌داند که همه کارهای او را دوست ندارند و انتقاد به اشکال مختلف از جمله بازخورد سازنده و حرفه‌ای می‌آید. با این حال، او همچنین می‌داند که وقتی انتقاد به حملات شخصی و پستی تبدیل می‌شود، می‌توان از مرز عبور کرد.

سوئیفت تجربه‌اش را در برخورد با چنین انتقادهای بداخلاقی به اشتراک می‌گذارد و اذعان می‌کند که می‌تواند روز او را خراب کند. او تاکید می کند که با وجود منفی بودن، نحوه برخورد با چنین موقعیت هایی را کنترل می کند. این آهنگ منعکس کننده طرز فکر او است و به عنوان شاهدی بر انعطاف پذیری او در برابر چنین ناملایماتی است.

یاکی دلگادو می‌خواهد لگد بزند، جلد کتاب

یاکی دلگادو می‌خواهد لگد شما را بزند توسط مگ مدینه

یک روز قبل از مدرسه ، برخی از دختران به پدی سانچز می گویند که یاکی دلگادو از او متنفر است و می خواهد لگد را بکشد. پدی حتی نمی داند چه کسی یاکی است ، هرگز به خاطر آنچه که او انجام داده است فکر نکنید که چه کاری انجام داده است. حرف این است که یاکی فکر می کند که پیدی گیر کرده است ، هنگام راه رفتن چیزهایش را تکان می دهد و با پوست سفید ، نمرات خوب و لهجه اش به اندازه کافی لاتین نیست. و یاکی شوخی نمی کند ، بنابراین پیدی بهتر است او را تماشا کند.

در ابتدا، پیدی بیشتر نگران تلاش برای یافتن اطلاعات بیشتر در مورد پدری است که هرگز ندیده است و چگونه بین دوره های افتخاری و شغل آخر هفته خود در آرایشگاه محله تعادل برقرار کند. اما با تشدید آزار و اذیت، اجتناب از یاکی و گروهش شروع به تسلط بر زندگی پیدی می کند. آیا راهی وجود دارد که پیدی بدون اینکه خودش را ببندد یا فرار کند زنده بماند؟



7. داستان ما (نسخه تیلور)

این آهنگ از رویارویی ناخوشایند تیلور سوئیفت و دوست پسر سابقش جان مایر در مراسم جوایز موسیقی CMT 2010 الهام گرفته شد، جایی که آنها سعی کردند حضور یکدیگر را نادیده بگیرند. مفهوم آهنگ بعد از این رویداد زمانی که به مادرش اعتماد کرد، به ذهنش آمد و بیان کرد که چگونه در تمام طول شب "در یک اتاق شلوغ تنها ایستاده است". این آهنگ تجربه برخورد غیرمنتظره با شعله گذشته در یک نمایش جوایز را به تصویر می‌کشد که فقط چند صندلی دورتر می‌نشینید. سوئیفت احساسات شدیدی را که می‌خواست به او منتقل کند تأمل می‌کند و فکر می‌کند که آیا او هم همین احساس را دارد، اما هر دو با موانع ناگفته محافظت می‌شوند.

داستان ما، جلد کتاب

داستان ما توسط دب کالتی

کریکت در حال استراحتی خودخواسته از دوست پسر دیرینه اش است - اما او هفته بدی را برای سر و سامان دادن به زندگی عاشقانه اش انتخاب کرده است. برای یک چیز، عشق مادرش در کانون توجه قرار گرفته است: بعد از اینکه دو نامزد قبلی را به هم می زند، بالاخره مادرش با دن جکس، که کریکت عاشقش است، ازدواج می کند. اما وقتی شرکت کنندگان در مراسم عروسی برای یک هفته جشن به مهمانخانه ای می رسند که صاحبان هیپی پسری شیرین و جذاب دارند - Ash - عوارضی پیش می آید:

خواهرخوانده های آینده کریکت نشان می دهند که از ازدواج راضی نیستند. یک دوست قدیمی تصمیم می گیرد این هفته ای است که عشق خود را به کریکت اعلام می کند. پدربزرگ تصمیم می گیرد راز بزرگی را در یک جمع خانوادگی فاش کند. همسر سابق دن ظاهر می شود. و حتی سگها - مشتری پیر و بیمار کریکت و رزمناو جوان و سرزنده دن - به نظر می رسد که اعلان جنگ می کنند.

در حالی که کریکت می ترسد که دن در خطر تبدیل شدن به همسر بعدی شماره سه باشد، او همچنین از خواسته های خود نگران است. چون حتی با وجود اینکه دوست پسرش در ذهنش بزرگ جلوه می کند، آش درست در مقابل اوست...



8. هرگز بزرگ نشو (نسخه تیلور)

الهام سوئیفت برای این آهنگ از در آغوش گرفتن نوزاد دوستش و اندیشیدن به معصومیت و پاکی یک کودک خردسال بی خبر از چالش ها و پیچیدگی های جهان بود. آهنگ منعکس کننده احساسات مختلط او در مورد روند بزرگ شدن و عدم قطعیت های ناشی از آن است. او تصدیق می کند که بزرگ شدن یک پیشرفت طبیعی است اما اغلب بدون اینکه شخص متوجه شود اتفاق می افتد. سوئیفت تشخیص می دهد که وقتی در حین اجراهایش به جمعیت نگاه می کند، دختران هم سن و سال خود را می بیند که با تجربیات و مشکلات مشابهی روبرو هستند. گاهی اوقات، او به دختران جوان‌تر توجه می‌کند و آرزو می‌کند که کاش می‌توانست به آنها حکمت بدهد. این آهنگ به عنوان پیامی از راهنمایی و حمایت برای دختران جوان است که در سفرهای خودیابی و رشد خود حرکت می کنند.

گل رز بتونی ، جلد کتاب

گل رز بتونی توسط آنجی توماس

اگر یک چیز وجود دارد که ماوریک کارتر هفده ساله می داند، این است که یک مرد واقعی از خانواده خود مراقبت می کند. ماو به عنوان پسر یک افسانه باند سابق، این کار را تنها راهی که می داند انجام می دهد: معامله برای پادشاهان. او با این پول می تواند به مادرش کمک کند که در حالی که پدرش در زندان است، دو شغل کار می کند.

زندگی بی عیب و نقص نیست ، اما با داشتن یک دوست دختر پرواز و یک پسر عموی که همیشه پشت دارد ، ماو همه چیز را تحت کنترل درآورد.

تا اینکه، یعنی ماوریک متوجه می شود که او یک پدر است.

ناگهان او یک کودک به نام هفت دارد که همه چیز به او وابسته است. اما دامن زدن ، اتمام مدرسه و تربیت کودک خیلی ساده نیست. بنابراین هنگامی که به او فرصت می دهند مستقیم برود ، آن را استفاده می کند. در دنیایی که انتظار می رود چیزی به او نرسد ، شاید ماو بتواند تفاوت او را ثابت کند.

گرچه وقتی خون شاه لرد از رگهای شما عبور می کند ، نمی توانید فقط دور شوید. وفاداری ، انتقام و مسئولیت ، ماو را از هم جدا می کند ، به ویژه پس از قتل بی رحمانه یکی از عزیزان. او باید خودش بفهمد معنای واقعی مرد بودن چیست.



9. مسحور شده (نسخه تیلور)

آهنگ نهم شیفتگی و جذابیت تیلور سویفت را به تصویر می کشد آدام یانگ از شهر جغد. این آهنگ مکاتبات آنها را از طریق ایمیل در مدت زمان قابل توجهی منعکس می کند. هنگامی که آنها در نهایت شخصاً در شهر نیویورک ملاقات کردند، سوئیفت غرق در یک حس شگفتی و افسون شد. با این حال، او همچنین نسبت به آینده آنها نامطمئن بود، نگران بود که او ممکن است عاشق شخص دیگری باشد و نگران بود که برخورد آنها زودگذر باشد.

سوئیفت پس از ملاقات آنها شروع به نوشتن این آهنگ در اتاق هتل خود کرد و قصد داشت تأثیر عمیقی را که بر او گذاشته بود را منتقل کند. گنجاندن کلمه "wonderstruck" در متن ترانه عمدی بود، زیرا این کلمه ای بود که یانگ در یکی از ایمیل های خود استفاده کرده بود. سوئیفت می خواست مطمئن شود که از طریق آهنگ عمق احساسات او را درک می کند.

از نظر شعر و آهنگ، این آهنگ مضمون افسانه‌ای را که در آلبوم‌های قبلی سوئیفت وجود دارد، تجسم می‌دهد. سبک داستان سرایی آهنگ، استفاده از زبان رمانتیک و جادویی و ملودی عجیب و غریب، همگی به فضای افسانه ای آن کمک می کنند.

Revelle، جلد کتاب

رول توسط لیسا میا اسمیت

در جزیره شارمانت، جادو مانند شامپاین چکمه ای در جریان است و می توان خیالات را به قیمت یک سنگ قیمتی خرید.

لوکس رول، ستاره نمایش فوق العاده خانواده اش، می داند که شکوه و جلال فقط یک توهم است. با تهدیدی برای امرار معاش، خانواده او برای امرار معاش تلاش می‌کنند، شامپاین را آب می‌کشند و لباس‌های پولکی خود را سوراخ می‌کنند. بنابراین وقتی پسر ثروتمندترین خانواده شارمانت به او پیشنهاد می دهد - همه چیزهایی که رول ها برای ادامه کار نیاز دارند، در ازای اینکه خود را به عنوان دخترش نشان دهد و به او کمک کند شهردار شود - او نمی تواند رد کند.

لحظه ای که جیمیسون پورت پا در Charmant می گذارد، نمی تواند احساس آشنایی را از بین ببرد. یتیمی که به اندازه سنگ های قیمتی خاطرات کمی دارد، او ناامید است تا بفهمد چه اتفاقی برای والدینش افتاده است. اما همانطور که او رازهای جزیره را بررسی می کند، خطر عصبانی شدن شخص اشتباه و کشف حقیقتی را دارد که ممکن است قلب او را بشکند.

وقتی لوکس و جیمیسون به طور تصادفی با هم آشنا می شوند، جرقه هایی که به پرواز در می آیند بیشتر از افسون های جادویی او هستند. اما حفظ اسرار از افراد قدرتمند یک بازی خطرناک است. . . یکی که می تواند هر دوی آنها را نابود کند.



10. بهتر از انتقام (نسخه تیلور)

شایعه شده که این آهنگ در مورد بازیگر زن است کامیلا خوشگل، که به طرز بدنامی دزدی کرد جو جوناس قلب وقتی با تیلور قرار می گرفت. سوئیفت در مورد این آهنگ گفته است: "هنگامی که [آن را] نوشتم 18 سال داشتم. در این سنی هستی که فکر می‌کنی کسی واقعاً می‌تواند دوست پسرت را بگیرد. سپس بزرگ می‌شوی و می‌فهمی که هیچ‌کس نمی‌تواند کسی را از تو بگیرد، اگر این کار را نکند. نمی خواهم ترک کنم."

انتقام، بستنی و چیزهای دیگری که به بهترین وجه سرد سرو می شود، جلد کتاب

انتقام، بستنی، و چیزهای دیگر که به بهترین وجه سرد سرو می شود توسط کیتی فین

پس از وقایع تحقیرآمیز در 4 جولای، جما در تلاش است تا با این واقعیت دست و پنجه نرم کند که هالی هویت واقعی خود را می‌دانست. تمام تابستان و اینکه او کسی بود که تدی را از او دزدید.

جما قول انتقام می‌گیرد، اما همه چیز بلافاصله پیچیده‌تر از آن چیزی است که او برنامه‌ریزی کرده بود. پدرش او را مجبور می‌کند تا شغلی پیدا کند، و تنها کاری که می‌تواند پیدا کند این است که تمام روز بستنی بجوند. فورد، دوست قدیمی جما، وارد همپتون شده و از همیشه زیباتر است. جاش بعد از اینکه فهمید به او دروغ گفته است از صحبت کردن با او امتناع می کند. و برای تکمیل همه چیز، تدی در تصویر بازگشته است و از آنچه جما می‌خواهد به خانه نزدیک‌تر است.

جما و هالی خود را درگیر یک چرخه انتقام فزاینده می یابند که شامل همه چیز از شربت توت فرنگی گرفته تا هویت های دزدیده شده است. اما درست زمانی که جما فکر می کند که او دست بالا را دارد، بزرگترین بمب از بین می رود. و این تهدیدی است که زندگی او را برای همیشه تغییر خواهد داد.



11. بی گناه (نسخه تیلور)

این آهنگ در پاسخ به مال کانیه وست وقفه بدنام سخنرانی او در مراسم اهدای جوایز موسیقی ویدئویی 2009. این حادثه زمانی رخ داد که سویفت برای موزیک ویدیوی خود "You Belong With Me" جایزه گرفت. در این آهنگ، سوئیفت تصمیم می‌گیرد کانیه را ببخشد و تاکید می‌کند که اعمالش او را کاملاً تعریف نمی‌کند. این آهنگ مضمون یادگیری از اشتباهات و رشد به عنوان یک شخص را منتقل می کند که متأسفانه کانیه آن را نشان نداد.

شما جرات نمی کنید، جلد کتاب

شما جرات نمی کنید توسط سامانتا مارکوم

هنگامی که Juniper Nash Abreheart برای اولین بار گراهام ایشم را بوسید، او نمی دانست که این نزدیکی به پایان دوستی آنها خواهد بود.

به طور خاص، او نمی دانست که کار وحشتناک و غیرقابل بخشش او برای مخفی نگه داشتن تابستان آنها نه تنها دوستی آنها بلکه کل زندگی گراهام را خراب می کند. اکنون، ماه‌ها پس از سقوط، جونی و گراهام بیشتر وقت خود را صرف دور زدن مین‌های مکالمه‌ای در سفر به حالت عادی می‌کنند.

جونی مطمئن است که عجیب بودن بین او و گراهام بزرگترین مشکل اوست - تا زمانی که مادرش تالولا، دختر نوجوان هولناک دوست پسرش را استخدام می کند تا در کافه خانواده آنها کار کند و سپس اعلام می کند که همه آنها در پایان تابستان با هم به خانه می روند. تنها نقطه روشن پیش رو، دیدار آینده پدر جونی است، درست در زمان تولید تئاتر اجتماعی او. و سپس مشارکت ضعیف به زودی آن را تهدید می کند.

اما زمانی که جونی شروع به درک احساساتی می کند که تابستان گذشته قسم خورده بود از آنها مراقبت کند، نجات تولید او و مدیریت رابطه خصمانه اش با طلوله ممکن است کمترین مشکل او باشد. گراهام فقط محدود نیست - دوستی آنها به سختی در برابر نسیم مقاومت می کند، و نیروی تند احساسات جونی می تواند همان چیزی باشد که آنها را می شکند.



12. خالی از سکنه (نسخه تیلور)

در این آهنگ، تیلور سوئیفت در مورد یک رابطه گذشته که افکار او را آزار می دهد، منعکس می کند. خاطرات این رابطه دائماً در ذهن او باقی می ماند و شخصی که با او درگیر بود برای همیشه او را تحت تأثیر قرار می دهد. این آهنگ به درک این موضوع می پردازد که شخصی که دوستش دارد به آرامی در حال دور شدن است و او خود را در نحوه پاسخگویی ناامید می بیند. مرحله عشق، زمانی که شروع به محو شدن می‌کند، با حسی از زمان مشخص می‌شود که به آرامی حرکت می‌کند، با هر تعامل و پیامی که وزن زیادی را به همراه دارد. سوئیفت ماهیت دلخراش و غم انگیز این تجربه را توصیف می کند زیرا تلاش می کند خود را متقاعد کند که عشق از بین نمی رود. این آهنگ از تجربه شخصی او متولد شد، زیرا او در نیمه شب از خواب بیدار شد و مجبور شد در مورد این سفر احساسی بنویسد.

صدای غرق شدن، جلد کتاب

صدای غرق شدن توسط کاترین فلیت

مردیت هال رازی دارد. او هر شب سوار کشتی می شود تا بن، بهترین دوست و عشق اولش را ملاقات کند. اگرچه رابطه آنها باید یک راز باقی بماند، اما به آنها فرصتی دوباره داده شده است و مر مصمم است که آن را به نتیجه برساند. او قبلاً یک بار بن را از دست داد و به واقعیت وحشتناکی پی برد: او نمی داند چگونه بدون او خوشحال باشد…

تا اینکه وایات به خشکی می نشیند - یک پسر جدید وحشی با تگزاس و شخصیتی بزرگتر از ایالت خود. او باعث می شود که او احساس بی پروایی، هیجان زده و زنده بودن کند، به گونه ای که تاریکی همیشگی او را از بین ببرد. هر چه آنها در گذشته یکدیگر عمیق تر می شوند، نادیده گرفتن جذابیت های وایت غیرممکن می شود.

اما طوفانی در بانک های خارجی در حال وقوع است. وقتی به آن می رسد، مر می بیند که قلبش دو نیم شده و واقعیتی که با دقت ساخته شده است دوباره به موج سواری می لغزد. همانطور که او متوجه می شود که حتی عمیق ترین رازها نیز راهی برای آشکار شدن دارند، او باید یاد بگیرد که هیچ چیز برای همیشه نیست - به خصوص شانس های دوم.



13. آخرین بوسه (نسخه تیلور)

آهنگ سیزدهم یک تصنیف احساسی است که به عنوان نامه ای است که احساسات ناامیدانه و ناامید کننده پس از جدایی را بیان می کند. این آهنگ احساسات مختلفی مانند خشم، سردرگمی، ناامیدی و غم و اندوه عمیق را به تصویر می کشد. درد از دست دادن یک شخص، خاطرات و امیدهای از بین رفته برای آینده را بررسی می کند. اشعار لحظات تحقق و اشتیاق برای آنچه از دست رفته را نشان می دهد. این آهنگ که در پاسخ به جدایی او از جو جوناس نوشته شده است، در تضاد با آهنگ دیگری به نام "Forever & Always" است که بیانگر خشم و سردرگمی است. به طور کلی، این آهنگ به رابطه گذشته آنها منعکس می شود و بر اندوه مالیخولیایی و نوستالژیکی که پس از طوفان جدایی باقی می ماند تأکید می کند.

معنی پرندگان ، جلد کتاب

معنی پرندگان توسط جی رابین براون

قبل از این، جسیکا همیشه با مشکلات عصبانیت دست و پنجه نرم می کرد، اما در سال دوم سال دوم، زمانی که Vivi وارد زندگی او شد، همه چیز تغییر می کند. با شکوفا شدن رابطه آنها، ویوی نه تنها به جس کمک می کند تا با درد خود کنار بیاید، بلکه او را تشویق می کند تا استعداد خود را به عنوان یک هنرمند در آغوش بگیرد. و برای اولین بار، احساس می شود که آینده پر از امکانات است. پس از در اواسط سال آخر، دنیای بی نقص جس پاک می شود زمانی که Vivi ناگهان می میرد. جس که از این فقدان ویرانگر سرگردان شده، همه را دور می‌کند و برنامه‌هایش برای رفتن به مدرسه هنر را کنار می‌گذارد. چون هنر Vivi است و Vivi برای همیشه رفته است.

جس ناامید برای فرار، در برنامه تحصیلی کار خود غرق می شود و اجازه می دهد تمام رویاهایش بمیرند. تا اینکه او یک دوست جدید غیرمنتظره پیدا می کند که راه جدیدی برای هدایت خشم، اشتیاق و خلاقیت خود به او نشان می دهد. اگرچه جس ممکن است دیگر هرگز نقاشی نکشد، اما اگر بتواند راهی برای بهبودی پیدا کند و در قلبش جای بگیرد، ممکن است بتواند مسیر جدیدی را بدون Vivi برای خود ایجاد کند.



14. زنده باد (نسخه تیلور)

این آهنگ به عنوان بازتابی از حرفه تیلور عمل می کند و به گروه و طرفداران او ادای احترام می کند. این آهنگ بر اهمیت افرادی که از او در طول سفرش حمایت کرده اند، تاکید می کند. این قدردانی از گروه، تهیه کننده، و طرفداران او، با تاکید بر تلاش جمعی در ایجاد حرفه او. این فیلم شادی و لحظات پیروزمندانه ای را به تصویر می کشد که تیلور و تیمش موفقیت های خود را با هم جشن گرفتند و سوئیفت "...زمان زندگی من را داشت و با اژدهاها می جنگید."

Fireborne، جلد کتاب

آتش زا توسط روزاریا موندا

آنی و لی فقط بچه بودند که یک انقلاب وحشیانه دنیای آنها را تغییر داد و به همه - حتی افراد پایین‌زاده - فرصتی داد تا در طبقه حاکم اژدها سواران آزمایش شوند.

اکنون آنها هر دو ستاره‌های در حال ظهور در رژیم جدید هستند، علی رغم پیشینه‌هایی که نمی‌توانستند متفاوت‌تر از این باشند. خانواده آنی با آتش اژدها اعدام شدند، در حالی که خانواده اشرافی لی توسط انقلابیون به قتل رسیدند. بزرگ شدن در همان یتیم خانه دوستی آنها را شکل داد و هفت سال آموزش آنها را به رقیبی برای مقام برتر در ناوگان اژدها سوار تبدیل کرد.

اما همه چیز زمانی تغییر می‌کند که بازماندگان رژیم قدیم ظاهر می‌شوند و به دنبال بازپس‌گیری شهر هستند.

با توجه به جنگ در افق و تغییر سریع رابطه او با آنی، لی باید تصمیم بگیرد که تنها خانواده ای را که باقی مانده است بکشد یا به هر چیزی که به آن اعتقاد دارد خیانت کند. و آنی باید تصمیم بگیرد که آیا از پسری که دوست دارد محافظت کند یا خیر. . . یا برای قهرمانی که شهرش نیاز دارد قدم بردارد.



15. ما (نسخه تیلور)

این آهنگ برای او اهمیت ویژه ای دارد زیرا داستان رابطه با مردی را روایت می کند که دیگران او را قبول ندارند. با وجود انتقادات، تیلور آهنگ را نوشت تا عشق و پذیرش خود را به او اعلام کند، بدون توجه به نظرات اجتماعی. هدف آن این بود که بگوید: "برای من مهم نیست که کسی چه می گوید، من تو را برای آنچه هستی دوست دارم."

اگر فقط می دانستی، جلد کتاب

اگر فقط می دانستی توسط پرنا پیکت

کوری به تازگی از زندان آزاد شده است و تنها چیزی که او می خواهد آغازی جدید است. اما وقتی باند سابقش در می‌زند، کوری موافقت می‌کند که خانه کنت هاپر، دادستانی که او را کنار گذاشته، خراب کند.

تسا برای از بین بردن گناهی که از فرار از جنایت به دوش می‌کشد، بیشتر شب‌هایش را با موتورسیکلت خود می‌گذراند. وقتی کوری را در حال نابود کردن ماشین پدرش می‌گیرد، مجرمی را نمی‌بیند: او راهی می‌بیند که در نهایت اشتباهات خود را اصلاح کند. بنابراین به جای اینکه کوری را به پلیس بسپارد، پدرش را متقاعد می کند که به کوری فرصتی دوباره بدهد.

از آنجایی که تسا و کوری زمان بیشتری را با یکدیگر می گذرانند، نادیده گرفتن کشش بین آنها دشوار می شود. اما هر دو در حال رازداری هستند و وقتی این رازها آشکار شد، هر کدام برای داشتن آینده ای با هم باید با شیاطین خود روبرو شوند.



16. سوپرمن (نسخه تیلور)

اشعار این آهنگ تحسین تیلور از مردی را نشان می دهد که او را ترک کرده است، و ابراز اشتیاق برای بازگشت نهایی او در زمان مناسب است. عنوان این آهنگ برگرفته از اظهار نظر خودجوش تیلور در طی یک مکالمه است. بعد از اینکه مرد اتاق را ترک کرد، او این تجربه را برای یکی از دوستانش شبیه تماشای سوپرمن در حال پرواز توصیف کرد.

سوپرمن: سپیده دم، جلد کتاب

سوپرمن: سپیده دم توسط مت د لا پنیا

وقتی سپیده دم، قهرمانی برمی خیزد.

قدرت او فراتر از تصور است.

کلارک کنت همیشه سریع‌تر، قوی‌تر و بهتر از همه اطرافیانش بوده است. اما او برای خودنمایی بزرگ نشده است و جلب توجه به خودش می تواند خطرناک باشد. به علاوه، اینطور نیست که او قدرت خود را به دست آورده باشد. . . هنوز.

اما قدرت با قیمتی همراه است.

اخیراً نگه داشتن قهرمانی های او در سایه دشوار است. وقتی کلارک صدای گریه یک دختر را دنبال می کند، با گلوریا آلوارز روبرو می شود و راز تاریکی را که در اسمالویل در کمین است، کشف می کند. به نظر می رسد، کلارک تنها کسی نیست که چیزی را پنهان می کند. او با بهترین دوستش، لانا لنگ، متحد می شود و خود را به دنبال حقیقت می اندازد. چه بدی در زیر سطح شهر کوچک او نهفته است؟ و چه هزینه ای برای کلارک خواهد داشت که در مورد گذشته خود بداند که او برای تبدیل شدن به مرد فولادی آینده به نور می رود؟ زیرا قبل از اینکه بتواند جهان را نجات دهد، باید اسمالویل را نجات دهد.



17. لمس الکتریکی (نسخه تیلور) [از The Vault] [feat. سقوط پسر]

اولین آهنگ طاق آهنگی است که در آن تیلور سویفت و پاتریک استامپ از Fall Out Boy تمایل خود را برای امید، آسیب پذیری و هیجان عشق جدید بیان می کنند. آنها همچنین در مورد خطرات و مزایای باز شدن خود در برابر فرصت های عاشقانه جدید صحبت می کنند.

جاهایی که هرگز نبودیم، جلد کتاب

مکان هایی که هرگز نرفته ایم توسط کاسی وست

نورا سالهاست که بهترین دوست دوران کودکی خود، اسکایلر را ندیده است. زمانی که او برای اولین بار از خانه دور شد، آنها همیشه با هم صحبت می کردند، اما اخیراً رابطه آنها به لایک کردن پست های اینستاگرام یکدیگر کاهش یافته است. به همین دلیل است که نورا نمی تواند منتظر سفر جاده ای مشترک با RV باشد که خانواده هایشان برای تابستان برنامه ریزی کرده اند.

اما وقتی اسکایلر بالاخره می رسد، به نظر می رسد... ترجیح می دهد جای دیگری باشد. نورا آسیب دیده و گیج شده، واکنشی مشابه نشان می دهد. ناگهان، قدیمی ترین دوستی او بر روی سنگ است.

تابستانی که در سراسر کشور رانندگی می‌کنید، نورا و اسکایلر را به سمت جاده‌های جدید و اکتشافات جدید هدایت می‌کند. خیلی زود، آنها یک بار دیگر یکدیگر را در نوری متفاوت می بینند. آیا دوستی آنها می تواند به چیزی بیشتر تبدیل شود؟



18. وقتی اما عاشق می شود (نسخه تیلور) [از The Vault]

این مسیر طاق، سفر زن جوانی به نام اِما را دنبال می‌کند که عشق و روابط را دنبال می‌کند. اشعار تجربیات و رشد اما را به تصویر می کشند و انعطاف پذیری، اعتماد به نفس و قدرت دگرگون کننده عشق او را به نمایش می گذارند.

فکر می کنم دوستت دارم ، جلد کتاب

فکر کنم دوستت دارم توسط Auriane Desombre

اما یک رمانتیک سرسخت است. او عاشق یک فیلم بامزه نتفلیکس، حیوان خانگی اش، لیدی کاتولت، و آرزوی داشتن گی رام کام دلش برای رقابت جشنواره فیلم است که او و دوستانش در آن شرکت می کنند. اگر فقط به ایده های او گوش می دادند. . .

سوفیا عملگرا است. او به تحریم‌ها علاقه زیادی دارد، یعنی 1) روابط، 2) پسران نوجوان و BO آنها (دلیل #2347683 او یک لزبین است)، و 3) ایده‌های تهوع‌آور اما. عاشقانه های پر ستاره را فراموش کنید، سوفیا می داند چه چیزی برنده خواهد شد: یک فیلم هنری با پیام.

سرنخ درام. حتی قبل از شروع فیلمبرداری فیلم محکوم به فناست. . . تا زمانی که اما و سوفیا شروع به دیدن یکدیگر از دریچه‌ای متفاوت می‌کنند. ناگهان رقابت آنها شبیه یک رام کام واقعی است.



19. من می توانم تو را ببینم (نسخه تیلور) [از The Vault]

این آهنگ مخفیانه به بررسی خواسته های پنهان و برخوردهای مخفیانه می پردازد. این جذابیت مقاومت ناپذیر یک علاقه عشقی دور از دسترس را به تصویر می کشد و یک اشتیاق غیر قابل چشم پوشی را برمی انگیزد. اشعار به وضوح نگاه های دزدیده شده، لحظات پربار و احساساتی را به تصویر می کشد. تیلور اشتیاق خود را برای علاقه به عشق خود آشکار می کند در حالی که ترس از افشای احساسات واقعی خود و میل شدید و کشش مغناطیسی بین آنها مهار شده است. این آهنگ وارد یک قرار ملاقات مخفی می شود، جایی که تیلور و علاقه عاشقانه اش خواسته های خود را زمزمه می کنند و عهد می بندند که ارتباط خود را پنهان نگه دارند.

نیمه شب شکسته، جلد کتاب

نیمه شب شکسته توسط Dhonielle Clayton

زورا بروسارد با یک کیف لباس، صدای زیبا و یک جفت کفش قرمز مسحور وارد نیواورلئان شده است. زورا که از یک تصادف غم انگیز ناشی از جادوی خود فرار می کند، چیزی جز ترکیب شدن و همچنین دوری از عمه و عمه های بداخلاق خود نمی خواهد. موسیقی تنها وسیله فرار زورا می شود، با این حال او به این فکر می کند که آیا باید همه چیز را رها کند تا قدرت هایی که او را به یک هدف تبدیل می کند، به ویژه به عنوان یک زن سیاه پوست در جنوب حذف کند.

اما زمانی که زورا این شانس را پیدا می کند که در یک کلوپ برجسته جاز اجرا کند، با یک پیانیست شیرین سفید به نام فیلیپ با جادوی خودش آشنا می شود، از جمله آینه ای عجیب که آینده آنها را با هم پیش بینی می کند. زورا و فیلیپ که در یک عشق ممنوعه قرار می گیرند باید رابطه خود را مخفی نگه دارند. و به زودی آن دو متوجه ارتباط پیچیده بین خانواده های مربوطه خود می شوند، ارتباطی که می تواند به فاجعه برای هر دو منجر شود. در دوران جدایی و سخن گفتن، زورا باید سرنوشت خود را تغییر دهد و برای کسی که دوستش دارد بجنگد. . . یا خطر از دست دادن همه چیز



20. Castles Crumbling (نسخه تیلور) [From The Vault] [feat. هیلی ویلیامز]

این آهنگ طاق که در سال 2009 نوشته شد، رویدادهای آینده را برای تیلور سویفت و هیلی ویلیامز پیش‌بینی می‌کرد. هر دو خواننده چالش های شخصی و حرفه ای را تجربه کردند که باعث شد زندگی آنها از هم بپاشد و آنها را به عقب نشینی لحظه ای سوق دهد. سوئیفت مورد بازرسی قرار گرفت و تا زمانی که او از مردم پنهان شد اعتبار آلبوم به شرایط پرداخت. ویلیامز همچنین با وجهه عمومی خود دست و پنجه نرم کرد و با مسائل حقوقی و پایان ازدواج خود سر و کار داشت. این آهنگ به نبرد آنها با افسردگی و ناتوانی در برآورده کردن انتظارات می پردازد.

فرزندان جرثقیل ، جلد کتاب

نواده جرثقیل توسط جوآن هی

ظالمان دلها را می برند. حاکمان خود را قربانی می کنند.

شاهزاده هسینای یان همیشه مشتاق بوده است که از مسئولیت تاج و تخت شانه خالی کند، اما وقتی پدر محبوبش به قتل می رسد، او به قدرت می رسد، ناگهان ملکه یک پادشاهی ناپایدار. هسینا که مصمم است قاتل پدرش را پیدا کند، دست به کاری ناامیدانه می‌زند: او به کمک یک فال‌گو می‌رود – عملی خیانت‌آمیز که مجازات آن اعدام است... زیرا در یان، جادو قرن‌ها پیش غیرقانونی بود.

هسینا با استفاده از اطلاعاتی که به‌طور غیرقانونی توسط تسکین‌دهنده ارائه می‌شود، و مطمئن نیست که می‌تواند حتی به خانواده‌اش نیز اعتماد کند، به آکیرا روی می‌آورد - یک محقق باهوش که او نیز یک جنایتکار محکوم است که اسرار خودش را دارد. با در خطر بودن آینده پادشاهی اش، آیا حسینا می تواند برای پدرش عدالت پیدا کند؟ یا هزینه آن خیلی زیاد خواهد بود؟



21. Foolish One (نسخه تیلور) [از The Vault]

این آهنگ درون‌نگر پیچیدگی‌های عشق نافرجام و نبردهای درونی همراه با آن را بررسی می‌کند. در چرخه امید و ناامیدی، شک به خود و درک نشانه های از دست رفته می کاود. این آهنگ با وضوحی تلخ و شیرین به پایان می رسد و تجربیات جهانی آسیب پذیری و دل شکستگی و رشد ناشی از آنها را برجسته می کند.

روزی روزگاری دل شکسته، جلد کتاب

روزی روزگاری دل شکسته توسط استفانی گاربر

تا کجا می خواهید برای همیشه با خوشحالی پیش بروید؟

اوانجلین فاکس تا زمانی که به یاد می آورد، به عشق واقعی و پایان های خوش اعتقاد داشت... تا زمانی که متوجه می شود که عشق زندگی اش با دیگری ازدواج خواهد کرد.

اوانجلین که ناامید از توقف عروسی و التیام قلب مجروح خود است، با شاهزاده دل‌های کاریزماتیک اما شرور معامله می‌کند. او در ازای کمک خود، سه بوسه را در زمان و مکان مورد نظرش می خواهد.

اما پس از اولین بوسه وعده داده شده اوانجلین، او متوجه می شود که چانه زنی با یک جاودانه یک بازی خطرناک است - و شاهزاده قلب ها از او خیلی بیشتر از آنچه که قول داده بود می خواهد. او برای اوانجلین نقشه هایی دارد، نقشه هایی که یا به بزرگترین خوشبختی تاریخ پایان می یابند یا بدیع ترین تراژدی...



22. بی زمان (نسخه تیلور) [از The Vault]

راوی آهنگ پایانی، عکس‌های قدیمی را در یک مغازه عتیقه‌فروشی کشف می‌کند، که حس نوستالژی و اعتقاد به ارتباط عمیق با علاقه‌شان را در طول زمان برمی‌انگیزد. این آهنگ به بررسی سناریوهایی می‌پردازد که در آن عشق آن‌ها هنوز همدیگر را در دوره‌های مختلف پیدا می‌کند و زمان و شرایط را به چالش می‌کشد. این بر انعطاف پذیری عشق فراتر از پیری فیزیکی و ماهیت پایدار عشق آنها تأکید می کند.

مسافر ، جلد کتاب

مسافر توسط الکساندرا براکن

عبور، n
من. بخش مختصری از موسیقی متشکل از یک سری نت و شکوفا.
ii سفر با آب؛ یک سفر
III. انتقال از یک مکان به مکان دیگر، در فضا و زمان.

در یک شب ویرانگر، اعجوبه ویولن، اتا اسپنسر، همه چیزهایی را که می داند و دوست دارد از دست می دهد. اتا که توسط یک غریبه با یک برنامه خطرناک وارد دنیایی ناآشنا می شود، تنها از یک چیز مطمئن است: او نه تنها مایل ها بلکه سال ها دور از خانه سفر کرده است. و او میراثی را به ارث برده است که از خانواده ای که هرگز درباره وجودشان چیزی نشنیده است، به ارث برده است. تا به حال.

نیکلاس کارتر از زندگی خود در دریا، آزاد از آیرونوودها - خانواده ای قدرتمند در مستعمرات - و بندگی که در دست آنها شناخته شده است، راضی است. اما با ورود یک مسافر غیرعادی به کشتی او، کشش مصرانه گذشته به وجود می آید که او نمی تواند از آن فرار کند و خانواده ای که او را به این راحتی رها نمی کنند. حالا آیرون وودز به دنبال یک شی دزدیده شده با ارزش غیرقابل توصیف هستند، چیزی که آنها معتقدند فقط اتا، مسافر نیکلاس، می تواند آن را پیدا کند. برای محافظت از او، او باید مطمئن شود که او آن را به آنها باز می گرداند - خواه او بخواهد یا نه.

اتا و نیکلاس با هم سفری خطرناک را در قرن‌ها و قاره‌ها آغاز می‌کنند، و سرنخ‌هایی را که از مسافر به جا مانده است و هر کاری انجام می‌دهد تا شیء را از چنگ آیرونوود دور نگه دارد، جمع می‌کنند. اما همانطور که آنها به حقیقت جستجوی خود نزدیک می شوند و بازی مرگبار Ironwoods در حال انجام است، نیروهای خائن تهدید می کنند که اتا را نه تنها از نیکلاس بلکه از مسیر خانه او برای همیشه جدا می کنند.