
ورزشهای رقابتی و عاشق شدن چه وجه اشتراکی دارند؟ ریسک بالا، شیمی شدید و نوعی تنش که شما را شبها بیدار نگه میدارد و صفحات را ورق میزند. 🏒❤️
اگر ناگهان هوس کتابهای نوجوانانه با موضوع ورزشکاران کوئیر که در کنار رقابت، فشار قهرمانی و چالش اصیل بودن در فضاهای بیش از حد رقابتی، عاشقانه را تجربه میکنند، به سرتان زده، خب، در جمع فوقالعادهای هستید. این کتابهای مشابه نوجوانان، همتیمیهای شیفته، رقبای سرسختی که نمیتوانند از فکر کردن به یکدیگر دست بردارند و قهرمانانی که از انتخاب بین ورزش و قلبشان امتناع میکنند را به تصویر میکشند. 🌈
چه دنبال چیزی برای خواندن در طول یک آخر هفته دنج باشید (کلبه اختیاری 🏡😉) و چه فقط هوس داستانهایی درباره ورزشکارانی کنید که به همان اندازه که در زمین بازی میکنند، در خارج از زمین هم به زمین میخورند، این رمانهای نوجوانان برنامهی بینظیری برای روز ولنتاین دارند. پس وقتش رسیده که به یخ، یا زمین بازی، یا دو و میدانی، یا هر جایی که دلتان شما را هدایت میکند، بروید! 📚✨
کشتی یخشکن توسط ای. ال. گرازیادی
میکی جیمز سوم هفده ساله دانشجوی سال اول دانشگاه، برادر پنج خواهر و میراث هاکی است. با داشتن یک پدر و یک پدربزرگ که در تاریخ NHL ثبت شده اند، میکی تقریباً بهترین جایگاه درفت لیگ را تضمین می کند.
تنها کسی که در راه او ایستاده است، جیسن کالفیلد، مدعی کسب مقام شماره 1 و هم تیمی خشمگین (و به طرز خشمگینانه ای جذاب) میکی است. وقتی رقابت به چیزی بیشتر تبدیل میشود، میکی باید تصمیم بگیرد که واقعاً چه میخواهد و چه چیزی حاضر است برای آن ریسک کند.
این داستان در مورد عاشق شدن، پیدا کردن تیم خود (روی و خارج از یخ)، و انتخاب مسیر خود است.
این یک رابطه عاشقانه/اسکیت است نوشتهی کارلی جی. کورسون
چارلی پورتر، ستاره هاکی، یک شانس برای تحقق رویاهایش دارد - به معنای واقعی کلمه. تنها یک هدف بین او و جام وینتروپ، به همراه یک بورسیه تحصیلی هاکی که زندگیاش را تغییر میدهد و میتواند او را به لیگهای بزرگ برساند، فاصله است. اما وقتی چارلی شوتش را از دست میدهد - و ناخواسته باعث شروع یک دعوای قدیمی بین مدارس رقیب میشود - او علاوه بر عنوان قهرمانی، با چیزهای دیگری هم خداحافظی میکند. او از تیمش اخراج میشود، از مدرسه تعلیق میشود و به بدترین جای دبیرستان وینتروپ تبعید میشود. اوضاع برای چارلی نمیتواند بدتر از این شود.
تا اینکه با الکسا گلدشتاین آشنا میشود. الکسا، یک پرنسس یخیِ کجخلق و کمالگرا که تمام فکر و ذکرش المپیک است، آخرین کسی است که چارلی دوست دارد با او در یک پیست باشد -- مهم نیست که چقدر در لباس اسکیت نمایشیاش خوب به نظر برسد. اما وقتی مچ پای همتیمیِ الکسا میشکند و شانس او را برای کسب مدال طلا از بین میبرد، این دو متحدِ بعید -- به همراه مادرِ وحشتناک و سابقاً المپیکیِ الکسا -- چارلی را متقاعد میکنند که تا زمان بهبودیِ همتیمیاش با الکسا تمرین کند و مادر الکسا از ارتباطاتش استفاده میکند تا چارلی را دوباره به لباس هاکیاش برگرداند.
اما همینطور که یخ بین چارلی و الکسا شروع به آب شدن میکند، رابطهشان پیچیدهتر میشود. چارلی به شدت در حال سقوط است -- و نه فقط وقتی که سعی میکند با یک اسکیت دو محوره فرود بیاید. چه اتفاقی میافتد وقتی که تحقق رویاهای اسکیتسواری الکسا به معنای کنار گذاشتن رویاهای خودش باشد؟
بررسی کنید، لطفا! کتاب اول: #هاکی توسط نگوزی اوکازو
اعترافات خندهدار و دلخراش یک اسکیتباز که به بازیکن هاکی دانشگاه تبدیل شده و از چک کردن میترسد... و به شدت عاشق کاپیتان تیم هاکی خود است.
اریک بیتل قهرمان سابق اسکیت نمایشی نوجوانان جورجیا، وبلاگ نویس فوق العاده و شیرینی پز آماتور است. اما هر چقدر هم که موفق باشد، هیچ چیز نمیتواند او را برای سال اول دانشگاهش که در دانشگاه معتبر سمول در سمول، ماساچوست بازی میکند، آماده کند. هیچ چیز مثل هاکی باشگاههای مختلط در جنوب نیست! اول از همه؟ باید بررسی شود. دوم، جک است - کاپیتان بسیار جذاب اما دمدمی مزاج او.
لطفا بررسی کنید! سری
عشق و هاکی روی چمن نوشته کیت رزواتر
اِوِلین طوری بزرگ شده بود که هاکی روی چمن را مثل جنگ ببیند.
پیش از آنکه بتواند نام خود را بنویسد، میراث خانوادهاش در زمین بازی از پیش مشخص شده بود. هر قدمی که اولین به سوی افتخار برمیدارد، در امتداد ردپایی است که مادرش از خود به جا گذاشته است. و هیچ قدمی مهمتر از این قدم بعدی نیست، چرا که اولین قرار است تیم دانشگاهی خود را به فصل نبرد نهاییشان هدایت کند. اولین کاملاً آماده است تا عنوان قهرمانی لیگ ملی را کسب کند و بورسیه تحصیلی مهمی را که به همراه آن به دانشگاه محل تحصیل مادرش تعلق میگیرد، از آن خود کند.
امسال، او به دنبال خونریزی است و هیچ چیز نمیتواند جلوی او را بگیرد...
...به جز رزا آلوارز، بازیکن جدید و بسیار بااستعداد تیم بزرگترین رقیبش.
بعد از یک بازی تحقیرآمیز برگشت به خانه و شوخی بعدی که دو دشمن را به بنبست میرساند، آنها با اکراه به توافقی میرسند که به یکدیگر کمک کنند تا بر نقاط ضعف خود در میدان غلبه کنند. اما هر چه اولین زمان بیشتری را با روزا میگذراند، او بیشتر زره سخت خود را کنار میگذارد، تا اینکه کمکم به این فکر میکند که اگر میدان نبرد را پشت سر میگذاشت و به جای آن برای عشق میجنگید، زندگی چگونه میتوانست باشد.
ارزشمندترین بازیکن توسط ای. ام. وودی
کامرون مورلی خیلی جذابه. بدتر از اون، خودش هم اینو میدونه. با یه هیکل خداگونه و یه پست به عنوان کوارتربک ستاره تیم فوتبال دانشگاهش، هیچکس نیست که نتونه جذبش کنه. بنابراین میشه تصور کرد که وقتی میسون گری، آبدارچی بداخلاق تیم، ازش خوشش نمیاد، چقدر خجالت میکشه. بدتر از اون، این بیآبرویی با نیمکتنشین کردنش توسط مربی کم تا وقتی که بتونه نمرههاش رو بالا ببره، ادامه پیدا میکنه. خوشبختانه، یه معلم خصوصی قابل اعتماد پا پیش میذاره تا به کم کمک کنه تا آبرویش رو پس بگیره - پسری که اون رو تحقیر کرده بود.
برای میسون، تدریس خصوصی به یک ورزشکار بیفکر چیزی جز حواسپرتی از گذشتهای که نمیتواند از آن فرار کند، نیست. چیزی که او انتظار ندارد این است که در مکالماتشان چیز ارزشمندی پیدا کند - چیزی که یخ بین آنها را نرم کند. همچنین کَم انتظار ندارد که لبخند آرام میسون، داستانی هولناک را پنهان کند. همانطور که آنها به آرامی از دروازههای فولادی یکدیگر عبور میکنند، واقعیتهای خطرناک فراتر از دبیرستان، پیوند عمیق آنها را تهدید میکند.
اما در واقع، این مربوط به فوتبال است.
شانسی نداری توسط راکل ماری
زندگی والنتینا «ویل» کاستیلو-گرین حول محور فوتبال میچرخد. دوستانش، آیندهاش و انتظارات شدید پدرش، همگی در این بازی زیبا خلاصه میشوند. اما پس از اینکه او در جریان مسابقات حذفی با رقیب دیرینهاش، لتیسیا اورتیز، دعوایی راه میاندازد، به نظر میرسد هر آنچه که برای آن تلاش کرده بود، ناپدید میشود.
ویل، خجالتزده و ناامید از اینکه در هر جایی جز خانه باشد، برای تابستانی آرامشبخش و رهاییبخش به اردوی فوتبال دوران کودکیاش فرار میکند... اما متوجه میشود که او و لتیسیایِ بیپایانِ بدخلق، کاپیتان تیمی خواهند بود که میتواند در مقابل استعدادیابهای دانشگاه بازی کند. اما رقابت ممکن است سختتر از حد انتظار باشد، بنابراین اگر نتوانند تیم تازهکار خود را متحد کنند، این فرصت دوباره - و هرگونه امیدی برای بازی در فوتبال دانشگاه - از دستان ویل خواهد رفت. وقتی فشار فزاینده، اختلاف دوستی و پدر سلطهجوی ویل را وادار میکند تا برای کمک به لتیسیا روی آورد، آنچه که به عنوان یک اتحاد متزلزلِ ناشی از ضرورت آغاز شده بود، از طریق عشق مشترک به فوتبال ... و شاید یکدیگر، به چیزی فراتر تبدیل میشود.

نظر خود را به این قسمت اضافه کنید: جمعه نوجوانان: رقابتهای داغ