
دسامبر معمولاً ماه بسیار سبکی برای انتشار کتاب است. اما تنها چند روز دیگر تا پایان سال 2019 (دهه!) باقی مانده است، برخی از هیجانانگیزترین رمانهای YA سال مانند دنباله موردانتظار تومی آدیمی و اولین فیلم فانتزی LGBTQ رایان لاسالا به بهترین شکل برای آخرین بار ذخیره شدند.
سال فوقالعادهای برای کتابهای YA بوده است و این نسخههای منتشر شده در ماه دسامبر، مطمئناً سال را با سرعت بالایی به پایان میرسانند و من مشتاقانه منتظر همه داستانهای جدید در سال 2020 هستم.
دسامبر 2019 منتشر شد
فرزندان فضیلت و انتقام توسط تومی آدیمی
زلی و آماری پس از مبارزه با غیرممکنها، سرانجام موفق شدند جادو را به سرزمین اوریشا برگردانند. اما این آیین قدرتمندتر از آن چیزی بود که آنها می توانستند تصور کنند، و قدرت نه تنها ماجی ها، بلکه اشراف زادگان با اجداد جادویی را نیز دوباره شعله ور ساخت. اکنون، زلی تلاش میکند تا ماجیها را در اریشا متحد کند، جایی که دشمن به همان اندازه آنها قدرتمند است. اما هنگامی که سلطنت و ارتش متحد می شوند تا کنترل اوریشا را حفظ کنند، زلی باید برای حفظ حق اماری بر تاج و تخت و محافظت از ماجی جدید در برابر خشم سلطنت بجنگد. با نزدیک شدن به جنگ داخلی در افق، زلی خود را در نقطه شکستی میبیند: او باید راهی برای گرد هم آوردن پادشاهی بیابد یا تماشا کند که اوریشا خودش را از هم میپاشد.
ربکا توسط رایان لاسالا
تنها چیزی که کین مونتگومری به طور قطع می داند این است که پلیس او را نیمه جان در رودخانه پیدا کرد. او نمی تواند به یاد بیاورد که چگونه به آنجا رسید، پس از آن چه اتفاقی افتاد و چرا زندگی اش اکنون اینقدر متفاوت به نظر می رسد. و این فقط کین نیست که متفاوت است، دنیا احساس بدی می کند، خود واقعیت نیز متفاوت به نظر می رسد. همانطور که کین سرنخها را جمع میکند، سه فرد تقریباً غریبه ادعا میکنند که دوستان او هستند و تنها افرادی هستند که میتوانند واقعاً به او بگویند که چه خبر است. اما زمانی که او و دیگران به دنیایی غیرقابل تصور کشیده میشوند که از ناکجاآباد به وجود میآیند - باشگاه بدنسازی به معبدی زیرزمینی تبدیل میشود، خانهای تاریخی در نزدیکی به یک رمان عاشقانه ویکتوریایی پر از رسوایی و جادو شکوفا میشود - کین متوجه میشود که هیچ چیز در زندگی او تصادفی نیست. . و هنگامی که یک نیروی شوم تهدید می کند که واقعیت را برای همیشه تغییر می دهد، آنها باید هر کاری که می توانند انجام دهند تا جلوی آن را بگیرند قبل از اینکه همه چیزهایی را که می دانند آشکار کند.
خرگوش های کوچک ترسیده توسط AV Geiger
نورا از حضور در کمپ سازندگان در آکادمی Winthrop هیجان زده است. او پس از امید به یافتن آرامش در میان همنوعان خود، از یافتن رقبای گربه در عوض ناامید می شود، از جمله النور وینتروپ، رهبر گروه، که نورا را با حروف کوچک می نامد، زیرا نمی تواند دو النور وجود داشته باشد. دوست پسر النور، مدوکس، برای ناامید کردن بیشتر مسائل، به نورا علاقه نشان می دهد و او را برای کمک به پروژه Maker Fair استخدام می کند - به روز رسانی برنامه InstaLove که به بازیکنان امکان می دهد ویژگی های واقعیت افزوده را به بازی اضافه کنند. وقتی النور مرده می شود، شواهد به نورا اشاره می کند، و او باید بی گناهی خود را ثابت کند - اما در عوض او به شبکه ای از اسرار کشیده می شود. چرا مدوکس با وجود اینکه از هم جدا شدند وانمود می کرد دوست پسر النور است؟ آیا مرگ النور یک تصادف بود یا قتل؟
مواظب من باش توسط میلا گری
زویی تقریباً 19 ساله است، اما زندگی او متوقف شده است زیرا باید به مادرش کمک کند تا از خواهر و برادرهای کوچکترش مراقبت کند. پدرش که یک پلیس سابق است، به دلیل تعرض به مادرش در زندان است. زویی علیه او شهادت داد و از ترس اینکه بیرون بیاید و محل زندگی آنها را پیدا کند زندگی می کند. وقتی آپارتمان و ماشین آنها به آتش کشیده می شود، زویی متوجه می شود که او آزاد شده است، اما هیچ مدرک قطعی وجود ندارد که او آتش را به آتش کشیده است. برادر بزرگتر زویی ویل و بهترین دوستش تریستان به کمک می آیند و خانواده را به کالیفرنیا در فاصله چند قدمی ساحل منتقل می کنند. ویل برای اعزام به نیروی دریایی می رود، اما تریستان به دوستش قول می دهد که مراقب خانواده باشد. تریستان مسنتر است و در گذشته کمی بازیکن بوده است، اما او و زویی ترکیبی فوری دارند که باعث میشود او بخواهد راهش را تغییر دهد.
اتحاد خطرناک توسط جنیک کوهن
در سال 1817، لیدی ویکتوریا استون، دختر 17 ساله دوم لرد اوکبریج، زندگی کاملاً جذابی را سپری کرد. در حالی که خواهر بزرگترش، آلته آ، ازدواج خوشبختی دارد، تا حد زیادی به حال خود رها شده است، به مدیریت املاک انگلیسی خانواده کمک می کند، در زمینه دامپروری مطالعه می کند و رمان های مورد علاقه خود جین آستن را بازخوانی می کند. شرایط تغییر می کند، با این حال، با افشاگری در مورد شوهر بدرفتار Althea، Dain. ویکی برای محافظت از خواهرش و جلوگیری از افتادن خانه آنها به دست شرور داین، باید تا پایان فصل ازدواج کند. ویکی که به دنبال حمایت از شخصیتهای رمانهای محبوبش در آستن است، از حوادث مشکوک، افزایش تنشها و خواستگاران متعدد، از جمله تام شربورن، بهترین دوست دوران کودکی که سالها قبل قلبش را شکست، میبیند.
قلب ها ، رشته ها و سایر موارد قابل شکستن توسط ژاکلین فیرکینز
ادی از زمان مرگ مادر مجردش به مدت سه سال در خانه های سرپرست زندگی می کند. عمه مرفه او در نهایت و با اکراه وارد عمل می شود و پیشنهاد می کند ادی را "به عنوان یک اقدام خیرخواهانه" قبول کند تا اینکه در پاییز به دانشگاه برود. این خانواده یک خانه زیبا، دو پسر عموی هم سن و سال که با هم دعوا می کنند، دسترسی به یک مدرسه خصوصی معتبر و حمایت اندکی برای کالج ارائه می دهد. ادی دندان هایش را به هم فشار می دهد و تنها فایده واقعی را برای رفتن به آنجا می داند - سباستین خوش تیپ، شیرین و باهوش، همسایه همسایه. با این حال، او به شدت ناامید شده است که متوجه می شود سباستین اکنون یک دوست دختر زیبا، چسبنده و حسود دارد. پس وقتی هنری "پسر بد" سکسی و جذاب، یک دختر باید چکار کند و تصمیم بگیرد او را به فتح بعدی خود تبدیل کند؟

یک نظر اضافه کنید به: YA جمعه: دسامبر 2019 جمع بندی ماهانه