
1989 (نسخه تیلور) چهارمین آلبوم تیلور سوئیفت است که دوباره ضبط شده است، در 27 اکتبر 2023، دقیقاً 9 سال پس از انتشار پنجمین آلبوم استودیویی اصلی او در سال 2014 منتشر شد و بخشی از تلاش های او برای به دست گرفتن کنترل کاتالوگ اولیه اش به دنبال اختلاف استادان در سال 2019 است. XNUMX.
سوئیفت به طور رسمی تاریخ انتشار این رکورد را در 9 آگوست 2023 در شب پایانی اولین بازی خود در ایالات متحده اعلام کرد. تور دوران. این آلبوم انتقال او به موسیقی پاپ از ریشه های کشورش را رقم زد و موفقیت بزرگی هم از نظر انتقادی و هم از نظر تجاری بود. نسخه تیلور دارای 21 آهنگ است، از جمله نسخه های ضبط شده مجدد 16 آهنگ از نسخه لوکس 1989 و پنج آهنگ که قبلا منتشر نشده بود.
1. به نیویورک خوش آمدید (نسخه تیلور)
آهنگ آغازین آلبوم جایگاه ویژه ای برای تیلور سویفت دارد زیرا نشان دهنده ارتباط عمیق او با شهر نیویورک است. او مدتها رویا و وسواس داشت که به آنجا نقل مکان کند، و هنگامی که سرانجام این کار را انجام داد، منبع الهام بی نظیری پیدا کرد. انرژی الکتریکی و بی حد و حصر نیویورک بر موسیقی او تأثیر گذاشت، و این آهنگ، به ویژه، خوش بینی او و حس پتانسیل بی پایانی را که هنگام ورود به شهر احساس کرد، به تصویر می کشد.
چه می شود اگر ما باشد توسط بکی آلبرتالی و آدام سیلورا
آرتور فقط در تابستان در نیویورک است ، اما اگر برادوی به او چیزی یاد داده است ، این است که جهان می تواند هنگامی که حداقل انتظار آن را دارید ، عاشقانه ای را به نمایش بگذارد.
بن فکر می کند که جهان باید به تجارت خود توجه کند. اگر جهان پشت خود را داشت ، او به اداره پست نمی آمد و جعبه ای از چیزهای دوست پسر سابق خود را حمل می کرد.
اما وقتی آرتور و بن در اداره پست با هم آشنا می شوند، کیهان دقیقاً چه چیزی برای آنها در نظر گرفته است؟
شاید هیچی پس از همه ، آنها از هم جدا می شوند.
شاید همه چیز پس از همه ، آنها دوباره به هم وصل می شوند.
اما اگر آنها نتوانند تاریخ اول را کاملاً ناخن کنند. . . یا تاریخ اول دوم . . یا یک سوم؟
چه می شود اگر آرتور بیش از حد تلاش کند تا کار کند. . . و بن به اندازه کافی تلاش نمی کند؟
چه می شود اگر زندگی واقعاً مانند یک بازی برادوی نباشد؟
اما اگر چنین باشد چه؟
2. فضای خالی (نسخه تیلور)
آهنگ دوم در ابتدا توسط تیلور سویفت به عنوان یک آزمایش بازیگوش نوشته شد. او اهمیت خودآگاهی برای یک ترانه سرا را تصدیق می کند، از جمله توجه به اینکه مردم چگونه آنها را درک می کنند. در این مورد، تصویری پر شور از زندگی شخصی او در رسانه ها منتشر شده بود که او را به عنوان یک دوست سریالی نشان می داد که به دلیل احساسی بودن و نیاز بیش از حد نمی تواند روابط خود را حفظ کند. سوئیفت این شخصیت را جذاب یافت و به این فکر کرد که اگر واقعی بود، این شخصیت خیالی چه نوع آهنگی را می نوشت. در سرتاسر آهنگ، سویفت با دقت به این شخصیت از طریق کنار هم قرار گرفتن که شور و شوق خشمگین او را به نمایش می گذارد، زنده می کند. او همچنین صدای کلیک کردن یک قلم را به سمت انتهای گروه کر اضافه کرد که نشان میدهد شخصیت در حال نوشتن نام معشوق جدیدش در "فضای خالی" خود است.
پروژه Meet-Cute توسط ریانون ریچاردسون
دوستان میا عاشق رام کام هستند. میا از آنها متنفر است. آنها احمقانه، ساختگی و اصلا واقع بینانه نیستند. علاوه بر این، چیزهای مهم تری وجود دارد که باید نگران آنها بود - مانند نحوه زندگی با خواهر عروس خانمش، سم، که هرگز قدردان میا نبود، و زنده ماندن در سال اول در شعبده بازی در هر باشگاه مدرسه ای که ارائه می شود و در تمام کلاس هایش شرکت می کند.
بنابراین وقتی میا وظیفه پیدا کردن تاریخ عروسی خواهرش را دارد، گزینههای او عملاً وجود ندارند.
دوستان میا، اما، یک ایده دارند. این کمی دیوانه است، کمی بیرون، و از فیلم هایی که آنها دوست دارند الهام گرفته شده و میا نیز با انزجار آنها را تماشا می کند.
میا فقط به یک ملاقات زیبا نیاز دارد.
3. سبک (نسخه تیلور)
آهنگ سوم آلبوم به رابطه ای آشفته می پردازد که بارها و بارها دو نفر را به هم می کشاند. تیلور سوئیفت از عشق گذشته خود با او الهام گرفت سبک هری، حتی با کنایه از موسیقی گروهش. او توضیح می دهد که این آهنگ از مشاهده مد و روندهای فرهنگی پایدار او سرچشمه گرفته است. همانطور که برخی از اقلام مد بی انتها باقی می مانند، احساسات و افرادی در زندگی ما وجود دارند که به نظر می رسد به طور دوره ای دوباره ظاهر می شوند و هرگز محو نمی شوند، دقیقاً مانند یک روند ماندگار که همیشه به سبک بازمی گردد.
با و بدون تو توسط امیلی ویبرلی و آستین سیگموند بروکا
اگر سیهنا و پاتریک دانشآموزان ارشد دبیرستانی فوقالعاده بودند، آنها بیشترین احتمال ازدواج را داشتند. آنها سه سال است که با هم قرار می گذارند، و همه قبول دارند که برای یکدیگر عالی هستند. اما با نزدیک شدن به کالج، سینا شروع به این میکند که آیا با هم ماندن بهترین ایده است یا خیر. آیا او واقعاً میخواهد در دگرگونکنندهترین سالهای زندگیاش گره بخورد؟
بنابراین او تصمیم می گیرد که از پاتریک جدا شود و خودش را متقاعد کند که این کار برای بهترین است. با این حال، قبل از اینکه او بتواند کلماتی را بگوید، او را تا سرحد کتک میزند: خانوادهاش از ایالت خارج میشوند. سینا که از این خبر غافلگیر شده، موافقت می کند که با پاتریک بماند و معتقد است که رابطه آنها به طور طبیعی با گذشت زمان و مسافت از بین می رود. اما طی یک سری بازدید در طول سال تحصیلی، سینا شروع به دیدن جنبهای متفاوت از پاتریک میکند - یکی که دوباره عاشق او میشود.
4. خارج از جنگل (نسخه تیلور)
آهنگ چهارم ترکیبی از اضطراب و هیجان را در یک رابطه گذشته که تیلور سویفت دوست دارد، در بر می گیرد. هدف او از آلبوم این بود که مطمئن شود آهنگ هایش احساساتی را که در آن زمان احساس می کرد به درستی منتقل می کند. این آهنگ ماهیت شکننده و نامطمئن رابطه ای را که او تجربه کرده بود، به تصویر می کشد، جایی که او روز به روز با عدم اطمینان در مورد آینده آن زندگی می کرد. با وجود اضطراب و بی ثباتی، این آهنگ تاکید می کند که چنین روابطی هنوز هم می توانند ارزشمند، هیجان انگیز و زیبا باشند.
عشقی که جهان را تقسیم می کند توسط امیلی هنری
ناتالی کلیری باید آینده خود را به خطر بیندازد و کورکورانه به یک ناشناخته گسترده بپرد تا بتواند با پسری که دوستش دارد دنیای جدیدی بسازد.
آخرین تابستان ناتالی در شهر کوچکش در کنتاکی، شروعی جادویی دارد... تا زمانی که شروع به دیدن "چیزهای اشتباه" کند. آنها در ابتدا فقط نگاه های لحظه ای هستند - درب ورودی او به جای سبز معمولش قرمز است، یک پیش دبستانی وجود دارد که فروشگاه باغ باید در آن باشد. اما پس از آن تمام شهر او برای ساعتها ناپدید میشود و در تپههای غلتان و گاومیشهای در حال چرا محو میشود و نات میداند که چیزی درست نیست.
این هنگامی است که وی از ظاهری مهربان و مرموز بازدید می کند که او را "مادربزرگ" می نامد و به او می گوید: "شما سه ماه برای نجات او دارید." پسر زیبا به نام Beau ، و انگار زمان فقط متوقف می شود و هیچ چیز وجود ندارد. هیچی ، جز ناتالی و بیو.
5. تنها کاری که باید انجام می دادید این بود که بمانید (نسخه تیلور)
آهنگ پنجم رابطه ای را بررسی می کند که به دلیل بلاتکلیفی معشوق از هم می پاشد. این به عنوان بخشی از الگوی تیلور سوئیفت برای قرار دادن احساسی ترین آهنگ در آلبوم خود به عنوان آهنگ پنجم قابل توجه است. این آهنگ از رویای عجیبی الهام گرفته شده بود که او دیده بود، که در آن او متوجه شد که نمی تواند خود را به هیچ وجه به یک شخص مهم بیان کند، مگر اینکه بارها و بارها با صدایی بلند بگوید "بمان". این رویای غیرمعمول باعث شد که او آن عنصر را در آهنگ، که قبلاً روی آن کار میکرد، وارد کند و آن را به بخشی جداییناپذیر و منحصر به فرد از آهنگ تبدیل کند.
آنچه تو مرا ترک کردی توسط بریجت موریسی
مارتین و پترا برای اولین بار در زمان فارغ التحصیلی همدیگر را ملاقات می کنند، و اگرچه آنها چهار سال است که در سالن های دبیرستان خود بدون عبور از مسیر مشترک بوده اند، لحظه ای که آنها در مراسم شروع در کنار یکدیگر می نشینند، یک ارتباط فوری وجود دارد.
سپس یک تصادف رانندگی مارتین را به کما می برد و پترا به نحوی در حال برداشتن قطعات، استفاده از دوستان، خانواده و رویاهای مشترک برای حفظ ارتباط غافلگیرکننده خود باقی می ماند.
آنها باید با هم حقیقت موقعیت او را کشف کنند و با پایان یافتن زمان، پیوند آنها به بهترین فرصت مارتین برای بیدار شدن از زندگی او تبدیل می شود.
6. Shake It Off (نسخه تیلور)
آهنگ ششم یک آهنگ شاد از تیلور سوئیفت است که شنوندگان را تشویق می کند تا مشکلات جزئی را رها کنند و نگرش بی خیالی را در پیش بگیرند. سوئیفت این آهنگ را بر اساس درس مهمی که از زندگی آموخته بود نوشت و قصد داشت آهنگی باشد که بتواند مردم را در جشن عروسی به رقصیدن وادار کند یا در مواقع سخت به عنوان منبعی برای آرامش باشد. اشعار عمق عاطفی را ارائه می دهد و به احساس جهانی تحقیر در مواجهه با نحوه رفتار مردم با یکدیگر مرتبط است. سوئیفت پیشنهاد میکند که شوخ طبعی کلید مقابله با این چالشها است و رویکردی شاد برای مقابله با پوچهای زندگی را ترویج میکند. این آهنگ به شنوندگان قدرت میدهد تا احساسات منفی را از خود دور کنند و دلیلی برای رقصیدن در فراز و نشیبهای زندگی پیدا کنند.
بازی شایعه توسط Dhonielle Clayton و Sona Charaipotra
تمام چیزی که لازم است یک جرقه برای شروع یک شعله است.
در Foxham Prep، یک مدرسه خصوصی شیک برای فرزندان نخبگان دی سی، تنها یک شایعه قدرت خراب کردن یک زندگی را دارد.
هیچ کس این را بهتر از برین نمی داند. او قبلاً همه چیز را داشت - دوست پسر عالی، آینده ای روشن در سیاست و حتی محبوبیت، به لطف بهترین دوستش، کاپیتان تشویق کورا. سپس یک اشتباه باعث رسوایی شد که همه چیز را با خاک یکسان کرد.
اکنون شروع سال تحصیلی جدید است و کانون توجهات تغییر کرده است: این جورجی گیکی است که پس از تغییر تابستانی تازه داغ شده است و نامش بر لبان همه است. وقتی شایعهای به راه میافتد، جورجی سلسله مراتب اجتماعی مدرسه را بالا میبرد و او و کورا را در مقابل هم قرار میدهد. این به او ستاره فاکسام می دهد. . . بلکه او را به یک هدف تبدیل می کند.
همانطور که شایعات رشد می کنند و شکل می گیرند، مانند آتش سوزی در رسانه های اجتماعی مدرسه، زندگی هر سه دختر شروع به بازگشایی می کند. اما یک نفر نزدیک به درام این قدرت را دارد که جلوی شایعات را بگیرد. سوال این است که آیا آنها حتی می خواهند؟
7. ای کاش می شدی (نسخه تیلور)
آهنگ هفتم آهنگی از تیلور سوئیفت در مورد یک معشوقه سابق است که او احتمال احیای مجدد رابطه با او را رد نمی کند. علیرغم جداییشان، او هیچ خشمی نسبت به او ندارد و حتی آرزو میکند که او تلاشی برای آشتی انجام دهد، و با ایدهی یک توافق دوستان با منافع معاشقه کند. هدف این آهنگ خلق یک روایت سینمایی است، به گونهای که دو نفر دلتنگ یکدیگر میشوند، اما تا آخرین پل، جایی که تنش برطرف میشود، غرورتر از آن هستند که آن را بپذیرند. اشعار ایده یک عشق پیچیده و دراماتیک را منتقل می کند، که هرگز در جای درست قرار نمی گیرد، اما هنوز هم جذاب است.
بدون فیلتر و دروغ های دیگر توسط کریستال مالدونادو
مکس مونرو بیست و یک ساله همه چیز دارد: زیبایی، دوستان و زندگی پر زرق و برق پر از ماجراجویی. با تعداد زیادی فالوور در اینستاگرام، وجود بینقص او بسیار غبطهانگیز به نظر میرسد.
با این تفاوت که همش ساختگیه
مکس در واقع کت سانچز 16 ساله است، نوجوانی آرام و کنایه آمیز که در بیکرسفیلد کالیفرنیا زندگی می کند. هیچ چیز پر زرق و برقی در وجود او وجود ندارد - فقط پراکندگی، مهمانی های خانگی بد، یک سال تحصیلی تلخ، و ناجور بودن در برخورد با عشق نافرجام بهترین دوستش هاری. اما در حالی که زندگی کت بسیار عالی است، او در نقش مکس پیشرفت می کند: مشاوره دادن، به اشتراک گذاشتن عکس های زیبا، شبکه سازی با اینفلوئنسرهای معروف، حتی پیدا کردن یک دوست واقعی در یک دنبال کننده به نام النا. هر چه النا و "مکس" نزدیکتر میشوند - پیامک زدن، گرفتن عکس و حتی تماس گرفتن - کت بیشتر احساس میکند که باید نما را حفظ کند.
اما وقتی یکی از پستهای مکس فوقالعاده ویروسی میشود و به همان شخصی که از او عکسها را میدزدیده بازمیگردد، تمام دنیای او - واقعی و جعلی - در اطراف او خراب میشود. او باید راهی بیابد تا بتواند بدون آسیب رساندن به افرادی که دوستش دارد، خود را از شبکه عظیم دروغ هایی که ایجاد کرده است بیابد.
اما ممکن است دیگر خیلی دیر شده باشد.
8. خون بد (نسخه تیلور)
تیلور سوئیفت هشتمین آهنگ را درباره یک تجربه دردناک نوشت که در آن کسی که او را تحسین می کرد و می خواست با او دوست شود به اعتماد او خیانت کرد. این آهنگ به تیلور اجازه داد تا ناراحتی را که به خاطر از دست دادن یک دوستی احساس می کرد، بیان کند. او این آهنگ را راهی برای دفاع از خود و رسیدگی به وضعیت میدانست، حتی اگر به شکل آهنگ باشد، زیرا طرف مقابل در تعاملات خود صریحتر و جسورتر بوده است. این راهی برای تیلور بود تا صدای خودش را به دست آورد و احساساتش را ابراز کند.
برخی از اشتباهات انجام شد توسط کریستین دوایر
شما همیشه نمی توانید دوباره به خانه بروید.
الیس و ایستون از دوران کودکی جدایی ناپذیر بوده اند. اما وقتی یک تصمیم عجولانه زندگی الیس - و رابطه او با ایستون - را به هرج و مرج میاندازد، مجبور میشود در نیمهی راه در سراسر کشور حرکت کند، دور از هر چیزی که تا به حال شناخته شده است.
الیس یک سال است که با ایستون صحبت نکرده است و شاید اینطور بهتر باشد. شاید در نهایت سوراخ ایستون شکل در قلب او بهبود یابد. اما وقتی مادر ایستون او را برای یک جشن به خانه دعوت می کند، الیس خود را در شبکه ای از درد دل، خیانت و عصبانیتی که پشت سر گذاشته است درگیر می بیند... و با پسری که هرگز از دوست داشتنش دست نمی کشد.
9. وحشی ترین رویاها (نسخه تیلور)
آهنگ نهم تمایل او را برای دوست داشتن بهترین لحظاتشان حتی پس از پایان رابطه آنها به تصویر می کشد، که منعکس کننده ترکیبی از امید و شناخت نتیجه اجتناب ناپذیر آن است. این آهنگ به طور قابل توجهی ادای احترام به لانا دل ری است و سوئیفت بین آهنگهای مختلف آوازی جابهجا میشود و از شعرهایی استفاده میکند که یادآور سبک لانا است. دیدگاه سوئیفت در مورد عشق در طول سال ها تکامل یافته است، واقع گرایانه تر و کمتر ایده آل گرایانه شده است، با تمرکز بر روی گذاشتن یک اثر مثبت پس از پایان یک ارتباط. این آهنگ ارتباط فوری با کسی را به تصویر می کشد و امیدوار است که پس از پایان آن، آن را با علاقه به خاطر بسپارند.
جزیره گناهکار توسط آنجلا مونتویا
روزلیندا در جزیره گناهکار زیر نظر یک مدیر تشنه قدرت به دام افتاده است. و به لطف فانتومهای شرورش، رزا در پیشنهاد امسال محبوبترین فرد است، جایی که قدرتهای مجستیک به طور کامل به نمایش گذاشته خواهد شد تا ثروتمندان یکی را برای خدمت به آنها برای مادام العمر انتخاب کنند.
سالها، او زیر نظر حسابگر دونا لوسیا بوده است. رزا که اکنون هجده ساله است، کالای باارزش در پیشنهاد امسال خواهد بود، جشنی برای ثروتمندان که به مشروب، دختران و فحشا بپردازند. به همین دلیل است که او باید فرار کند - قبل از اینکه کسی فانتوم های شرور درون او را مجبور کند هر چیزی را که او لمس می کند نابود کنند.
ماریانوی خوشتیپ و خوشتیپ، مدتهاست که به عنوان شاهزاده دزدان دریایی در دریاهای آزاد سفر میکند. سپس ناوگان پادشاه به کشتی بدنام پدرش حمله می کند و او را در جزیره گناهکار تنها با یک زنجیر مسحور می ماند که او را به خواسته قلبی خود می رساند. در عوض، او به دست یک سردرد گستاخ (هر چند) جادوگر می افتد - رزا.
آنها با هم باید قبل از پایان پیشنهاد، از یکدیگر و دشمنان خود گول بزنند و برای فرار از خطرات جزیره گناهکار خیلی دیر است.
10. چگونه دختر را بدست آورید (نسخه تیلور)
در آهنگ دهم به پسری که میخواهد دوست دختر سابق خود را بازگرداند، توصیه میکند. تیلور سوئیفت استراتژیهای مؤثرتری را نسبت به آنهایی که دوستداران گذشتهاش استفاده میکردند، پیشنهاد میکند، همانطور که در آهنگهایی مانند «ما هرگز هرگز با هم بر نمیگردیم» توضیح داده شده است. این آهنگ اساساً یک دستورالعمل برای پسری است که اجازه داده است یک رابطه خوب از بین برود و راهنمایی می کند که او باید چه کاری انجام دهد تا او را پس از جدایی به دست آورد. تاکید می کند که یک پیام کوتاه ساده کافی نیست و او باید تلاش کند تا دوباره عاشقانه را زنده کند.
بررسی و همسر توسط علی هازل وود
مالوری گرین لیف با شطرنج انجام می شود. امروزه هر حرکتی اهمیت دارد. بعد از اینکه چهار سال قبل از این ورزش منجر به نابودی خانوادهاش شد، تمرکز مالوری روی مادر، خواهرانش و کار بنبستی است که چراغها را روشن نگه میدارد. یعنی تا زمانی که او با اکراه موافقت می کند در آخرین تورنمنت خیریه بازی کند و ناخواسته تخته را با "کینگ قاتل" بدنام نولان سویر پاک می کند: قهرمان فعلی جهان و پسر بد شطرنج حاکم.
باخت نولان به یک تازه کار ناشناس همه را شوکه می کند. چه چیزی گیج کننده تر است؟ میل او برای عبور دوباره پیاده ها. نولان چه نوع گامبیتی بازی می کند؟ حرکت هوشمندانه دور شدن خواهد بود. استعفا دهد. بازی تمام شد. اما پیروزی مالوری درها را به سوی جوایز نقدی بسیار مورد نیاز باز می کند و با وجود همه چیز، او نمی تواند خود را به سمت استراتژیست مرموز جذب کند...
مالوری در حالی که او رتبهها را بالا میبرد، تلاش میکند تا خانوادهاش را با خیال راحت از بازی که در وهله اول ویران کرد، جدا نگه دارد. و همانطور که عشق او به ورزشی که او شدیداً می خواست از آن متنفر باشد شروع به تجدید قوا می کند، مالوری به سرعت متوجه می شود که بازی ها فقط روی تخته نیست، نور کانون از آن چیزی که او تصور می کرد روشن تر است و رقابت می تواند شدید باشد (- بسیار جذاب. و باهوش... و خشمگین...)
11. این عشق (نسخه تیلور)
آهنگ یازدهم از استعاره های چرخه ای برای انعکاس فراز و نشیب های یک رابطه استفاده می کند و تاکید می کند که عشق بدون توجه به نوساناتش پایدار است. این آهنگ همچنین به ایده سرنوشت می پردازد، موضوعی که در دیسکوگرافی سوئیفت تکرار می شود، و نشان می دهد که اگر قرار نیست یک رابطه در یک لحظه خاص اتفاق بیفتد، باید رها کرد و اعتماد کرد که اگر مقدر است، دوباره باز خواهد گشت. قابل ذکر است که این تنها آهنگ در آلبوم است که او کاملا توسط خودش نوشته است. این آهنگ این تجربه را منتقل می کند که وقتی شما عمیقاً به او اهمیت می دهید اما می دانید که او برای یک رابطه آماده نیست، باید رها کنید و بر اهمیت از خودگذشتگی در چنین موقعیت هایی تأکید می کند و بر این باور که اگر ارتباط واقعی باشد، آن شخص برمی گردد. ، این احساسی است که او زمانی که در زندگی خودش اتفاق افتاد احساس کرد.
من به تو خورشید می دهم توسط جندی نلسون
در ابتدا ، جود و برادر دوقلوی او نوح ، از هم جدا نیستند. نوح دائماً نقاشی می کشد و عاشق پسر کاریزماتیک همسایه می شود ، در حالی که جود جسد رژ لب قرمز قرمز می زند ، غواصی می کند و تمام صحبت های هر دو را انجام می دهد.
سال ها بعد، آنها به سختی صحبت می کنند. اتفاقی رخ داده است که دوقلوها را به روشهای مختلف و در عین حال به همان اندازه ویرانکننده تغییر میدهد... اما سپس جود با پسری جذاب، مقاومتناپذیر و یک مربی مرموز جدید آشنا میشود. سالهای اولیه برای نوح است. سالهای بعد متعلق به جود است. اما هر کدام فقط نیمی از داستان را دارند، و اگر فقط بتوانند راه خود را به یکدیگر پیدا کنند، فرصتی برای بازسازی دنیای خود خواهند داشت.
12. من مکان ها را می شناسم (نسخه تیلور)
آهنگ دوازدهم چالش های پیش روی یک زوج سرشناس در یافتن حریم خصوصی و فرار از مجلات پاپاراتزی و شایعات را بررسی می کند. از استعاره شکار روباه استفاده می کند، جایی که بقای روباه ها به حیله گری و توانایی آنها برای پنهان شدن از سگ ها، اسب ها و شکارچیان تعقیب کننده بستگی دارد. این آهنگ این ایده را منتقل می کند که تأثیرات خارجی می تواند به طور جدی یک رابطه را به خطر بیندازد و نشان می دهد که بهترین رویکرد برای شروع یک رابطه ممکن است مخفی نگه داشتن آن تا حد امکان برای محافظت از شکنندگی آن باشد. سوئیفت این آهنگ را به عنوان بازتابی از میزان تلاش و محرمانه بودن برای ایجاد یک رابطه در مواجهه با نظارت عمومی نوشت.
مکان هایی که هیچ کس نمی داند توسط برنا یواناف
ویورلی کامدنمار شب هایش را در حال دویدن می گذراند تا جایی که حتی نمی تواند فکر کند. سپس خورشید طلوع میکند، زندگی ادامه مییابد، و ویورلی به دوست صمیمی کاملاً نفرتانگیزش، کلاسهای کاملا کسلکنندهاش، و این ظن کوچک و آزاردهنده برمیگردد که زندگی چیزی بیش از شورای دانشآموزی و معدلهای دانشجویی دارد.
مارشال هولت یک بازنده است. شب های مدرسه مشروب می خورد و در پارک سنگسار می شود. او در خطر فارغ التحصیلی نیست، او اهمیتی ندارد، او هیچکس نیست. او حتی به حضور در دنیای ویورلی نزدیک نیست.
اما پس از آن یک شب Waverly به خواب می رود و خودش را در اتاق خواب مارشال می بیند - و وقتی خورشید طلوع می کند، هیچ چیز در زندگی او هرگز نمی تواند مثل قبل باشد. در رویاهای ویورلی، قوانین تغییر کرده است. اما در روزهای او، او باید تصمیم بگیرد که آیا ارزش از دست دادن همه چیز را برای پسری که به سختی وجود دارد، دارد یا خیر.
13. پاک (نسخه تیلور)
آهنگ سیزدهم آهنگی است که تیلور سویفت در حال ترک لیبرتی در لندن نوشته است. الهام این آهنگ از فهمیدن این موضوع بود که او به مدت دو هفته بدون اینکه به معشوق سابقش فکر کند در همان شهر بوده است. این آهنگ منعکس کننده تجربه شکستن قلب و روش منحصر به فردی است که به نظر می رسد زمان یک فرد دلشکسته به طور متفاوتی پیش می رود که با دردهای ذهنی، جسمی و عاطفی و همچنین احساسات متضاد مشخص می شود. با گذشت زمان، وقتی عادات و فعالیت های جدید جایگزین عادات قدیمی مرتبط با رابطه از دست رفته می شود، درد کاهش می یابد. این یک آهنگ در مورد شفا و حرکت است.
علاوه بر این، برای طرفدارانی که با بیماریهای روانی، اعتیاد و سوء استفاده دست و پنجه نرم کردهاند، این آهنگ معنای متفاوتی پیدا میکند که به معنای واقعی کلمه تمیزی و بهبودی است. در حالی که تیلور سوئیفت در ابتدا قصد این تفسیر را نداشت، وقتی از اهمیت آن برای طرفدارانش مطلع شد، آن را پذیرفت.
خانه هیماواری توسط هارمونی بکر
زندگی در یک کشور جدید پیاده روی در پارک نیست.
وقتی نائو به توکیو باز می گردد تا با میراث ژاپنی خود ارتباط برقرار کند، یک اقامت یک ساله در خانه سهام هیماواری رزرو می کند. او در آنجا با هیجونگ و تینا، دو دختر دیگر که به ژاپن آمدند تا آزادانه راه خود را بسازند، ملاقات می کند. این سه نفر با هم زندگی می کنند، وعده های غذایی خود را تقسیم می کنند، و حتی در همان مدرسه ژاپنی زبان شرکت می کنند، که باعث می شود دوستان سریعی شوند. اما آیا آنها میتوانند همدیگر را حفظ کنند، زیرا زندگی آنها را با عشقهای جدید، دلشکستگیهای قدیمی و چالشهای روزمره ماهیهای بیرون از آب آزمایش میکند؟
14. سرزمین عجایب (نسخه تیلور)
آهنگ چهاردهم که در ابتدا به عنوان یک تراک جایزه منتشر شد، یک رابطه سمی را از آغاز تا پایان نهایی آن توصیف می کند و از داستان الهام می گیرد. ماجراهای آلیس در سرزمین عجایب. از اوج و فرود ماجراهای آلیس در سرزمین عجایب به عنوان استعاره ای برای جذابیت و تله های قرار گرفتن در چنین رابطه ای استفاده می کند، جایی که هیجان و هوس سرگردانی با وجود پیامدهای منفی در آغوش گرفته می شود.
بی عاطفه توسط ماریسا مایر
مدتها قبل از اینکه او وحشت سرزمین عجایب باشد - ملکه بدنام قلبها - او فقط دختری بود که می خواست عاشق شود.
کاترین ممکن است یکی از دختران مورد علاقه در سرزمین عجایب، و مورد علاقه پادشاه مجرد قلب ها باشد، اما علایق او در جای دیگری نهفته است. یک نانوایی با استعداد، تنها چیزی که او می خواهد این است که با بهترین دوستش یک مغازه باز کند. اما به گفته مادرش چنین هدفی برای زن جوانی که می تواند ملکه بعدی باشد غیرقابل تصور است.
سپس کت با جست، جوکر خوش تیپ و مرموز دربار ملاقات می کند. برای اولین بار، او کشش جاذبه واقعی را احساس می کند. در خطر توهین به پادشاه و خشم والدینش، او و جست وارد یک خواستگاری شدید و پنهانی می شوند. کت مصمم است که سرنوشت خود را تعریف کند و با شرایط او عاشق شود. اما در سرزمینی پر رونق با جادو، جنون و هیولاها، سرنوشت نقشه های دیگری دارد.
15. تو عاشق هستی (نسخه تیلور)
آهنگ جایزه دیگر، پانزدهمین آهنگ توسط تیلور سویفت و دوستش جک آنتونوف، که در آن زمان با دوست تیلور، لنا دانهام قرار داشت، نوشته شده است. سوئیفت از این آهنگ برای ارائه توضیحاتی در مورد رابطه جک و لنا استفاده کرد و سفر آنها و تجربیاتی که منجر به درک عاشق بودن شد را روایت کرد.
خاموش شدن چراغ ها توسط Dhonielle Clayton، Tiffany D. Jackson، Nic Stone، Angie Thomas، Ashley Woodfolk و Nicola Yoon
موج گرمای تابستانی نیویورک را در تاریکی پوشانده است. اما با سردرگمی شهر، نوع دیگری از برق جرقه میزند…
اولین جلسه
دوستان دیرینه
سابق های تلخ
و شاید شروع یک چیز جدید.
وقتی چراغ ها خاموش می شوند، مردم حقایق پنهان را آشکار می کنند. عشق شکوفا می شود، دوستی دگرگون می شود و امکانات جدید به پرواز در می آیند.
16. رمانتیک های جدید (نسخه تیلور)
آهنگ شانزدهم یک آهنگ طنز است که در مورد دیدگاه "رومانتیک های جدید" نسبت به عشق و زندگی بحث می کند. این آهنگ نشان میدهد که چگونه بزرگسالان جوان به شیوهای عجیب و غریب به عشق برخورد میکنند، و تغییر طرز فکر تیلور بازتاب رشد شخصی او و انحراف از رمانتیسم ایدهآل آلبومهای قبلیاش است. او برای استقلال خود ارزش قائل است و در رابطه با وارد شدن به روابط جدید محتاط است، زیرا معتقد است که فداکاری های لازم برای قرار ملاقات به شخص واقعاً خاصی نیاز است. این آهنگ به رویکرد بی دغدغه و دیدگاه او نسبت به آینده اشاره می کند و دیدگاهی "عاشقانه جدید" را در بر می گیرد.
پسران طلایی توسط فیل استامپر
گابریل، ریس، سال و هیث بهترین دوستانی هستند که در شهر کوچک روستایی خود به دلیل عجیب بودن، نمرات خوب و رویاهای بزرگشان به هم پیوند خورده اند. آنها در آستانه ورود به تابستان قبل از سال آخر دبیرستان هستند، جایی که هرکدام در حال رفتن به یک ماجراجویی جدید و بزرگ هستند. ریس در حال تحصیل در یک مدرسه طراحی در پاریس است. گابریل به بوستون می رود تا با یک سازمان غیرانتفاعی محیط زیست داوطلب شود. سال در کاپیتول هیل برای یک سناتور آمریکایی کارآموزی می کند. و هیث در حال رفتن به ساحل دیتونا است تا در بازی ساحلی خالهاش کمک کند.
این تابستان از تجربیات جدید و سفر در حال گسترش جهان برای هر یک از آنها - و برای دوستی آنها چه معنایی خواهد داشت؟
17. " شلخته!" (نسخه تیلور) [از The Vault]
در آهنگ هفدهم، سوئیفت به شهرت خود به عنوان یک دوست سریالی می پردازد که قبل از دوران "1989" توسط رسانه ها ایجاد شده است. او تصدیق می کند که مردم اغلب او را "آشفت" خطاب می کنند. برخلاف رویکرد قبلی او در آهنگ "فضای خالی"، جایی که او به طرز طنز آمیزی تصویر نادرست را در "Slut!" سوئیفت تصمیم می گیرد افراد متنفر را نادیده بگیرد و رابطه خود را عاشقانه کند. او در مورد اهمیت ندادن به اینکه شلخته خوانده شود آواز می خواند و پیشنهاد می کند که اگر لباس پوشیده است و مردم نگاه می کنند، شاید برای یک بار هم که شده ارزشش را داشته باشد. در بیت دوم، سوئیفت به طور ماهرانه منتقدان خود را خطاب می کند و به آنها اشاره می کند که از قرار ملاقات او با کسی که دوست دارند ناراحت هستند.
تیلور سوئیفت قبلاً در مورد تجربه شرمساری شلخته در طول زندگی حرفه ای خود صحبت کرده است، به ویژه به دلیل بررسی دقیق رسانه ها از تاریخچه قرار ملاقات او. او توضیح داد که هدف شرمساری شدید شلختهها قرار گرفته است، که به نظر او برای وجهه او آسیبرسان و آسیبرسان است. او درباره اینکه چگونه رسانه ها آهنگ سرایی او را بی اهمیت جلوه می دهند و اینکه چگونه تعامل او با دوستان مرد اغلب سوء تعبیر می شود، صحبت می کند که او را مجبور می کند از معاشرت با پسرها، قرار ملاقات و معاشقه سوگند یاد کند.
XOXO توسط Axie Oh
جنی اعجوبه ویولن سل یک هدف دارد: ورود به یک هنرستان موسیقی معتبر. هنگامی که او در کارائوکه بار عمویش در لس آنجلس با جیوو خوش تیپ و مرموز آشنا می شود، مشخص است که او از آن دسته پسرهایی است که نقشه های دقیق او را ریشه کن می کند. اما در یک لحظه خودانگیختگی، او به او اجازه می دهد تا او را از منطقه آسایش خود برای یک شب ماجراجویی فراموش نشدنی بیرون بکشد ... قبل از اینکه او بدون هیچ کلمه ای ناپدید شود.
سه ماه بعد ، هنگامی که جنی و مادرش برای مراقبت از مادربزرگ مریض خود وارد کره جنوبی می شوند ، متوجه می شود که جوو دانشجوی همان آکادمی هنرهای نخبه است که در آن ترم ثبت نام کرده است. و او فقط یک دانش آموز نیست. او عضو یکی از بزرگترین گروه های کی پاپ در جهان است-و قرار ملاقات با او کاملاً ممنوع است.
وقتی رابطه به معنای کنار گذاشتن زندگی جنی از مسیری است که او سالها در آن نقشه کشیده است ، او باید یکبار برای همیشه تصمیم بگیرد که چقدر مایل است برای عشق ریسک کند.
18. بگو نرو (نسخه تیلور) [از The Vault]
آهنگ هجدهم داستانی از دلتنگی و دل شکستگی را روایت می کند. اشعار پیچیدگی های یک رابطه را بررسی می کند، جایی که قهرمان داستان با آسیب پذیری و عدم اطمینان دست و پنجه نرم می کند. آنها آشفتگی عاطفی، غم و تردید و تردید در مورد آینده را به تصویر می کشند. پیش کر و کر بیانگر اشتیاق برای ماندن طرف مقابل است که با درد احساس گمراهی و رها شدن در هم آمیخته است. در پل، اشعار سرخوردگی و سردرگمی عشق نافرجام را منتقل میکند و بر درد دل ریختن تنها برای مواجهه با سکوت تأکید میکند.
کمیک های ورونا توسط جنیفر دوگان
جوبل همه اینها را با هم دارند. او یک سلولیست نخبه است و وقتی در فروشگاه های طنز اینده ناپدری خود کار نمی کند ، در حال آمادگی برای بزرگترین استماع زندگی او است.
ریدلی به سختی آن را کنار هم نگه می دارد. پدر و مادر او صاحب بزرگترین فروشگاه های کمیک زنجیره ای در کشور هستند و ریدلی نمی تواند از ناامیدی آنها دست بردارد - یعنی زمانی که آنها حتی حواسشان به این موضوع است.
آنها یک شب سرنوشت ساز در یک کنفرانس طنز دیدار می کنند ، و این دو نمی توانند به سقوط یکدیگر کمک کنند. خیلی بد است که والدینشان هر فرصتی که می گیرند در گلو یکدیگر هستند و رابطه ای بین آنها تقریبا غیرممکن است ... مگر اینکه آنها موفق به مخفی نگه داشتن آن شوند.
پس از آن، دشمنی بین خانواده های آنها ممکن است کمترین مشکل آنها باشد. همانطور که مارپیچ اضطراب ریدلی بالا میرود، جوبیلی سعی میکند کمک کند، اما متوجه میشود که تمرکز او بین امتحان نزدیک شدن سریعاش و تشدید رابطه آنها از هم گسیخته شده است. اگر عشق نتواند همه چیز را فتح کند چه؟ چه می شود اگر هر یک از آنها به بیش از آنچه دیگری می تواند بدهد نیاز دارد؟
19. اکنون که صحبت نمی کنیم (نسخه تیلور) [از The Vault]
آهنگ نوزدهم به بررسی احساساتی میپردازد که وقتی رابطهای که زمانی مهم از بین میرود، به وجود میآیند. این آهنگ تصویری از تغییر و فاصله بین دو نفر را ترسیم می کند که قبلاً نزدیک بودند. در آیات، سوئیفت از مشاهده تغییرات در زندگی طرف مقابل صحبت می کند. گروه کر مبارزه برای پذیرش پایان رابطه را به تصویر می کشد. آهنگ با نتی از پذیرش و حسی تازه از خود به پایان می رسد.
شدید مثل باد توسط تارا ویلسون رد
وقتی دوست پسر میهو بدون هیچ هشداری از او جدا میشود، تنها چیزی که میتواند ببیند قرمز است - رنگ خشم و درد کورکننده، و رنگ آتشی که او در یک طبل نفت در ساحل برپا میکند و تمام خاطرات آنها را میسوزاند.
بهار سال ارشد در اوآهو است، و در حالی که دوستانش در حال آماده شدن برای دانشگاه هستند، میهو در بدبختی خود فرو رفته و با دوچرخه خود پیتزا می دهد. اما سپس الهام گرفته می شود: او یک مسابقه سه گانه انجام خواهد داد. یک مسابقه رسمی مسابقه مرد آهنی هزینه زیادی دارد، بنابراین دوستان میهو برای او ایجاد می کنند. این آموزش برای دختری که هرگز حتی یک مایل دویده است وحشیانه است - اگرچه می تواند دوچرخه سواری و شنا کند. با حمایت همیشگی دوستانش و پدرش، میهو به کاوش عمیقی میپردازد تا بفهمد که ارادهاش چقدر سخت است و میتواند در این مسابقه، و شاید حتی در زندگیاش، بر چه تعداد از موانع غلبه کند.
20. Suburban Legends (نسخه تیلور) [از The Vault]
آهنگ بیستم آهنگی است که در آن تیلور سوئیفت به طرز ماهرانه ای تصویر واضحی از یک ارتباط عمیق را ترسیم می کند که اثری ماندگار از خود بر جای می گذارد. اشعار جاذبه مغناطیسی و ماهیت پیچیده عشق را به تصویر می کشد و لحظات جذابی را به نمایش می گذارد. گروه کر بر حس سرنوشت تاکید می کند و تصدیق می کند که برخی از ارتباطات حتی در مواجهه با درد دل، برای عظمت هستند. گروه کر تأثیر عمیق این ارتباط بر زندگی قهرمان داستان را تأیید می کند و بر سرنوشت مشترک و عشقی که از مرزهای معمولی فراتر می رود تأکید می کند.
همه چیز به شما برمی گردد توسط فرح ناز ریشی
پس از مرگ مادر کیران نورانی، کیران عهد کرد که پدر و خواهرش امیرا را نزدیک نگه دارد. سپس امیرا به طور ناگهانی اعلام می کند که با کسی قرار ملاقات می گذارد و ممکن است با او در خارج از کشور حرکت کند. کیران پرتاب می شود.
دین مالک از اینکه برادر بزرگترش، فیصل، یک دوست دختر عالی پیدا کرده است، هیجان زده است، حتی اگر به سرعت جدی شود. شاید اکنون تمرکز والدین آنها از دین، که فشار زیادی را برای تبدیل شدن به یک پسر عالی احساس می کند، منحرف شود.
وقتی دین و کیران با هم روبرو می شوند، در سکوت موافقت می کنند که گذشته خود را مخفی نگه دارند. چهار سال پیش - قبل از ملاقات امیرا و فیصل - کیران و دین با هم قرار گذاشتند. اما دین بدون هیچ توضیحی، کیران را شبح کرد. کیران برای اینکه بفهمد چه اتفاقی افتاده است دست از کار نمیکشد و دین دست به هر کاری میزند، حتی اگر به معنای خرابکاری در رابطه برادرش باشد تا او را از رسیدن به حقیقت باز دارد. اگرچه شیمی بین کیران و دین غیرقابل انکار است، آیا هر کدام از آنها می توانند دیوارهای خود را خراب کنند؟
21. آیا اکنون تمام شده است؟ (نسخه تیلور) [از The Vault]
آهنگ پایانی به بررسی احساسات دلشکستگی و تأمل به شیوهای مرتبط میپردازد، احساس تنهایی را به تصویر میکشد و تجربیات گذشته با یک عاشق سابق را به یاد میآورد. گروه کر در مورد وضعیت واقعی رابطه می پرسد و خاطراتی از لحظات صمیمی و درد خیانت را تداعی می کند. اشعار تیلور سویفت به طور موثر احساسات ترکیبی را که اغلب با جدایی همراه است، منتقل می کند. در پل، این آهنگ به چالش آگاهی از اقدامات شریک سابق و در عین حال حفظ ارزش خود می پردازد. سوئیفت بر اهمیت احترام به خود تاکید می کند. نتیجه گیری این آهنگ بر گذر زمان و احساسات در حال تکامل همراه با آن منعکس می شود. چراغ های چشمک زن نماد لحظات تحقق و درک است و به روایت ترانه عمق می بخشد.
سلام، خداحافظ، و همه چیز در این بین توسط جنیفر ای. اسمیت
شب قبل از رفتن به دانشگاه، کلر و آیدان تنها یک کار برای انجام دادن دارند: اینکه بفهمند باید با هم بمانند یا از هم جدا شوند. در طول دوازده ساعت، آنها مراحل رابطه خود را دوباره دنبال می کنند و سعی می کنند چیزی را در گذشته خود بیابند که ممکن است به آنها کمک کند تصمیم بگیرند که آینده آنها چگونه باشد. شب آنها را به خانواده و دوستان، نقاط دیدنی آشنا و مکانهای غیرمنتظره، حقایق سخت و افشاگریهای شگفتانگیز هدایت میکند. اما با پایین آمدن ساعت و نزدیک شدن به صبح، خداحافظی اجتنابناپذیر آنها نیز کاهش مییابد. سوال این است که آیا فعلا خداحافظی خواهد شد یا خداحافظی برای همیشه؟
شیرین تر از داستان (نسخه تیلور)
این آهنگ یک آهنگ جایزه در نسخه نارنگی "1989 (نسخه تیلور) است." در ابتدا در اکتبر 2013 برای این فیلم منتشر شد یک شانس، این آهنگ از داستان واقعی خواننده بریتانیایی پل پاتس الهام گرفته شده است که در "Britain's Got Talent" به شهرت رسید. تیلور سوئیفت در مصاحبه ای فاش کرد که به جای تمرکز بر افزایش ستاره شدن پل، این آهنگ را از منظر داستان عشق بین پل و همسرش نوشت که به نظر او الهام بخش بود. این آهنگ اولین همکاری تیلور با همکار و دوست مکرر او، جک آنتونوف بود.
درست جایی که من تو را ترک کردم توسط جولیان وینترز
مدرسه تمام شد، سال آخر به پایان رسید و آیزاک مارتین آماده است تا تابستان را آغاز کند. آخرین او قبل از رفتن به کالج در پاییز، جایی که بهترین دوستش، دیگو را نخواهد داشت. جایی که - با وجود اضطراب اجتماعی اش - او را رها می کنند تا خودش دوست پیدا کند. آیزاک که میداند زمانش با دیگو محدود است، نقشهای بیهدف را اجرا میکند: یک جفت نشان برای کنوانسیون کمیک حماسی، Legends Con، ربوده و در اولین پراید نوجوان خود شرکت کند. فقط او و دیگو آن طور که باید باشد.
اما هنگامی که یک برخورد غیرمنتظره با دیوی - عاشق قدیمی ایزاک - حواس او را در روز فروش بلیط ها پرت می کند، ناگهان او دو نشان از یک تابستان عالی کم می کند. حتی بدتر از آن، اکنون او با همنشینی با او و دوستان گیمرش، توانسته است تا به دیگو برسد. قطعاً بخشی از طرح اصلی نیست. اگرچه همه چیز بد نیست. برخی از دوستان دیگو بسیار باحال هستند، و زمانی که اوضاع با دیوی داغ می شود، آیزاک تقریباً می تواند اشتباه Legends Con خود را فراموش کند. تقریبا زیرا آنگاه دیگو متوجه می شود که واقعاً در آن روز با دیوی چه اتفاقی افتاده است و دوستی آنها روی یخ نازک قرار می گیرد. ایزاک تصور می کند که از از دست دادن کنوانسیون ناراحت است، اما آیا دیگو می تواند دلایل دیگری برای اجتناب از آیزاک داشته باشد؟

افزودن نظر به: YA جمعه: 1989 (نسخه تیلور)