
"کتابهایی که اخیراً خوانده ام" مجموعه ای است که من ، پنه لوپه گومز، یک جمع بندی ماهانه از کتاب هایی که در طول ماه گذشته خوانده ام انجام می دهد. در این مجموعه خلاصه ای کوتاه از داستان ارائه می کنم و سپس به کتاب امتیازی از 5 ستاره می دهم. 5 ستاره بهترین بودن و 1 ستاره بدترین!
سپس توضیح مختصری راجع به اینکه چرا تصمیم گرفتم کتاب را به روشی خاص ارزیابی کنم بیان خواهم کرد.
بنابراین بدون تأخیر بیشتر به شما اجازه می دهیم به "کتابهایی که اخیراً خوانده ام" بپردازم و مثل همیشه نظری را در زیر بنویسید و به من بگویید که کدام یک از این کتابها را نیز خوانده اید یا برای مطالعه بعدی برنامه ریزی کنید.
کتابهایی که اخیراً خوانده ام
فلیکس تا به حال توسط کاسن کالندر
از نویسنده برنده جایزه استون وال و لامبدا، کاسن کالندر، رمانی افشاگرانه YA درباره یک نوجوان تراجنسیتی است که با هویت و کشف خود دست و پنجه نرم می کند در حالی که برای اولین بار عاشق می شود.
فلیکس عشق هرگز عاشق نبوده است ، و بله ، او با طعنه و عذاب آگاه است. او ناامیدانه می خواهد بداند که چگونه است و چرا به نظر می رسد برای همه راحت است اما پیدا کردن کسی. بدتر این است که ، حتی اگر او به هویت خود افتخار می کند ، اما مخفیانه می ترسد که او بیش از حد یکی از حاشیه نشینی ها - سیاه ، ترسو و ترنسجندر باشد - تا همیشه خوشحالی خود را بدست آورد.
هنگامی که یک دانش آموز ناشناس شروع به ارسال پیام های ترانسفوبیک می کند - پس از انتشار عمومی نام خانوادگی فلیکس در کنار عکس هایی از وی قبل از انتقال ، فلیکس طرحی برای انتقام می گیرد. آنچه که او به حساب نیامد: سناریوی گربه ماهی او را در یک مثلث شبه عشق فرود آورد ....
اما هنگامی که او به احساسات پیچیده خود می پردازد ، فلیکس سفری از سؤال و کشف خود را آغاز می کند که به تعریف مجدد مهمترین رابطه او کمک می کند: چگونه او نسبت به خودش احساس می کند.
Felix Ever After داستانی صادقانه و چند لایه در مورد هویت، عاشق شدن و شناخت عشقی است که سزاوار آن هستید.
رتبه من: 5 از 5 ستاره
OMG این کتاب فوق العاده زیبا بود! این کتاب عالی برای خواندن ماه غرور است، اگر بتوانید آنقدر صبر کنید، زیرا این کتاب فوق العاده خوب بود! در این کتاب ما پسری به نام فلیکس را دنبال می کنیم. او اخیراً از یک دختر به یک پسر تبدیل شده است. او نام و لباس خود را تغییر داده است و حتی چند عمل جراحی برای شروع انتقال خود انجام داده است. فلیکس بهترین زندگی خود را سپری می کند. او دوستان شگفت انگیزی دارد و به یک مدرسه هنری در نیویورک می رود و اکنون که کاملاً ترنس شده است، واقعاً از این دوران در زندگی خود لذت می برد. زمانی که یک همکلاسی ناشناس به نحوی تصاویری از گذشته فلیکس به دست می آورد، ناگهان دنیای فلیکس زیر و رو می شود. عکس هایی از فلیکس به عنوان یک دختر که هرگز نمی خواست کسی آنها را ببیند. این انسان هولناک، پست و خبیث، آنها را در سراسر مدرسه اش گچ کرده است تا همه ببینند. فلیکس که مصمم است بفهمد چه کسی می تواند چنین کاری را انجام دهد، یک اینستاگرام جعلی ایجاد می کند و شروع به صحبت با پسری به نام دیلن می کند، تنها دشمن او و انتخاب آشکار او برای قلدر ناشناس خود. نمیخواهم چیز زیادی بدهم، اما فقط میخواستم بگویم این کتاب چقدر فوقالعاده خوب بود. در این کتاب شخصیت اصلی ترنس است و برخلاف سایر کتابهای YA که ادعا میکنند LGBT+ هستند، احساس میکردم که این کتاب کار باورنکردنی را انجام داده است و در واقع عمیقتر شده و تمایلات جنسی فلیکس را بررسی میکند. من خیلی کتاب های دیگر را خوانده ام که شخصیت اصلی آن در چند جمله اول به عنوان تراجنسیتی بیان شده است و سپس دیگر هرگز در مورد آن صحبت نمی شود! احساس میکردم این کتاب واقعاً منحصر به فرد است از این نظر که ما واقعاً میتوانیم با این شخصیت و فرآیند فکری او و زیر سؤال بردن تمایلات جنسی او عمیقتر شویم. فلیکس میداند که او دختر نیست، اما گاهی اوقات او نیز احساس پسر بودن نمیکند. ، او به این فکر می کند که آیا واقعاً تراجنسیتی است یا چیزی "+" است. من احساس میکنم این کتاب پیامهای بسیار زیبایی داشت و فکر میکنم هرکسی که تمایلات جنسی خود را زیر سوال میبرد، واقعاً میتواند از خواندن این کتاب و دانستن اینکه معتبر است و تنها نیست، سود میبرد. این کتاب همچنین پایان خوشی داشت، من به معنای واقعی کلمه در محل کار با گوش دادن به این کتاب صوتی گریه کردم. به نظر من بسیار خواندنی زیبا بود. مطمئناً 5 ستاره و همچنین آن جلد کاملاً خیره کننده است!
ناشناس توسط ژانین گارسی
هنگامی که رین جیکوبز به یک شهر جدید نقل مکان کرد ، امیدوار است که این یک شروع تازه باشد - مکانی که هیچ کس از گذشته خود نمی داند. در ابتدا همه چیز طبق برنامه پیش می رود. او در مدرسه جدید خود با دختران محبوب روبرو می شود و برای پسر بسیار ناز - کنار - نیت می افتد. اما دبیرستان ریور هیلز راز دارد. شبح دختری که هنگامی که مادر رین دانشجویی بود ، درگذشت ، مجبور شد یک راهرو را تعقیب کند. رین مطمئن نیست که او اعتقاد دارد ، اما وقتی اتفاقات عجیبی برای دوستانش رخ می دهد ، رین تصمیم می گیرد تنها یک راه برای اطمینان وجود دارد. او باید مدیاب های دو قطبی خود را خنج کند و ببیند که صداها واقعاً در تلاشند چه بگویند ...
رتبه من: 3 از 5 ستاره
خوب ... این کتاب واقعاً آنجا بود. این کتاب بسیار تاریک شروع می شود. در فصل اول ما رین را دنبال می کنیم که از اختلال دوقطبی رنج می برد. من احساس می کنم این کتاب تصویر مناسبی از اختلال دوقطبی ندارد... در این کتاب رین صداهایی را در سرش می شنود، او به شدت پارانوئید است و از توهم رنج می برد و غیره. من دکتر نیستم اما شبیه چیزی به نظر می رسید. بیشتر از اختلال دوقطبی؟ به هر حال در فصل اول والدین او دیگر نمی توانند توهمات رین را کنترل کنند و او را فرستادند تا با مادربزرگش در کالیفرنیا زندگی کند. او یک اپیزود شیدایی دارد که در آن توهم هایی از مردان سایه داشت که سعی می کردند او را بگیرند. شب هنگام وحشت زده از پنجره بیرون می پرد و شمعی را می زند و کل خانه مادربزرگش را به آتش می کشد و مادربزرگش داخل آن است. مادربزرگ او در نهایت می میرد و رین احساس گناه می کند و اقدام به خودکشی می کند. این آخرین نی برای پدر و مادرش است و آنها تصمیم می گیرند از هم جدا شوند. مادرش او و رین را به اوهایو میبرد، جایی که او بزرگ شد تا شروعی تازه داشته باشد. میدونم فوق العاده تاریکه اتفاقاً این یک تریلر ماوراء الطبیعه است، بنابراین فقط منتظر حالات تاریک، خزنده/ افسرده در تمام طول مسیر باشید. در مدرسه جدید او همه ادعا می کنند که مدرسه توسط روح آنالیزی تسخیر شده است، دختری که مادر رین با او به مدرسه رفته و در استخر مدرسه غرق شده است. به هر حال اتفاقات عجیبی شروع می شود و رین نمی تواند بفهمد که آیا داروی او درست کار نمی کند یا ارواح بسیار واقعی هستند. این کتاب اگرچه بسیار جالب بود و در خارج از آنجا وحشتناک ترین پایان را داشت! مثل یک فیلم ترسناک بد بود. احساس میکنم هیچکس آن پایان را برای ژانین گارسی نخوانده است. او مدام شخصیتها را با نامهای اشتباه صدا میکرد و 100% او را برای نوشتن آن پایان قرار نداد. این میتوانست یک کتاب ترسناک مناسب باشد، اگر به خاطر آن پایان وحشتناک و وحشتناک نبود... من از سرمایهگذاری فوقالعاده به ناامیدی فوقالعاده رسیدم. سپس به یک آویز صخره ختم شد، که چیزی برای نجات کتاب برای من انجام نداد! من واقعاً این کتاب را تا چند فصل آخر دوست داشتم! آن پایان فقط این کتاب را برای من کاملاً نابود کرد.
رقصیدن در مهمانی ترحم توسط تایلر فدر
بخشی از خاطرات تلخ سرطان و بخشی از تأملات طنزآمیز در مورد زندگی بدون مادر ، این رمان گرافیکی اولین بار بسیار دلگرم کننده و جذاب است.
تایلر فدر از قبل از اولین قرار انکولوژی مادرش از مراحل سرطانش تا مراسم تشییع جنازه، شیوا نشسته و پس از آن، زمانی که باید تلاش کند زندگی خود را به عنوان یک دختر بدون مادر معنا کند، تایلر فدر داستان خود را در این رمان گرافیکی پر روایت میکند. از سوراخ کردن - اما اغلب خنده دار - جزئیات. او اولینهای مهم پس از مرگ را به اشتراک میگذارد، مانند جشن گرفتن تعطیلات بدون مادرش، ناامیدی مطلق از تمیز کردن کمد مادرش، پایان دادن به سنتهای قدیمی و شروع سنتهای جدید، و نیش داشتن این جمله که «باید به مادرش بگویم». این" غریزه و ناتوانی در عمل به آن. این خاطرات، صریح و با طنز شیرین، برای هر کسی است که با از دست دادن دست و پنجه نرم می کند و فقط می خواهد کسی آن را بدست آورد.
رتبه من: 4 از 5 ستاره
من مطمئن نیستم که چگونه می توانم این کتاب را به غیر از فوق العاده افسرده کننده توصیف کنم! درست است که این کتاب کاملاً درباره مرگ است. نویسنده در این کتاب در مورد تجربه خود از از دست دادن یک عزیز نوشته است. به طور خاص در مورد از دست دادن مادرش به سرطان. احساس میکردم این کتاب باید برای نویسنده فوقالعاده درمانی بوده باشد تا دلخراشترین رویداد زندگیاش را روشن کند. اگرچه این داستان غم انگیز بود، اما این رمان گرافیکی بسیار سبک و دلنشین نوشته شده بود. نویسنده شوخی های زیادی انجام داد و بیشتر رمان گرافیکی را با رنگ های زیبا و شاد پاستلی طراحی کرد. هیچ رنگ تیره ای به جز مراسم تشییع جنازه مادر استفاده نشد. من شخصاً نمیتوانستم با غم و اندوه شخصیت اصلی ارتباط برقرار کنم، اما تصور میکنم هر کسی که با از دست دادن یکی از والدین خود دست و پنجه نرم کرده است، احتمالاً برای اکثریت این کتاب گریه میکند. من مطمئن نیستم که چرا کسی می خواهد این کار را با خودش انجام دهد. من این کتاب را دوست داشتم، اما هرگز دوست ندارم این کتاب را دوباره بخوانم. همچنین هرگز این کتاب را به کسی توصیه نمی کنم، زیرا این کتاب فوق العاده افسرده کننده است. نویسنده حتی تصاویر واقعی مادر مرده اش را به همراه خانواده اش در پایان رمان گرافیکی نشان داد... مثل اینکه قلبم را پاره کن! این یک خواندن فوقالعاده غمانگیز بود، من آن را توصیه نمیکنم، مگر اینکه بخواهید غمگین باشید، اما مثلاً چرا همیشه میخواهید غمگین باشید؟
Betrothed توسط کیرا کاس
وقتی پادشاه جیمسون عشق خود را به لیدی هالیس بریت اعلام می کند، هالیس شوکه شده و هیجان زده می شود. از این گذشته، او در قلعه کرسکن بزرگ شده است و در کنار سایر دختران اشراف برای جلب توجه پادشاه رقابت می کند. تسخیر قلب او رویایی است که به حقیقت پیوسته است.
اما هالیس خیلی زود متوجه می شود که عاشق شدن با یک پادشاه و تاج گذاری ملکه ممکن است آنقدر خوشبختی نباشد که او فکر می کرد. و هنگامی که با فردی عادی ملاقات می کند که قدرت اسرارآمیزی برای دیدن درست در قلبش دارد، متوجه می شود که آینده ای که واقعا می خواهد آینده ای است که هرگز فکرش را هم نمی کرد.
رتبه من: 5 از 5 ستاره
OMG این کتاب خیلی بامزه بود این یک قطعه زمانی بود، بنابراین مانند یک نسخه بسیار PG فکر کنید دیگر دختر بولین توسط فیلیپا گرگوری مطمئن نیستم که مقایسه خوبی بود یا نه، اما هر دوی آنها مضامین کتاب مشابهی دارند که میخواهند با خانواده سلطنتی ازدواج کنند. اساساً در هر دو کتاب دستکاری و نقشه کشی زیادی وجود دارد و تلاش برای جلب توجه "پادشاهان" و رقابت برای پیشنهاد ازدواج از طرف پادشاه و غیره. جنسیت و غیره اما پادشاه جیمسون در این رمان PG به معنای واقعی کلمه شیرین ترین فرد برای لیدی هالیس بود! همانطور که کتاب ادامه پیدا کرد، واقعاً انتظار داشتم شخصیت او تغییر کند و "رنگ های واقعی" خود را نشان دهد، اما او همیشه با هالیس مهربان بود، حتی زمانی که شخص دیگری در حین "خواستگاری" توجه او را جلب کرد. من نمی خواهم چیزی بدهم، اما من به طور کامل کینگ جیمسون و هالیس را حمل می کنم. اگر از طرفداران سریال کیرا کاس بودید انتخاب پس شما این سریال را بسیار دوست خواهید داشت. هنوز هم همان سبک نوشتاری را دارد، فقط در دوره زمانی متفاوتی با آن رمان ها اتفاق می افتد. من می گویم که این کتاب در یک صخره نسبتاً بزرگ و دلخراش به پایان رسید، بنابراین من قطعاً نمی توانم منتظر بمانم تا ببینم بقیه این داستان چگونه پیش می رود. پایانی نسبتاً غیرقابل پیشبینی بود و اصلاً آن جهتی که از شخصیت هالیس انتظار داشتم نبود، اما همچنان پایان خوبی بود با پتانسیل زیادی برای ادامه رشد سریال. اگر از این مجموعه خوشتان آمد این کتاب را نیز توصیه می کنم.دادگاه درخشانتوسط ریشل مید. آنها همچنین مضامین مشابهی از رقابت برای ازدواج "مطلوب" و رهبران زن با اراده قوی دارند. به نظر من این مقایسه بسیار بهتری بود.
در زندگی واقعی توسط کوری دکترو و جن وانگ
Anda Coarsegold Online را دوست دارد ، بازی نقش آفرینی چند نفره که در آن بیشتر اوقات فراغت خود را می گذراند. جایی است که او می تواند یک رهبر ، یک مبارز ، یک قهرمان باشد. جایی است که او می تواند با مردم از سراسر جهان ملاقات کند و دوستانی پیدا کند.
اما همه چیز وقتی پیچیده می شود که آندا با یک کشاورز طلا دوست شود - یک بچه فقیر چینی که آواتار او در این بازی به طور غیرقانونی اشیا objects با ارزش را جمع می کند و سپس آنها را با پول برای سوزاندن به بازیکنان کشورهای پیشرفته می فروشد. این رفتار کاملاً خلاف قوانین موجود در Coarsegold است ، اما Anda خیلی زود متوجه می شود که وقتی معیشت واقعی یک فرد واقعی در معرض خطر است ، سوالات درست و غلط بسیار ساده تر است.
از نویسنده تحسین شده نوجوان (برادر کوچک, برای پیروزی) و کوری دکترو سردبیر بوینگ بوینگ و کوکو خوب باش خالق جن وانگ، در زندگی واقعی نگاهی ادراکی و پرمخاطره به دوران نوجوانی، بازی، فقر و تضاد فرهنگ است.
رتبه من: 4 از 5 ستاره
ابتدا آثار هنری در این رمان گرافیکی فوق العاده خیره کننده بود. من عاشق کنتراست رنگ ها بودم. زمانی که در مورد حضور در بازی ویدیویی میخوانید، رنگهای این رمان گرافیکی شدید و واضح بودند، اما وقتی در مورد دنیای واقعی مطالعه میکردید، زندگی بیرحم و بیرحم و بهطور باورنکردنی بژ به نظر میرسد. احساس می کردم رنگ ها از دیدگاه شخصیت های اصلی زندگی واقعی تقلید می کنند. در داستان، آندا اخیراً به میانهای رفت و از همه دوستانش دور شد. برای آندا، زندگی خسته کننده و افسرده کننده است، اما بازی های ویدیویی او پناهگاه او، "مکان شاد" او هستند، بنابراین به همین دلیل تضاد رنگی بسیار زیادی در سراسر رمان وجود دارد. به زیبایی انجام شد. در مورد طرح رمان، به نظر من کمی «توسعه» نداشت. در ابتدای رمان مقدمه بزرگی وجود داشت که به داستان منتهی می شد، سعی می شد مقدمات این رمان را بیشتر توضیح دهم، اما برای من خیلی مختصر نبود،،،، و احساس می کردم که به خوبی توضیح داده نشده است. احساس میکردم «تصویر بزرگ» را که نویسنده میخواست با این رمان گرافیکی منتقل کند، از دست دادهام، زیرا به طور کامل مقدمه و آنچه را که دقیقاً به آن اشاره میکند متوجه نشدم. فکر میکنم قرار بود این یک رمان گرافیکی بسیار تأثیرگذار در مورد صنعت بازی باشد، اما نمیتوانستم آن را به طور کامل درک کنم که چقدر این یک رمان گرافیکی کوتاه است. من احساس میکنم که این رمان گرافیکی باید بسط میداد تا شاید بیشتر با آنچه نویسنده میخواست به داستان منتقل کند، تطبیق میکرد. من فکر می کنم این کتاب بسیار "سطح سطح" بود و اگر مقدمه را به طور کامل نادیده می گرفتید، ممکن است حتی متوجه نشوید که این کتاب برای خواندن یک مطالعه سیاسی و فکری بوده است. من این رمان گرافیکی و خط داستانی را خیلی دوست داشتم، اما فکر میکنم «نقطه» را که این کتاب میخواست به آن بیان کند کاملاً از دست دادم. اگر واقعاً اهل بازی هستید، شاید بتوانید بفهمید که نویسنده دقیقاً چه میخواست بگوید، اما از آنجایی که من بازیهای ویدیویی آنلاین زیادی بازی نمیکنم، سرنخی نداشتم و این کتاب را احساس کردم که باید انجام دهم. برخی تحقیقات بیشتر برای درک کامل این دیدگاه در صنعت بازی. من صادقانه میخواهم که از مقدمه این رمان گرافیکی صرفنظر کرده بودم، زیرا فکر میکنم این چیزی است که باعث سردرگمی من شد.

افزودن نظر به: سپتامبر: کتاب هایی که اخیراً خوانده ام