بازگشت گرگ وحشتناک؟

تصویر نقاشی شده از یک گرگ وحشتناک از خدمات پارک ملی توسط Wikimedia Commons
تصویر
تصویر نقاشی شده از یک گرگ وحشتناک از خدمات پارک ملی توسط Wikimedia Commons

هفته گذشته ، Colossal Biosciences نشان داد که گرگ وحشتناک را از انقراض بازگردانده است از طریق علم مهندسی ژنتیک این امر باعث ایجاد نگرانی آنلاین شد، زیرا همه می‌خواستند داده‌های علمی و پیامدهای اخلاقی این نوع مهندسی را بررسی کنند. من چندین مرجع را دیدم فرنچایز فیلم پارک ژوراسیک در انتقاد بسیاری از مردم از آن. به خصوص نقل قول از دکتر یان مالکوم (به تصویر کشیده شده توسط جف Goldblum) " ....دانشمندان شما آنقدر درگیر این بودند که آیا می توانند یا نه که از این فکر نکردند که آیا باید فکر کنند.". همچنین سؤالاتی وجود دارد که آیا این را می توان بازگشت گونه ای دانست که بیش از 12,000 سال پیش منقرض شده است یا خیر. DNA از چند فسیل استخراج شد و سپس با ژنوم یک گرگ خاکستری پیوند خورد. بنابراین، می توان استدلال کرد که این ها در واقع گرگ های وحشتناک نیستند، بلکه یک هیبرید منحصر به فرد دستکاری شده ژنتیکی هستند. این هنوز سوالات اخلاقی زیادی را ایجاد می کند. 

با کنار گذاشتن این بحث ها برای لحظه ای، ما چند کتاب عالی در مورد گرگ های وحشتناک و گرگ خاکستری معاصر (که هنوز در چندین ایالت در معرض خطر تلقی می شوند) در اینجا داریم. San Jose Public Library.

گرگ های وحشتناک:

گرگ مستقیم

گرگ مستقیم

شکارچیان ماقبل تاریخ

گرگ ها:

گرگ

گرگ

دنیای گرگ

بازگشت گرگ ها

ملت گرگ

کتاب درباره گرگ ها (برای بچه ها):

گرگ

گرگ

گرگ

بزرگ شدن وحشی

نادیده می‌گیرم که به این نکته اشاره نکنم که نویسنده/خلق مجموعه‌ی آهنگی از یخ و آتش، جرج آر آر مارتین، یکی از اولین افرادی بود که توانست این گرگ های وحشتناک جدید را ملاقات کند. گرگ وحشتناک نماد خانه استارک در مارتینز است سری رمان های حماسی آواز یخ و آتش، که بازی تاج و تخت اولین کتاب آن است.

بازی تاج و تخت:

بازی تاج و تخت، رمان گرافیکی

بازی تاج و تخت

بازی از Thrones را

افکار نهایی:

  1. توله سگ های Dire Wolf جدید رومولوس و رموس (اشاره اسطوره ای به بنیانگذاران دوقلوی روم که توسط یک زن گرگ شیر خورده اند) نام دارند. جدیدترین توله سگ Khaleesi (مرجع A Game of Thrones) نام دارد.
  2.  اولین زوزه های این توله ها شایان ستایش ترین چیز هستند!
  3. بخشی از من وسوسه می شود که به جنگل فرار کند و همراه با گله گرگ زوزه بکشد.
  4. وقتی در شمال میشیگان دختر بودم، یک گرگ از مدرسه به دنبالم آمد. ما یک تخته شکلات کیت کت به اشتراک گذاشتیم. مادرم به من اجازه نمی دهد او را نگه دارم، زیرا او یک گرگ بود، و قرار نیست حیوانات وحشی را داخل خانه بگذاریم. (که باید جواب می دادم "اما تو اجازه دادی اینجا زندگی کنم").
  5. این تعامل بین من و یک گرگ باعث شد تا مدتی به من لقب "کلاه قرمزی" داده شود. (من در آن روزها هم با خرس‌ها تعامل داشتم که باعث شد به من لقب "طلا" بدهند).