با مایک: شاعر افسانه ای محلی آشنا شوید

 

به مناسبت ماه ملی شعر با یکی از مردم محلی گفت و گو کردیم شاعر، علاقه مندان به کتابخانه و یک سوپراستار داوطلب

با مایک مک گی، یک فرد متعهد آشنا شوید San José Public Library داوطلب در Willow Glen شعبه او عمیقاً متعهد است که با به اشتراک گذاشتن استعداد خود در شعر و کمک به دیگران برای یافتن صدای خود از طریق کلمات، به جامعه خود کمک کند. اشتیاق او برای San José Public Library همانطور که او به اشتراک می گذارد، آشکار است،

من نمی دانم بدون کتابخانه چه کار می کردم. من خیلی نزدیک به آن زندگی می کنم MLK و قفسه کتاب ندارم زیرا من MLK را قفسه کتاب خود می دانم. این برای من به معنای جهان است.»

درباره سفر او از طریق سوالات مصاحبه زیر بیشتر بدانید.

درباره مایک مک گی

سفر مایک مک گی در قلمرو شعر و اجرا در اوایل دهه 2000 شتاب قابل توجهی پیدا کرد که با پیروزی های پیشگامانه او در صحنه رقابت شعر اسلم مشخص شد. در سال 2003، او به قهرمانی بزرگ انفرادی شعر ملی رسید، شاهکاری که با مسابقات قهرمانی بزرگ اسلم انفرادی جهان در سال 2006 تکمیل شد، و او را اولین نفری کرد که هر دو عنوان را کسب کرده است. این پیروزی‌ها فقط پیروزی‌های شخصی نبودند، بلکه نقاط عطفی بودند که او را محکم در نقشه شعر جهانی قرار دادند. با دنبال کردن سوالات مصاحبه، اطلاعات بیشتری در مورد سفر او پیدا کنید.

چه چیزی شما را برای سرودن شعر ترغیب می کند؟

"من در طول سال ها به این موضوع فکر کرده ام و تمایل دارم در مورد عشق، از دست دادن، تنهایی بنویسم، و با دوری از کلمات "L"، چیزی که بیش از همه مرا تحریک می کند بی عدالتی و اجتماع است. من واقعاً به این فکر می کنم که چه چیزی برای مردم لازم است تا با هم کنار بیایند - نه فقط با هم کنار بیایند، بلکه با هم کار کنند و یاد بگیرند که همسایه خود را دوست داشته باشند."

آیا شاعر مورد علاقه ای دارید؟

"من چند شاعر مورد علاقه دارم. از نظر آنهایی که دیگر زنده نیستند، باید بگویم دوست دارم مولانا, پابلو نرودا, و امیلی دیکینسون ، که داستانش واقعاً مرا غافلگیر می کند. هیچ کس تا پس از مرگش نمی دانست که او شاعر است. من هم از طرفداران پر و پا قرص هستم مريم الیور، که شاعری باورنکردنی بود. در مورد شاعران مدرن، من واقعاً از کار آنها لذت می برم انیس مژگانی شاعری از پورتلند که واقعاً عالی است. آر سی وسلوفسکی و ریچل مک کیبنز همچنین دوستان بزرگ من هستند و من عمیقا از کار آنها قدردانی می کنم. من می توانم ادامه دهم و ادامه دهم - تعداد زیادی وجود دارد!"

آیا شعر مورد علاقه ای دارید که همه باید بدانند؟

غازهای وحشی نوشته مری الیور را باید بخوانید!

لازم نیست خوب باشی.
مجبور نیستید روی زانو راه بروید
برای صد مایل از طریق بیابان توبه.
شما فقط باید به حیوان نرم بدن خود اجازه دهید
آنچه را دوست دارد دوست دارد
از ناامیدی به من بگو، مال خودت، و من به تو می گویم.
در همین حال دنیا ادامه دارد.
در همین حال خورشید و سنگریزه های شفاف باران
در سراسر مناظر حرکت می کنند،
بر فراز چمنزارها و درختان عمیق،
کوه ها و رودخانه ها
در همین حال غازهای وحشی، در هوای آبی تمیز،
دوباره به خانه می روند
هر کسی که باشی ، مهم نیست چقدر تنهاست ،
جهان خود را به تخیل شما عرضه می کند،
مانند غازهای وحشی، خشن و هیجان انگیز، شما را صدا می کند -
بارها و بارها مکان خود را اعلام کنید
در خانواده اشیا

مری اولیور
غازهای وحشی

تصور غلط رایج در مورد شعر چیست؟

"فکر می‌کنم یک تصور غلط رایج این است که قرار است شعر پیچیده باشد یا فقط برای افراد خاص. در واقعیت، شعری برای همه وجود دارد. بسیاری از مردم شعر آکادمیک را دوست ندارند، و من هم از آن لذت نمی‌برم، اما یاد گرفته‌ام که بفهمم چه چیزی می‌خواهد منتقل کند. اغلب، بخش سرگرم‌کننده شعر این است که یک شعر کارآگاهی، و تحقیق در مورد آن است. تصور غلط این است که شعر را باید به صورت اسمی در نظر گرفت، و در حقیقت، هر شاعر خوبی می خواهد که به تنهایی معنای آن را کشف کنید.

چگونه مطمئن می شوید که شعرهایتان با خوانندگان طنین انداز می شود؟

"همیشه فکر می‌کردم که اگر تازه شعر هستید، آدم خوبی برای تماشا کردن، گوش دادن یا خواندن هستم. من برای شعر سطح مبتدی انتخاب خوبی خواهم بود. من در مورد شعر هیجان‌زده هستم و آن را برای همه می‌نویسم. نمی‌خواهم چیزهای زیادی را در شعرهایم دفن کنم، اما فقط به اندازه‌ای است که علاقه را برانگیزد. من همیشه می‌خواهم شعرهایم را قبل از شروع به شعر تبدیل کنم. و من واقعاً از وارد کردن طنز به کارم لذت می برم زیرا طنز زبانی است که همه آن را می فهمند، ممکن است همه آن را دوست نداشته باشند، اما همه می توانند آن را بفهمند.

میشه شعری با ما در میان بگذارید؟

بله، این یک شعر عاشقانه است به نام:
ریشه کن کردن

وقتی میمیرم
در شکمم درخت میوه بکار
اونوقت من هنوز میتونم بهت غذا بدم
وقتی من رفته ام

من از شما خواهش می کنم که از من بالا بروید
یک بار به اندازه کافی قد بلند شدم
پاهای خود را آویزان کنید
شاخه های من

بگذارید موهای خاکستری شما قلقلک دهد
برگ های سبز و زرد من
وقتی در پاییز رنگ عوض می کنم
بدانید که من "سلام" می گویم
و اینکه وقت ژاکت است

نسیم مرا به حرکت در می آورد، سپس تو را
من همیشه آنجا خواهم ماند
نگه داشتن شما
تا زمانی که شما بخواهید

سپس یک دانه از من بکار
در کنار ریشه های من
و آنجا می توانید بروید
وقتی میری
و به آرامی سقوط خواهیم کرد
یک خانواده
مدت ها بعد از ما
بدن
یک بار دیگر هستند
خاک

© 2011 مایک مک گی توانا

خواندن بیشتر از مایک مک گی!

نکات پایانی:

"من بسیار خوش شانس هستم که این فرصت را دارم که شعر را به دانش آموزان منطقه سن خوزه معرفی کنم. شعر یک راه خروجی است - راهی برای سرگرم شدن با کلمات و جدی شدن در صورت لزوم. گاهی اوقات باعث گریه شما می شود و گاهی اوقات شما را می خنداند، چه در حال نوشتن آن باشید و چه در حال خواندن آن. شعر راهی است برای ارائه نصیحت به نسل بعد، پس از همه ما راهنماهای قدرتمندی برای به اشتراک گذاشتن کلمات داریم. دیگران اغلب به قدرت ارتباط فکر می کنم.