
خوب، خوب، خوب... حدس بزنید چه زمانی از سال است؟
اگر من را می شناسید، 5 بار در سال وجود دارد که در مورد آنها هیجان زده می شوم:
- اوت - ماه تولد من (و به نظر می رسد مثل همه اعضای خانواده من) باشد
- هالووین - چه کسی آب نبات رایگان دوست ندارد؟
- مردی گراس [
- جمعه سیاه - چون... معاملات! (من سال گذشته یک تلویزیون 65 اینچی با قیمت زیر 160.00 دلار گرفتم. آیا به تلویزیون نیاز داشتم؟ نه، اصلاً. آیا هنوز از جایی که باید آن را قطع کنم می گذرم؟ بله، مطمئن هستم. این یک خرید کاملاً اضافی بود. بر اساس بی اعتمادی مغرضانه من به محصولات سامسونگ ... اما این یک معامله بود!)
- فوریه برای ماه تاریخ سیاه! - کوتاه ترین ماه سال
ژوئن جایزه افتخاری برای نوزدهم. برای روشن شدن: نه، من دوست ندارم کوانزا. اصولی هستند که بسیاری از جوامع باید آن را بپذیرند، اما بیشتر به این دلیل که من با این سنت بزرگ شدهام که مجبور باشم هدایای شما را درست کنم و به قول کیمبرلی «سویت براون» ویلکینز، در لیست قرار نمیگیرم، «هیچکس وقت ندارد. برای آن".
خوب، پس شاید ما در اوایل امسال هستیم، اما دلیل خوبی دارد. امسال، SJSU King Library، SJPL، و SJCC برای جشن گرفتن ماه تاریخ سیاه با یکدیگر همکاری می کنند و رویدادهای هیجان انگیز زیادی را به اشتراک می گذارند. برخی از این رویدادها حتی قبل از رسیدن به فوریه شروع می شوند، به همین دلیل است که احساس کردم باید این موضوع را در اسرع وقت به شما اطلاع دهم. امیدوارم بسیاری از شما بتوانید در برخی از این رویدادهای شگفت انگیز شرکت کنید - نمایشگاه هنر آفریقای دیاسپورا به میزبانی دانشگاه ایالتی سن خوزه را ببینید یا از این نمایشگاه دیدن کنید. San José Public Library California Room به سرانجام دیدن ادمونیا لوئیس مجموعه ای که در وبلاگ های قبلی ذکر کردم.
رویدادهایی که ماه تاریخ سیاه را جشن می گیرند
در حقیقت، تمام چیزی که لازم است یک جرقه است
این هفته ما زندگی را جشن گرفتیم دکتر مارتین لوتر کینگ جونیور. و این میراث امروز برای ما چه معنایی دارد. هر سال انجمن مطالعه زندگی و تاریخ آفریقایی آمریکایی موضوعی را انتخاب می کند که بر یک عنصر از زندگی، تاریخ یا فرهنگ سیاه پوستان تمرکز دارد - تنظیم لحن برای نحوه جشن گرفتن ما. فکر کردن در مورد دکتر کینگ شروع مناسبی به نظر می رسد زیرا موضوع ماه تاریخ سیاهان امسال "مقاومت سیاهان" است. اغلب ما خودمان را در حال مقایسه جنبش امروز با جنبش حقوق مدنی دهه 1960 می بینیم. چیست "قابل قبول"مقاومت در برابر مقاومت غیرقابل قبول. چه جرقه ای از مقاومت سیاه و چه چیزی را سرکوب می کند آی تی. حتی در من حوزه حرفه ای خود، اینها سوالاتی هستند که بسیاری از ما وقتی به چند سال اخیر پس از مرگ جورج فلوید فکر می کنیم، فکر می کنیم. برونا تیلور که باعث اعتراضات شد 2020.
اغلب وقتی به تاریخ سیاهپوستان فکر می کنیم، تمایل داریم بر مقاومت سیاهان تمرکز کنیم. ما روی رهبران بزرگی مانند تورگود مارشال، فانی لو همر، جان لوئیس، هریت تابمن و فردریک داگلاس تمرکز میکنیم – بیشتر روی اقدامات و کارهای مقاومتی آنها. ما گاهی فراموش می کنیم که هریت، آرامینتا به دنیا آمد، و فانی لو همر قربانی آن شد. عقیم سازی اجباری - یک اتفاق رایج برای زنان سیاه پوست فقیر به دنبال درمان های زنان در آن دوره در جنوب. این رهبران بزرگ همه با رویاهای بلند شروع نکردند تا همه نژاد سیاه را از ظلم و درد نجات دهند. واقعیت این است که مقاومت سیاهپوستان صرفاً با بقای سیاهپوستان آغاز میشود.
تهدید بودن اجباری (فروخته) جنوب، دور از خانواده تکذیب شدن در حق رای. خواستن در یک رستوران بنشین. اینها آزادی های کوچکی هستند که بسیاری از ما هر روز آن را بدیهی می دانیم. این اقدامات شخصی نافرمانی مدنی ممکن است صرفاً برای بهبود خود شروع شده باشد، اما اغلب به کاتالیزوری برای فعالیت های مادام العمر تبدیل شده است که بسیار گسترده تر و طولانی تر بود. این همان چیزی است که میخواهم شما را با آن - این اولین وبلاگ برای ماه تاریخ سیاهپوستان - در مورد بیعدالتیهای کوچکی که ممکن است هر روز نادیده میگیرید فکر کنید.
اولین غذای آماده شما
من از افراد ساکت و برعکس همسرم آمده ام. من شما را با یک بحث عمیق در مورد آن خسته نمی کنم زبان بالا در مقابل فرهنگ های ارتباطی کم زبانفقط بدانید که ما متفاوت هستیم. فراتر از تفاوتهای فرهنگی، متأسفانه یک ناتوانی ارگانیک وجود دارد که تا حدی با سکوت خانوادهام پنهان شده است، همانطور که بسیاری از ما با تأخیر در زبان بیانی، از جمله فرزندم و خودم. این تأخیر معمولاً زمانی قابل توجه است که من به طور استثنایی خسته هستم یا خیلی هیجان زده هستم. گاهی اوقات به کلمه اشتباه دست می گیرم، یا از نظر فیزیکی نمی توانم کلمه ای را بیان کنم یا کلمه خاصی را صدا کنم. در کودکی، کمی خجالت آور بود. و به عنوان یک پدر و مادر، می بینم که فرزندم با همین مسئله دست و پنجه نرم می کند.
با این حال، من سه چیز را با شما به اشتراک می گذارم که والدینم با من به اشتراک گذاشته اند و من اغلب با دخترم به اشتراک می گذارم:
- برای شنیده شدن لازم نیست بلند باشید.
- برای گفتن چیزهای درست لازم نیست هوشمندانه به نظر برسید.
- در مورد آن صحبت نکن، در مورد آن صحبت کن.
- اگر هرگز یک کلمه برای خودت نمی گویی، به جای کسانی صحبت کن که صدایی ندارند.
من برای شما مثالی می زنم زیرا این زبان در بهترین حالت است:
من یک بار در یک کنفرانس حرفه ای قبل از همه گیری شرکت کردم. من نمی گویم چه کنفرانسی و چه سالی است، اگرچه آن را به خوبی به یاد دارم. آخرین روز کنفرانسی بود که من در نظر داشتم هرگز خواستم دوباره شرکت کنم بیشتر کنفرانس را به شنیدن یا تجربه کردن گذرانده بودم microaggressions از دیگر متخصصان رشته من آماده بودم برم خونه. با این حال، این یک کنفرانس حرفهای بود، به این معنی که در پایان، فروشندگان - به جای اینکه کتابها را پس بدهند - یا آنها را تحویل میدادند یا با تخفیف زیادی عرضه میکردند (به یاد داشته باشید، من do مانند یک معامله). حتی در آن زمان، من بر عناوین گوناگونی متمرکز بودم و دو کتاب وجود داشت که تمام آخر هفته را چشم دوختم. وقتی به زمان نزدیکتر شد، به همسرم دستور دادم که در یک صف قرار بگیرد، زیرا فروشنده قصد داشت عنوان را حفظ کند تا او به جبهه برسد و من در صف دیگر.
من صبورانه منتظر بودم (در جلوی خطم) که متوجه غوغایی در جلوی صف شدم که به همسرم دستور دادم که در آن بایستد. در جبهه، زنانی بودند که تمام آخر هفته را به من می زدند و سعی می کردند زن جوان دیگری را که در صف جا می گرفت، بی اعتبار کنند.
اساساً، آنها به او میگفتند که او حق حضور در آنجا را ندارد، زیرا او یک "حرفهای واقعی" نیست (او دارای اعتبار فروشنده بود - که در واقع به این معنی بود که او میتوانست ساعتها قبل از بقیه ما بیاید. آنها به او گفتند که این کار را نکرده است. او آنجا ایستاده بود - به یاد داشته باشید، من چند ساعتی را تماشا می کردم، بنابراین من متوجه شدم که چه چیزی در این کنفرانس وجود دارد یعنی مردم سیاه پوست بودند؟ خودش
معمولاً به کاری که به من پول می دهد اهمیت می دهم و از رویارویی اجتناب می کنم. من از درگیری نمی ترسم، اما به دنبال آن نیستم. افرادی در اطراف بودند که - مثل من - این زنان را تماشا میکردند که یک زن سیاهپوست را جمع میکردند و هیچ کاری نمیکردند. انگار همه یخ زده بودند به جز آن زن ها و من. شاید آخر هفته طولانی بود که با ناامیدی به اوج خود می رسید، یا شاید، در پس ذهنم، آنچه را که والدینم به من آموختند به یاد آوردم.
هر چه بود جرقه بود.
صدای بلندی نداشتم من از همه کلمات SAT استفاده نکردم. با این حال، به یاد دارم که به آن زن جوان گفتم: "برگرد، من این را گرفتم". وقتی کارم تمام شد، قبل از جابهجایی خطوط، اول باید عنوانهایش را انتخاب میکرد و آنها ساکت بودند. زن جوان سیاه پوست مرا در آغوش گرفت و گفت متشکرم. من دوباره به خط خود برگشتم (هیچ کس از من سؤال نکرد که دوباره به محل خودم پریدم)، و وقتی به خانه مستقر شدم، بدترین نامه حرفه ای را که تا به حال نوشته ام به یک سازمان سازماندهی فرستادم. همچنین چندین سال عضویتم را تمدید نکردم تا اینکه احساس کردم فرهنگ تغییر کرده است.
حالا من این داستان را برای تحسین یا تشویق برای شما تعریف نمیکنم، بلکه برای تضعیف موضوع - تمام آخر هفته، به افراد اجازه میدادم تجربهام را خراب کنند، اما لحظهای که دیدم این اتفاق برای شخص دیگری رخ میدهد، مجبور شدم حرکت کنم. به راحتی می توان به اطراف نگاه کرد و امیدوار بود که شخص دیگری کاری انجام دهد. دفاع از دیگران خطرناک است. مطمئناً، من احساس نمیکردم که جانم از جانب آن زنان در کنفرانس در خطر باشد، اما در شرایط دیگری میتوانست اینطور باشد. میدانم که میخواهیم امنیت و رفاه خودمان را در مقابل یک غریبه تضمین کنیم.
با این وجود، زمانی که به فراتر از خود نگاه می کنیم، واقعاً از فعالانی مانند دکتر کینگ و فانی لو هامر الگو می گیریم. مقاومت در حرکات بزرگ بزرگ زندگی نمی کند، بلکه در حرکات کوچک زندگی می کند. این چیزهایی است که به سختی دیده می شود، کارهایی که وقتی کسی ما را تماشا نمی کند انجام می دهیم - اینها چیزهایی هستند که فعالان را می سازند.
این چیزی است که من همه شما را به انجام آن دعوت می کنم ... هر روز به روش های کوچک مقاومت کنید.
و مثل همیشه...این آخرین وبلاگ برای ماه تاریخ سیاه نخواهد بود، بنابراین لطفاً اغلب به آن سر بزنید.
خواندن بیشتر برای ماه تاریخ سیاه
تاریخ سیاه محلی در California Room
لطفا بازدید کنید California Room برای نگاه کردن به مواد مرجع تاریخ سیاهپوستان محلی ما و دیدن کار ادمونیا لوئیس:

افزودن نظر به: جشن تعالی سیاه به نام مقاومت: مقاومت چیز کوچکی است