
بالاخره شکستم و تماشا کردم هریت دیشب. من نمی خواهم بدانم که چرا تماشای آن خیلی طول کشید ، این… پیچیده است ، اما این شب گذشته اتفاق افتاد. در حالی که فیلم را تماشا می کردم ، از انتخاب موسیقی که داشتم بسیار متأثر شدم. من از اینکه آنها سعی در حفظ موسیقی اصلی برده داشتند و من از متن های ساخته شده توسط خود هریت توبمن در صحنه های اصلی فیلم استفاده کردم ، مانند زمانی که او برای اولین بار فرار کرد ، از آنها استفاده کردند. نمی دانم آیا می توانم احساسی را که بعضی از ما با تبار برده احساس می کنیم وقتی چنین موسیقی می شنویم توضیح دهم. این چیزی است مانند یک جانور محتاط در خواب عمیق که در جایی از آن بیدار شده است. مثل این است که در آن لحظه تک تک ظلم ها را احساس کنید و در عین حال امید و آرزوی آینده بهتر را داشته باشید.
گفته می شود که آهنگ های معنوی اولین نوع موسیقی است که بومی خاک آمریکا بود و مانند Soul Food ، این آهنگ ها برای نسل ها منتقل شده و میراث آنها توسط دیگر سیاه پوستان آمریکایی ساخته شده و ژانرهای موسیقی دیگری مانند جاز را تحت تأثیر قرار داده است. بسیاری از این آهنگ ها لحنی بسیار ناراحت کننده دارند و غالباً به عنوان بخشی از آیین های تدفین مورد استفاده قرار گرفته اند. وقتی مادرم درگذشت ، نشان داد که می خواهد یکی از این ترانه های سنتی را که در مراسم خاکسپاری او خوانده شده است ، آرزویی که ما آن را تحسین کنیم. با این وجود ، من می خواهم آن آهنگ را با شما به اشتراک بگذارم (برای شنیدن اینکه چگونه آن را بد آواز می خوانم ، به زیر مراجعه کنید)
"هوش ، کسی نام من را صدا می کند"
شعر:
هس هس کسی نام من را صدا می کند (r3)
ای پروردگار من! ای پروردگار من ، چه کار کنم؟
به نظر می رسد عیسی مسیح نام من را صدا می کند! (r3)
ای پروردگار من! ای پروردگار من ، چه کار کنم؟
هس هس کسی به نام من صدا می زند!
مانند بسیاری از Spirituals سیاهپوست، این آهنگ به عنوان یک آهنگ رمزگذاری شده است که به دیگران هشدار می دهد که کسی قصد دارد به شمال فرار کند. هنگامی که آواز می خوانید می توانید بشنوید که خواننده از اطرافیان خود التماس می کند که ساکت باشند تا آنها بتوانند بشنوند. وقتی این آهنگ در مراسم تدفین خوانده می شود، معمولاً می توانید صدای روح خسته استخوانی را بشنوید که در آرزوی آزادی است. میتوانیم حدس بزنیم که آنچه میخواستند بشنوند فراخوان فرار فیزیکی یا مرگ بود که به عذابشان پایان داد. با این حال، چیزی که میخواهم شما را از آن آهنگ و دیگر روحانیون سیاهپوست حذف کنید، این است که اغلب از مضمون رفتن به جایی یا تغییر شکل استفاده میشود. این نشان می دهد که بردگان نه تنها امید خود را از دست ندادند بلکه همچنان در آرزوی آزادی بودند.
حالا من می دانم که ذهن شما به کجا می رود ، اما قبل از رفتن به اعماق آن جاده ، می خواهم برخی موارد را روشن کنم. اولاً ، آواز و ترانه همیشه بخشی از تجربه سیاه ها بوده است. در گذرگاه میانه از بردگان استفاده می کردند آهنگ برای برقراری ارتباط با یکدیگر برای یافتن خانواده ، سایر اعضای جامعه یا گفتن از چه جامعه ای هستند. آواز نوعی مقاومت اولیه بود ، که در آن برده ها هم غم و اندوه ناشی از ظلم را ابراز می کردند و هم شادی آمدن در دنیای بعدی را ابراز می داشتند ، زیرا این ترانه ها عمیقا از سنت های مسیحی بیرون می آمد. با این وجود ، در حالی که این آهنگ ها ممکن است برای ابراز انزجار بردگان از زندگی مظلوم خود کدگذاری شده باشد ، آنها در برخی موارد هدف دوگانه ای را برای راه آهن زیرزمینی ارائه می دهند. به عنوان مثال ، گفته شده است که آهنگ "راه رفتن در آب"رمز ورود به آب برای ریختن رایحه سگها در هنگام تعقیب بود Pattyrollers (گشت های برده). این یک تصویری فوق العاده است.
در حالی که خیلی دوست دارم باور کنم اینکه اجداد من تا این حد حیله گر بودند، و بسیاری از آنها چنین بودند، چیزهای زیادی وجود دارد که اگرچه برای برخی می تواند صادق باشد، اما برای بیشتر آنها بعید به نظر می رسد. به عنوان مثال، این باور وجود دارد که بردگان نقشه هایی را به موهای خود می بافتند و برای فرار از آنها "لحاف آزادی" درست می کردند. حالا، به همان اندازه که این داستان جالب به نظر می رسد، بعید به نظر می رسد که اگر این اتفاق می افتاد، یک اتفاق گسترده بود. شما باید به یاد داشته باشید که در آن زمان سفر چگونه بود. اکثر مردم بیشتر از چند مایل از خانه سفر نمی کردند. علاوه بر این، برای ایجاد چنین نقشههایی، نیاز به دانش جغرافیایی است که تنها در صورتی میتوان به آن دست یافت که بتواند با موفقیت از بردگی فرار کند. یکی دیگر از باورهای رایج این است که بردگان مسیرهای فرار و چیدمان مزارع را در موهای خود می بافتند. قیطانها در جامعه برده سیاهپوست و جامعه آفریقایی معنای مهمی داشتند. قیطان در جوامع آفریقایی نمادی از ارتباط با خانواده های قبیله ای و فرهنگی. این ارتباط به همین دلیل است که به همین دلیل اغلب قبل از گذرگاه میانی سر بردگان تراشیده می شد. بعلاوه ، غلامان غالباً دانه ها را به موی فرزندان خود می بستند تا اطمینان حاصل كنند كه وسیله ای برای تأمین جیره های ناچیز كه برده ها هنگام فروش فروخته می شدند ، دارند. علاوه بر این ، راه آهن زیر زمینی به همان گستردگی که تصور شده است نبود. حتماً به یاد دارید که هریت توبمن در حال انتقال روحیه از مردم از مریلند به… پنسیلوانیا بود و آنجا عبور كرد خط میسون دیکسون. برای در نظر گرفتن این موضوع، مانند رانندگی از سن خوزه به فرزنو است. اگر خود را به جایی مانند جورجیا میدیدید، امید به فرار سختتر میشد. شرایط در اعماق جنوب برای بردگان بسیار سختتر بود، که برای بسیاری از بردگان شمالی به این معنی بود که ایده فرستادن به جنوب باعث ایجاد وحشت میشد. همچنین، چیزی که هریت را بسیار قابل توجه کرده بود این بود که او یک زن بود و به تنهایی سفر می کرد. تعداد افرادی که توانستند با موفقیت فرار کنند بسیار اندک بود و بیشتر آنها پسران نوجوان و مردان جوان بودند. یک زن تنها با یک بیماری پزشکی که باعث می شود او برای مدتی از هوش برود، عملاً نامشخص بود. آنچه واقعی بود، بود انگور انگور اتفاقی که در اواخر شب در محله بردگان رخ داد که در آن اخبار و اطلاعات بین بردگان و گاهی به مزارع مجاور به اشتراک گذاشته می شد. من می خواهم فکر کنم که آن مکالمات آخر شب ممکن است بر آهنگ های کاری روز بعد تأثیر بگذارد و شاید آن پیام های رمزگذاری شده سیگنالی باشد که یک نفر تصمیم گرفته است فرار کند و منتظر بازجویی باشد. با این حال، این ایده که اگر بردگان به اندازه کافی شجاع بودند برای دویدن، یک راه آوازی عظیم به سوی آزادی وجود داشت، چیزی نیست که من و بسیاری از محققان در زمینه مطالعات سیاهپوست آمریکایی باور کنیم.
وقتی به میراث تاریک بردگی گذشته نگاه می کنیم، دوست ندارم آب سردی بر سر ایده هایی که به ما امید می دهد بریزیم، اما ما به عنوان یک ملت باید در مورد تاریخ خود صادق باشیم. با این حال، مانند آن آهنگ ها، امید و چیزهای زیبایی از آن درد ناشی می شود. این آهنگ ها در دهه 1860 جمع آوری و منتشر شدند. سپس در دهه 1870 بردگان سابق که بخشی از دانشگاه فیزیک تشکیل داد خوانندگان جوبیل برای بالا بردن موسیقی برای دانشگاه. این اقدام Negro Spirituals و Jubilee Singers را به مخاطبان گسترده تری در سراسر جهان رساند. این همچنین شروع واقعی سرگرمی سیاه بود که توسط سیاه پوستان ایجاد و تولید شد.
اکنون می توانم ساعتها به صدا در بیایم اما آنچه که واقعاً می خواهم شما انجام دهید گوش دادن و احساس درد در این آهنگ ها و امید به آینده است. من معمولاً پیوندهایی را قرار می دهم ، اما تکرارهای زیادی از این آهنگ ها وجود دارد و با موسیقی احساس می کنم مهم است که نسخه ای پیدا کنید که با شما صحبت کند. این بار من شما را به چالش می کشم تا خودتان آنها را پیدا کنید.
آهنگ هایی که باید جستجو کنید:
- "راه رفتن در آب"
- "پایین برو موسی"
- "بیا اینجا"
- "ارابه کم شیرین"
- "هوش ، هوش ، کسی نام من را صدا می کند"
- "دزدیدن"
شکار مبارک ...

یک نظر اضافه کنید: جشن ماه تاریخ سیاه: "دزدی، دزدی، دزدی، دزدی به عیسی"