
"کتابهایی که اخیراً خوانده ام" مجموعه ای است که من ، پنه لوپه گومز، یک جمع بندی ماهانه از کتاب هایی که در طول ماه گذشته خوانده ام انجام می دهد. در این مجموعه خلاصه ای کوتاه از داستان ارائه می کنم و سپس به کتاب امتیازی از 5 ستاره می دهم. 5 ستاره بهترین بودن و 1 ستاره بدترین!
سپس توضیح مختصری راجع به اینکه چرا تصمیم گرفتم کتاب را به روشی خاص ارزیابی کنم بیان خواهم کرد.
بنابراین بدون تأخیر بیشتر به شما اجازه می دهیم به "کتابهایی که اخیراً خوانده ام" بپردازم و مثل همیشه نظری را در زیر بنویسید و به من بگویید که کدام یک از این کتابها را نیز خوانده اید یا برای مطالعه بعدی برنامه ریزی کنید.
کتابهایی که اخیراً خوانده ام
راه طولانی توسط جیسون رینولدز
یک توپ. بند
یک تکه. یک بیسکویت.
مشعل بخاری
یک هلی کوپتر جمع
یک چکش
ابزاری
برای RULE
یا می توانید آن را تفنگ بنامید. این همان چیزی است که ویل پانزده ساله در کمر بند پشت شلوار جین خود فرو کرده است. ببینید، برادرش شاون به تازگی به قتل رسیده است. و ویل قوانین را می داند. گریه نداره بدون قیچی انتقام. ویل اکنون به آنجا می رود، با تفنگی که در کمر بند پشت شلوار جینش فرو رفته بود، تفنگی که تفنگ برادرش بود. او سوار آسانسور، طبقه هفتم، استوک می شود. میدونه دنبال کیه یا او؟ با توقف آسانسور در طبقه ششم، باک می آید. ویل متوجه می شود باک کسی است که اسلحه را قبل از اینکه ویل اسلحه را بگیرد به شاون داده است. باک به ویل میگوید که بررسی کند که تفنگ حتی پر شده است یا خیر. و این زمانی است که ویل می بیند که یک گلوله گم شده است. و تنها کسی که می توانست تفنگ شاون را شلیک کند، شاون بود. خخخ ویل نمی دانست که شاون واقعاً از تفنگ خود استفاده کرده است. بزرگتر هه باک مرده است. اما باک در آسانسور است؟ درست زمانی که ویل سعی می کند به این موضوع فکر کند، در طبقه بعدی باز می شود. دختر نوجوانی سوار می شود و دود سیگار دد باک را از بین می برد. ویل او را نمی شناسد، اما او را می شناخت. می دانست. وقتی هشت ساله بودند. و گلولههای ولگرد زمین بازی را شکسته بودند و ویل سعی کرده بود او را بپوشاند، اما به هر حال او مورد اصابت قرار گرفت، و بنابراین چیزی که او میخواهد بداند، در ایستگاه آسانسور طبقه پنجم، این است که اگر ویل، ویل با تفنگ به داخل هل داده شود، چه میشود. کمر بند پشت شلوار جین او، MISSES.
و همینطور ادامه دارد، در کل مسیر پایین، وقتی آسانسور در هر طبقه متوقف میشود، و در هر ایستگاه کسی که به برادرش مرتبط است سوار میشود تا به ویل قطعهای از داستانی بزرگتر از داستانی که فکر میکند میداند بدهد. داستانی که ممکن است هرگز پایانی نداشته باشد...اگر ویل از آن آسانسور پیاده شود.
رتبه من: 2 از 5 ستاره
راستش من واقعاً در مورد این کتاب در حصار بودم. من یک جورهایی از آن خوشم آمد و در عین حال احساس کردم این داستان کاملاً ناتمام است. اگر شما از آن دسته افرادی هستید که در پایان کتاب دوست دارید چیزهایی با هم پیچیده، زیبا و مرتب باشد و دوست دارید به تمام سوالات شما پاسخ داده شود، پس این کتاب برای شما نیست! این کتاب بزرگترین پایان آویز صخره را داشت. من معتقدم نویسنده جیسون رینولدز میخواست خوانندگان به نتیجهگیری خودشان در مورد چگونگی پایان داستان برسند. من شخصا از این متنفر بودم! من نیاز به پاسخ به تمام سوالاتم دارم وگرنه به معنای واقعی کلمه مرا شب بیدار نگه می دارد. در این رمان پسری به نام ویل سوار بر آسانسور آماده شلیک به مردی می شود که فکر می کند مسئول این مرگ برادران است. همانطور که او سوار آسانسور می شود تا جایی که می داند مرد پنهان شده است، آسانسور در هر طبقه توقف می کند و یک روح متفاوت سوار آسانسور می شود. هر شبح به نوعی با گذشته شخصیت اصلی ویل مرتبط است. ارواح داستان مرگ خود را به ویل می گویند که چگونه قربانیان گلوله شده اند. به نظرم این کتاب واقعاً تکراری است، که حدس میزنم نکتهاش همین بود... اما آن را خستهکننده و قابل پیشبینی یافتم. این کتاب در شعر کوتاه نوشته شده است، بنابراین خواندن آن نسبتاً سریع بود، اما فقط فنجان چای من نبود. همانطور که گفتم دوست دارم همه چیز تا حدودی پایان داشته باشد و این کتاب بسیار در هوا به پایان رسید و شما به عنوان یک خواننده هیچ پاسخی دریافت نخواهید کرد. من سبک نوشتن را بی نهایت دوست داشتم، اما فقط طرح تکراری یا پایان را دوست نداشتم.
سرهای کدو تنبل توسط Rainbow Rowell & Faith Erin Hicks
Deja و Josiah بهترین دوستان فصلی هستند.
هر پاییز ، در تمام دوران دبیرستان ، آنها در بهترین تکه کدو تنبل در کل جهان گسترده با هم کار کرده اند. (بسیاری از مردم نمی دانند که بهترین وصله کدو تنبل در سراسر جهان در اوماها ، نبراسکا است ، اما قطعاً اینگونه است.) آنها هر هالووین خداحافظی می کنند ، و آنها هر سپتامبر 1 دوباره به هم می پیوندند.
اما این هالووین فرق می کند - بالاخره Josiah و Deja سالخورده هستند و این آخرین فصل آنها در قسمت کدو تنبل است. آخرین تغییر آنها با هم. آخرین خداحافظی آنها
یوشیا آماده است تا تمام شب را با احساس مالیخولیا در مورد آن بگذراند. Deja آماده نیست به او اجازه دهد. او یک برنامه: چه می شود اگر — به جای دوچرخه سواری و حبوبات لیمویی معمولی که در Sutcotash Hut قرار دارد پایین بیاید - آنها با یک صدای انفجار بیرون می روند؟ آنها می توانند همه مناظر را ببینند! تمام تنقلات را مزه دار کنید! و یوشیا سرانجام می توانست با آن دختر ناز که مدت سه سال در حال ماه رفتن است صحبت کند. . .
اگر آخرین تغییر آنها یک ماجراجویی بود چه؟
رتبه من: 4 از 5 ستاره
من واقعاً این کتاب را دوست داشتم، اما احساسات متفاوتی در مورد شخصیت اصلی جوشیا دارم. اساساً در این کتاب جوزیا و دژا سال به سال روی این وصله کدو تنبل کار میکنند و جوزیا به مدت 4 سال علاقه زیادی به "دختر فاج" داشته است. یوشیا به معنای واقعی کلمه حتی این نام دختر را نمی داند اما متقاعد شده است که آنها جفت روحی هستند و قرار است با هم باشند! من شخصاً این را خیلی ترسناک دیدم، او به معنای واقعی کلمه حتی یک چیز را در مورد شخصیت او نمی داند اما با این حال او 4 سال است که کاملاً با او وسواس دارد! در زندگی واقعی، این دیوانه است، اما در این رمان گرافیکی باور کنید که کار می کند، فقط باعث شد دوبار به این فکر کنم که این شخصیت در زندگی واقعی چقدر ترسناک خواهد بود. به هر حال، جدا از این، من واقعاً عاشق تنظیم وصله کدو تنبل در این رمان بودم. من برای پاییز آماده شده ام و همه چیز در مورد این رمان گرافیکی پاییز/پاییز را فریاد می زند. من فکر میکنم این رمان برای خواندن در ماه سپتامبر یا اکتبر عالی خواهد بود تا شما را واقعاً در روحیه پاییز قرار دهد. تقریباً در هر صفحه یک کدو تنبل یا برگ زرد پاییزی وجود دارد. کتاب زیبایی شناختی زیبایی برای خواندن بود. این کتاب به معنای واقعی کلمه باعث شد من بخواهم در انبوهی از برگ ها بنشینم و یک لاته ادویه کدو تنبل بنوشم. ابتدایی را می دانم، اما من به تنهایی برای تنظیم اینجا بودم! پایان بندی را هم خیلی دوست داشتم. نمیخواهم اسپویلری بدهم، اما خیلی دوست داشتم که جوزیا بهعنوان یک فرد بزرگ شد و فهمید که وسواس او با دختر فاجکننده غیرممکن است! من واقعاً امیدوارم که این کتاب یک اسپین آف شود. دژا و جوشیا در مورد شغل بعدی به عنوان "الف بابا نوئل" شوخی می کنند و من واقعاً فقط می خواهم یک رمان گرافیکی زیباشناختی کریسمس بخوانم! من در مورد همه چیز پاییز و کریسمس وسواس دارم، بنابراین فکر میکنم دنیا به یک اسپین آف کریسمس از Rainbow Rowell و Faith Erin Hicks نیاز دارد.
من می دانم که شما به یاد داشته باشید توسط جنیفر دونالدسون
زهرا گاینز گم شده است.
پس از سه سال دوری ، روتی هایدن به زادگاه خود در آنچورینگ ، آلاسکا وارد این خبر ویرانگر می شود. زهرا بهترین دوست روتی - تنها شخصی بود که او را واقعاً درک کرده بود - و قول می داد هر کاری که لازم است برای یافتن او انجام دهد.
زهرا درست چند روز قبل از بازگشت روتی از یک مهمانی ناپدید شد ، اما هرچه افراد بیشتری با او صحبت کنند ، بیشتر متوجه می شود که زهرا که می دانست مدت ها قبل از آن شب سرنوشت ساز ناپدید شد. رفته است دختر غریب ، هنری که عاشق کتاب است و هر راز راتی را می دانست. در جای او یک ورزشکار ، یک پارتیزا ، دختری با اسرار از خودش قرار دارد. تاریکتر هنوز شایعاتی مبنی بر اینکه اتفاقی برای زهرا رخ داده است در حالی که روتی از بین رفته بود ، اتفاقی که او را برای همیشه تغییر داد ...
در حالی که روتی ناامیدانه سعی می کند تا حقیقت را به هم بپیوندد ، او عمیق تر و عمیق تر به دنیای جدید دوست خود می رود و به یک افشاگری خطرناک درباره آنچه زهرا در روزهای قبل از ناپدید شدنش تجربه کرده بود - نزدیکتر می شود - چیزی که شاید بهتر دفن شود.
در پیگیری خیره کننده او به دروغ که هرگز به من نگفتی، جنیفر دونالدسون بار دیگر یک هیجان پیشرانانه با یک پیچ و تاب استادانه ارائه می دهد ، و ماهرانه جهانی را ایجاد می کند که هیچ چیز کاملاً به نظر نمی رسد.
رتبه من: 5 از 5 ستاره
گاو مقدس من احساس می کنم با این کتاب خیلی به او دروغ می گویند! این کتاب غیرمنتظره ترین پایانی را داشت که تا به حال خوانده ام! هرگز، هرگز در یک میلیون سال ندیدم که این پایان در راه است! فک من به معنای واقعی کلمه به زمین خورد تا آن فصل آخر را خواند. اساسا در این کتاب روتی و دختر دیگری به نام زهرا در همان پارک تریلر آلاسکا بزرگ شدند. آنها بهترین دوستان بودند تا اینکه یک روز والدین روتی از هم جدا شدند و او مجبور شد به پورتلند برود. چند سال می گذرد و مادر روتی در نهایت می میرد و روتی مجبور می شود با پدرش به پارک تریلر برگردد. خوب، حالا با من برهنه این کتاب به طرز باورنکردنی آهسته شروع می شود!!!! کارهای زمینی زیادی وجود داشت که باید انجام می شد تا جنیفر دونالدسون بتواند چنین پایان تماشایی بنویسد. به شما قول میدهم که این کتاب بسیار شگفتانگیزی بود، قدرتی در دو فصل اول. هنگامی که روتی به پارک تریلر بازمیگردد، بهطور تکاندهندهای مشخص میشود که بهترین دوست دوران کودکیاش زهرا بهطور مرموزی ناپدید شده است و این کتاب اکنون تبدیل به یک «پرونده گمشده» شده است. به محض اینکه زهرا مفقود شد، آماده باشید که به زمین بخورید زیرا این کتاب واقعاً بلند می شود! جنیفر دونالدسون در نوشتن این کتاب کار شگفت انگیزی انجام داد، او واقعاً باعث شد روی همه شخصیت ها سرمایه گذاری کنم و من کاملاً محیط زیبا و در عین حال خطرناک آلاسکا را دوست داشتم. جایی در کتاب وجود داشت که اگر جنیفر دونالدسون به تازگی نوشتن را متوقف میکرد، این کتاب یک کتاب A+ بود، زیرا این کتاب موضوعات مختلفی مانند فقر، نژادپرستی سیستماتیک، سوء مصرف مواد مخدر، بیتوجهی به کودکان، مانند هر چیزی را که شما در نظر دارید، مورد بررسی قرار میداد. می توان فکر کرد، احتمالاً در این کتاب در مورد آن صحبت شده است و داستان را بسیار جذاب تر کرده است. اگر او همینجا توقف میکرد و پایان خوشی را که انتظارش را داشتم به ما میداد، خوشحال میشدم، اما نه، جنیفر دونالدسون مجبور بود آن را از پارک توپ با آن پایان غیرمنتظره دیوانهوار حذف کند! راستش من هرگز نمی دیدم که آن یکی می آید. این کتاب حواس پرتی بود! ای کاش آن را می نوشتم، این چقدر این کتاب را دوست داشتم. من این کتاب را به شدت توصیه می کنم. فکر میکنم این کتاب شماره 1 من برای سال 2020 خواهد بود، من چیزی نمیبینم که بتواند از آن بالاتر باشد.
نفرین ها لور حوا
چیدن قطعات بعد از رویدادهای دلخراش سال قبل آسان نیست، اما گریس مصمم به انجام آن هستند. ولف پس از یک ناپدید شدن مرموز بازگشته است و همه مشتاق بازگشت به حالت عادی هستند. به جز تابستان، جوانترین گریس. تابستان در کشف حقیقت استعداد دارد و چیزی او را آزار می دهد. پس از اینکه دنبالهای از سرنخها او را به آنچه میتواند کلید گذشته مرموز خانوادهاش و راز گرگ باشد، هدایت میکند، او مصمم است بر نفرین دیگری پیروز شود. اما افشای اسرار یک بازی خطرناک است و تابستانی نیست که به تنهایی برنده شود.
به دستور تابستان ، پیمان دوباره بهم می پیوندد ، و با اکراه دوست سابق خود ، رودخانه را دوباره به درون جیب می کشاند. اما رفتار ولف حتی با کمرنگ شدن قدرت فنرین غیرقابل پیش بینی می شود و سامر باید از خود بپرسد که آیا دوستی که او آنقدر دوست دارد نیز در حال برنامه ریزی برای نابودی نهایی و نفرین شده خانواده اش است.
این عاقبت پرچرب The Graces با جادو، هزینه مخرب قدرت، عوارض خانواده و ماهیت بخشش اشباع شده است.
رتبه من: 4 از 5 ستاره
من این کتاب را خیلی دوست داشتم، اما از آنجایی که این دومین کتاب از این مجموعه بود، احساس کردم که لحن نویسنده با کتاب اول بسیار متفاوت است. در کتاب اول ما از دیدگاه ریور به عنوان شخصیت اصلی پیروی کردیم و در این کتاب شخصیت اصلی به تابستان سوئیچ میکند و از دیدگاه او گفته میشود، که واقعاً من را پرت کرد! من این کتاب را سال گذشته انتخاب کرده بودم، زیرا کتاب یکی را بسیار دوست داشتم، اما تغییر لحن آنقدر شدید بود که نمیتوانستم وارد آن شوم. یک سال بعد فکر کردم دوباره تلاش کنم. هنوز کتاب واقعاً خوبی بود، اما تابستان شخصیت اصلی آنقدر از کتاب 1 به کتاب 2 تغییر کرد که انگار یک شخصیت کاملاً جدید بود. من معتقدم که در کتاب 1 او بسیار دخترانه با موهای بلوند بلند و رفتار دخترانه پست بود. سپس در کتاب دوم، تابستان ناگهان تمام موهایش را می کند، پسر کوتاه می کند و آن را رنگ مشکی می کند. او به طور کامل رنگ صورتی را رها می کند و با آن احساس کردم اعتماد به نفس خود را تا حد زیادی از دست داده است؟ او کاملاً از محبوب ترین دختر مدرسه به یک درونگرا در کتاب دو تبدیل شد. که واقعاً یک تغییر شدید بود. توسعه شخصیت زیادی منجر به این تغییرات نشد، بنابراین واقعاً دردناک بود. با این حال، همه شخصیتهای دیگر یکسان ماندند، بنابراین هنوز هم واقعاً خوب بود و همان لحنهای جادویی کتاب 1 را داشت. فکر میکنم این یک سریال سرگرمکننده برای خواندن برای هالووین باشد. ترسناک نیست فقط کمی فضای شبح وار دارد. اگرچه من واقعاً این کتاب را دوست داشتم و به آن 5 ستاره دادم، فکر می کنم کتاب 1 به تنهایی شگفت انگیز بود و واقعاً به این دنباله نیاز نداشت. اگر هرگز این کتاب را نمی خواندم خوب می شدم.
شکوه و جلال توسط آنا گودبرسن
آغازی نو.
مکاشفه های تکان دهنده
پایان های غیر منتظره
همانطور که بهار به تابستان تبدیل می شود ، الیزابت از نقش های جدیدش به عنوان یک همسر جوان لذت می برد ، در حالی که خواهرش ، دیانا ، به دنبال ماجراجویی در خارج از کشور است. اما وقتی سرنخ شگفت انگیزی از مرگ پدرشان آشکار می شود ، دختران هلندی تعجب می کنند که زندگی با شکوه به چه قیمتی به وجود می آید.
کارولینا برود، جدیدترین عزیز جامعه، شعله ای از گذشته خود را دوست دارد، غافل از اینکه چگونه ممکن است آینده او را بسوزاند. Penelope Schoonmaker بالاخره یک خانواده سلطنتی منهتن است - اما زمانی که یک شاهزاده واقعی از شهر بازدید می کند، او به عنوانی که همراه با یک تاج است آرزو می کند. شوهرش، هنری، شجاعانه وارد جنگ شد، اما متوجه شد که حکومت پدرش فراتر از سواحل نیویورک است و جنگیدن برای عشق ممکن است یک نبرد شکست خورده باشد.
در نتیجه چشمگیر سریال پرفروش لوکس ، خیره کننده ترین اجتماعات نیویورک رویاها را تعقیب می کنند ، به قول ها می چسبند و سرنوشت را وسوسه می کنند. در حالی که جامعه مشاهده می کند که پیرترین خانواده ها و جدیدترین ثروت های شهر چه خواهند شد ، یک س remainsال باقی می ماند: آیا ستارگان آن کمرنگ می شوند یا اینکه هر چه روشن تر می شوند؟
رتبه من: 5 از 5 ستاره
اول از همه، این یکی از سریال های مورد علاقه من برای بزرگسالان جوان در تمام دوران است... اما این پایان! احساس می کنم آنا گودبرسن مرا خیلی کثیف کرد! احساس می کنم خیلی به من خیانت شده است، این پایانی نبود که انتظارش را داشتم... پایانی که کل کتاب به آن منتهی می شد! او فقط کار خودش را انجام داد و به طور کامل از فیلمنامه خارج شد. به نوعی ویران کننده بود اما با شخصیت شخصیت ها سازگار بود، اما واقعاً غیرمنتظره. نمی دونم... نمی دونم می تونم از اون یکی بگذرم یا نه. اگر می خواهید بدانید در مورد چه چیزی صحبت می کنم، فقط باید آن را بخوانید. این سریال در کل بسیار رسوایی و درام است. یک قطعه دوره زمانی عالی است. من این مجموعه را به افرادی که از خواندن مجموعه کتاب های لایک لذت می برند به شدت توصیه می کنم دادگاه درخشان توسط ریشل مید یا انتخاب سریال کیرا کاس. میخواهم بگویم که آنها مضامین مشابهی از شخصیتهای زن قوی دارند که باید همسوییهای ازدواج مطلوبی انجام دهند. ساختن کتاب هایی با داستان های عاشقانه و درام و همچنین لباس های مجلسی زیبا و رسوایی. فکر میکنم این را بارها در مورد این سریال گفتهام، اما اگر کتابی میخواهید که بیشتر شبیه یک اپرا باشد، این سریال برای شماست، هرگز لحظهای کسلکننده وجود نداشت و هر شخصیت رسواییها و درامهای خاص خود را داشت. با جذاب کردن دیدگاه هر شخصیت برای خواندن.

افزودن نظر به: آگوست: کتاب هایی که اخیراً خوانده ام